ســـربـــداران علـــــــی علیــــــه الـــــسلام

بیانات حضرت آقا 

در دیدار با اعضای  مجلس خبرگان رهبری




 اگر بنابر تحریم باشد درآینده ملت ایران آنها را تحریم میکند

 بیشترین مجموع نفت وگاز دنیا برای ایران است.

 گازی که دنیا و اروپا به آن احتیاج دارد ایران میتواند

آنها را تحریم کند اگر لازم باشد.

باید کار جدی انجام بگیرد.

ما میتوانیم علیه تحریم ایستادگی کنیم

و هدفهای دشمنان را ناکام بگذاریم.

 اگر نکنیم دشمن برای برنامه

 هسته‌ای ما شرط میگذارد و تحریم میکند.

مندن ده سلام یتیرین عزیزلریم تبریزلی لرو آذربایجانی لارا»




 

هفته نامه نه دی توقیف شد




روز گذشته در دومین روز از دهه فجر خبری مهم منتشر شد: با دستور رئیس جمهور و با رمز یا محمد رسول الله(ص) "ماهواره فجر" به فضا فرستاده شد.

 

 

پس از ماهواره‌های امید، رصد و نوید، فجر چهارمین ماهواره ساخت متخصصان ایرانی است که در مدرا زمین قرار گرفته است. این ماهواره را متخصصان سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع و شرکت صنایع الکترونیک ایران ساخته اند و مرکز هدایت و کنترل عملیات فضایی کشور به کمک شبکه ایستگاه‌های زمینی بومی، پشتیبانی و نظارت بر عملیات بهره برداری ماهواره فجر را برعهده دارند.

 

 

هدف این نوشته کوتاه بررسی دستاورد مهم دانشمندان و متخصصان ایرانی و ویژگی‌های خاص ماهواره فجر نیست بلکه می‌خواهیم به حقیقت دیگری در سانسور این خبر اشاره نماییم.

 

 

پس از انتشار خبر پرتاب ماهواره ایرانی، اغلب خبرگزاری‌ها و شبکه‌های غربی به پوشش آن پرداختند و از موفقیت ایرانی‌ها خبر دادند.

 

 

اما موضوعی که نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت سکوت عجیب رسانه های فارسی زبان غربی است. رسانه هایی که مدعی اطلاع رسانی آزاد و حرفه ای از ایران هستند حتی یک خبر کوتاه از دستاورد ارزشمند متخصصان ایرانی منتشر نکردند.

 

 

نگاهی به صفحات سایت‌های فارسی زبان متعلق به دولت های غربی نشان می‌دهد که مدیران سایت های انگلیس، آمریکا، آلمان و فرانسه ترجیح داده‌اند به جای این خبر، خبرهای دیگری را پوشش دهند.

 

 

رسانه‌های فارسی زبان در حالی از کنار این خبر به راحتی گذشتند که کوچک‌ترین حوادث و اتفاق‌های ایران را البته با اولویت اخبار منفی پوشش می دهند.

 

به برخی تیترهایی که هم اکنون در این سایت‌ها وجود دارد توجه کنید:

 

بازداشت شکارچی ایرانی به اتهام کشتن دو توله خرس و سه گوزن (بی بی سی فارسی)

 

 افزایش «آگهی فروش کبد»؛ «کبدم را چند می‌خری؟» (رادیو فردا)

 

باران اخیر تهران 'نتیجه بارور کردن ابرها بود' (بی بی سی فارسی)

 

 گزارشی تکاندهنده از ایران در روز جهانی تالاب‌ها (رادیو فرانسه)

 

ارکستر سمفونیک تهران 'آغاز به‌کار می‌کند' (بی بی سی فارسی)

 

 شمار مدارس تیزهوشان کاهش پیدا می‌کند (رادیو فردا)

 

رویای داشتن بازوهای بزرگ با مکمل های غذایی (بی بی سی فارسی)

 

جشن سده؛ شادی زرتشتیان تهران از دید رسا‌نه‌های خارجی (دویچه وله)

 

 در ایران یک صد وسی صفحه فیسبوک حذف و دوازه نفر دستگیر شده‌اند (رادیو فرانسه)

 

 

چند پرسش اساسی:

 

آیا خبر پرتاب موفقیت‌آمیز ماهواره تحقیقاتی فجر و در مدار زمین قرار گرفتن آن، برای مدیران رسانه های غربی فارسی زبان این قدر بی اهمیت و بی ارزش بوده است؟

 

آیا این نوع خبر رسانی ناقص و گزینشی از ایران با ادعای "بی‌طرفی" و "حرفه‌ای بودن" منافات ندارد؟

 

رویکرد همراه با سانسور مدیران به ظاهر ایرانی رسانه‌هایی که بودجه‌شان را وزارت خارجه آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه تأمین می‌کنند نشان دهنده چیست؟

 

 

همین شیوه رسانه های فارسی زبان است که ایرانیان را به این حقیقت می رساند که استفاده از زبان فارسی تنها پوشش و ظاهری برای به نتیجه رساندن اهداف دولت های غربی است و هدف اصلی آن‌ها پوشش اخبار منفی و سیاه و تلخ از ایران و سانسور خبرهای مثبت و موفقیت دانشمندان ایرانی است.




Message of ayatollah Seyyed Ali Khamenei

Leader of The Islamic Republic of Iran

 In the name of God, the Beneficent the Merciful

 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

 




 ولی امر مسلمین جهان حضرت امام خامنه ای درپی آغاز موج تازه اسلام ستیزی در غرب متعاقب حوادث اخیر فرانسه و توهین یک نشریه هتاک به ساحت قدسی نبی مکرم اسلام(ص)، پیام مهمی خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی صادر کردند.

 

متن پیام به این شرح است:

 

 

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم


به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

 

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم.

 

من شما جوانان را مخاطب خود قرار می‎دهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما می‎بینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم.

 

همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمی‎کنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

 


سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه می‎گردد.

 

از دو دهه پیش به این سو -یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی- تلاش‎های زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود.

 

تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد.

 

 

من در اینجا نمی‎خواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّت‎های غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخ‎نگاری‌های جدید، رفتارهای غیرصادقانه و مزوّرانه‌ی دولت‎های غربی با دیگر ملّت‎ها و فرهنگ‎های جهان نکوهش شده است.

 

 

تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیرمسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگ‎های اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی می‎کنند.

 


این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست؛ بلکه از شما می‎خواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟

 

چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری می‎شود؟

 


شما به‎خوبی می‎دانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است.

اکنون من می‎خواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟

 

چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزش‎هایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرت‎های بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین می‎گردد؟

 

پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

 


خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیش‎داوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء می‎کند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن می‎گریزانند و می‎ترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد؟

من اصرار نمی‎کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید، بلکه می‎گویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود.

 

 

اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند.

اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید.

 

 

من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟

 

آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزش‎هایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

 


من از شما می‎خواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بی‎طرفانه را از شما سلب کنند.

 

امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند.

 

 

اگرچه هیچ‎کس به‌صورت فردی نمی‎تواند شکاف‎های ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما می‎تواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد.

 

این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا می‎تواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند.

 

تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار می‎دهد.

 

بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیش‎داوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

 

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱

 







 

حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک دو مناسبت گرانقدر این روز عزیز، میلاد پیامبر اسلام را میلاد «علم و عقل و اخلاق و رحمت و وحدت» خواندند و خاطرنشان کردند: در تحقق این مفاهیم عمیق و سعادت بخش، وظیفه مسئولان، سیاستمداران، علما و نخبگان کشورهای اسلامی، بسیار سنگین تر است.

 ایشان با ابراز تأسف عمیق از موفقیت طرحهای تفرقه انگیز دشمنان اسلام تأکید کردند: اگر ملتهای مسلمان با این امکانات عظیم و ویژگیهای منحصر بفرد، نه در جزئیات بلکه در جهت گیریهای کلی همدل و همزبان شوند، ترقی و تعالی امت اسلامی تضمین می شود و انعکاس جهانی وحدت و همزبانی دنیای اسلام، مایه «شرف، آبرو و عظمت پیامبر اسلام» خواهد شد.

 


رهبر انقلاب، نماز پرشکوه ملتهای مسلمان در عید فطر و اجتماع عظیم حج را دو نمونه از هم جهتی عزت بخش امت اسلام برشمردند و افزودند: در اربعین حسینی امسال نیز، میلیونها مسلمان که اهل تسنن نیز در میان آنها بودند حادثه ای عظیم و عجیب آفریدند که انعکاس جهانی آن، به عنوان بزرگترین گردهمایی مسلمانان جهان، زمینه ساز افتخار و عظمت دنیای اسلام شد.

 ایشان در همین زمینه از دولت، ملت و عشایر عراق به علت فداکاری و بزرگواری در خدمت به زائران اربعین حسینی امسال، تشکر و قدردانی کردند.

 

 

 


رهبر انقلاب در تبیین عوامل ایجاد اتحاد دنیای اسلامی، پرهیز از «سوءظن و اهانت فرق مختلف شیعه و سنی نسبت به یکدیگر» را بسیار مهم دانستند و با اشاره به تلاش گسترده مراکز «جاسوسی و اطلاعاتی» غرب برای تفرقه افکنی خاطرنشان کردند:

آن تشیعی که با MI۶ انگلیس مرتبط است و آن تسننی که مزدور CIA است هر دو ضد اسلام و ضد پیامبرند.

 


حضرت آیت الله خامنه ای، با یادآوری پرچمداری امام خمینی (رض) در بحث وحدت اسلامی، به تلاشهای بی‌وقفه جمهوری اسلامی در این زمینه اشاره و خاطرنشان کردند: در ۳۵ سال اخیر کمکهای ایران به برادران مسلمانان، غالباً به برادران اهل سنت بوده است و نظام اسلامی و ملت ایران با حمایت مستمر از ملت فلسطین و مردم کشورهای منطقه، پایبندی عملی خود را به شعار وحدت، ثابت کرده است.
ایشان خطاب به سیاستمداران، علما و روشنفکران جهان اسلام این سؤال را مطرح کردند: هنگامی که زورگویان جهانی برای ایجاد اسلام هراسی و تخریب چهره نورانی اسلام، شدت مشغول فعالیتند، آیا سخنان تفرقه انگیز و تخریب متقابل چهره فرق اسلامی، خلاف حکمت و عقل و سیاست نیست؟

 


حضرت آیت الله خامنه ای، تمرکز سیاست خارجی برخی کشورهای منطقه بر معارضه با ایران را اشتباهی بزرگ برشمردند و افزودند: برخلاف این سیاستهای غیرعاقلانه، جمهوری اسلامی، همچنان سیاست خارجی خود را بر مبنای دوستی و برادری با همه کشورهای اسلامی از جمله دولتهای منطقه، پیگیری برخواهد کرد.

 


ایشان همچنین ترویج پلورالیسم را برداشت غلط از قرآن کریم و متون اسلامی خواندند و افزودند: بر مبنای آیات صریح قرآن، اسلام، پلورالیسم را قبول ندارد.

 


رهبر انقلاب، تمرکز بر منافع امت اسلامی و وحدت دنیای اسلام را متضمن تأمین منافع تک تک کشورهای اسلامی خواندند و تأکید کردند: همه ما مسلمانان باید با تکیه بر متون قرآن از جمله آیه شریفه «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفار وَ رُحماءُ بَینَهم» در مقابل استکبار و سرطان مهلک صهیونیسم جهانی و در رأس آنها امریکا و دولت غاصب اسرائیل بایستیم و در میان خود، مهربان و همراه و همدل باشیم.




روزنامه
 
یادتونه چه جنجالی همین اصلاحاتچی ها سر گرفتن دست احمدی نژاد توسط مادر هوگو چاوز انداخته بودند
 بفرما دکتر مچکریم از همه چیز از رکود بازار
از گران شدن قیمت ها
از توافقات هسته ای بی نتیجه
از قلع و قمع حزب الله و برخورد کاملا جناحی
شما راست میگفتین ما بهتون خوشبین بودیم اما بقول خودتون خوشبینی در عالم واقع جایی ندارد
اما یه تذکر
آمریکا قابل اعتماد نیست
اون بهترین دوستان و .... خودش رو تنها گذاشته
لطفا به امریکا اعتماد نکنین نمونه اش همین پایین آوردن قیمت نفته اونم بعد از اینهمه زحمت و دوندگیتون
 به قول آقای همساده یه تف هم کف دستمون نذاشتن






 غرش سردار هنر ابراهیم حاتمی کیا در جشنواره مقاومت
 
 
دعا کنید بخون شهدا، رسوا شوند

 

 ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان فیلم «چ» بعد از دریافت تندیس بهترین کارگردانی فیلم جشنواره فیلم مقاومت گفت: فضای این جمع بسیار صمیمی است و من این جمع را "خودی" می بینم. جشنواره هم بسیار خوب و با آبرو برگزار شد اما واقعیت این است که نباید بین این جشنواره و جشنواره فجر تفاوتی در ایره ها و ارزش ها باشد، یعنی هدف ها و غایت ها باید یکی باشد.

 

حاتمی کیا با اشاره به حرفهای موهن کیارستمی درباره دفاع مقدس ادامه داد: عزیزکرده‌ای که مورد علاقه خیلی از آقایان بوده، حرفهایی زد. مصاحبه این فرد را چند بار دیدم که نکند اشتباه کرده‌ باشم و برداشت بدی از صحبت هایش بکنم. البته من از قبل می‌دانستم یک جریانی هست که نسبت به جنگ بی‌اعتناست. من معتقدم مسئولین وقت آن زمان باید حالا پاسخگو باشند. از استاد خودم آقای بهشتی که من را به‌ سمت جنوب راهی کرد و او را به‌ سمت شمال فرستاد، او را تشویق کرد که در شمال باشد و من را در گرد و غبار جنوب تا در جنگ باشم.

 

 

 

 

 

کارگردان فیلم " چ " اضافه کرد: او همواره عزیزکرده جشنواره‌ها بوده و هست و همیشه پرچم ایران را در جشنواره‌های مختلف بالا برده است. وزارت خارجه همیشه به‌عنوان نفری که قدرت داشته از فیلم‌های او دفاع می‌کرد. حتی یک بار بخاطر فیلمی من به فارابی و سراغ آقای حسین حقیقی رفتم و گریه کردم تا آن فیلم به‌عنوان نماینده ایران به خارج نرود اما او گفت که وزارت خارجه وقت گفته که این فیلم حتماً باید برود. و وزارت خارجه هم همیشه حامی سر سخت او بوده.

 

حاتمی‌کیا گفت: آنچه اکنون رخ داده است به دست همه میزان و معیار می‌دهد، به دست آن عزیزانی که باید بفهمند. برادران، آنهایی که با خون آمدید به این رشته! به‌ قصدی آمدیم که فکر کردیم اینجا آن‌چیزی را بگوییم که دیده‌ایم، الآن استاد اعظم ما نسبت و نگاهش نسبت به شهدا این‌گونه است.

 

حاتمی  کیا با خطاب قرار دادن وزیر فرهنگ و مسئولین ارشد کشور با صراحت گفت: من از شخص آقای وزیر، رئیس جمهور، دکتر ایوبی و مهندس جعفری‌جلوه توقع دارم نظرشان را نسبت به این نگاه به "‌صراحت" بگویند. شما در جنگ بوده اید! شما بچه‌ها را دیده‌اید و شهدا را می‌شناسید، اگر نظر ندهید و نگاه خودتان را مشخص نکنید، اگر این میزان و فرقان مشخص نباشد آن وقت من معتقدم در دولتی حرف می‌زنم که در آن نفاق وجود دارد.

 

حاتمی کیا که صحبت هایش با تشویق مکرر حضار روبرو می شد با این جمله صحبت های خود را به اتمام رساند: دعا کنید که به‌خون همین شهدا آن افرادی که این خون‌ها را نمی‌بینند، رسوا شوند.

 




 

دیالوگ  بسیار زیبا و ماندگار مرحوم حسین پناهی

 در سریال امام علی علیه السلام

 

در روزگار علی زنده باشی نفس بکشی

 و ارادتمند مرامش نباشی به چه می ارزی؟




 عقد قرارداد ننگین  از گروهبان

به گزارش پایـگاه جوان انقلابی ؛ در سال ۸۱ و زمانی که بیژن زنگنه وزیر نفت دولت خاتمی بود، قراردادی بین شرکت اماراتی کرسنت پترولیوم با شرکت ملی نفت ایران منعقد شد. در این قرارداد شرکت کرسنت گاز ترش میدان سلمان که یک میدان مشترک بین ایران و امارات می باشد را به قیمت هر فوت مکعب گاز در حدود ۵۰ سنت (نیم‌دلار) به صورت روزانه ۵۰۰ میلیون فوت مکعب می خرد و این گاز بایستی با لوله‌کشی در خلیج فارس به امارات صادر شود.

ـ

قرارداد به مدت ۲۵ سال در دو مرحله امضا می شود. در مرحله اول که ۷ سال است با پیش بینی نفت ۱۸ دلاری قیمت حدود ۵۰ سنت (نیم‌دلار) و در مرحله دوم (۱۸ سال بعدی) با پیش بینی نفت ۴۰ دلاری نرخ هر فوت مکعب گاز صادراتی حداکثر حدود ۱/۱‌دلار توافق می شود. منتقدان این قرارداد قیمت پیشنهادی برای فروش منابع گازی را به نسبت قیمت جهانی نفت پایین می‌دانستند و از این جهت دیوان محاسبات در سال ۸۴ که قیمت نفت به بیش از ۵۰‌دلار رسیده بود با استناد به مفاد قیمت مندرج در قرارداد کرسنت، آن را مورد ابهام و بررسی قرار داد. سرانجام این قرارداد در ۱۱ بهمن ۸۴ و توسط محمدرضا رحیمی، رئیس وقت دیوان محاسبات کشور لغو می شود.

 ـ

javanenghelabi - zangeneh 1ـ

آغاز شکایت ها

پس از لغو قرارداد کرسنت در دولت نهم، این شرکت اماراتی از ایران در دادگاه بین المللی لاهه شکایت می کند. جمهوری اسلامی نیز با استدلال به اینکه قرارداد یک طرفه بوده و با “فساد” و “تبانی” امضا شده در دادگاه لاهه طرح دعوای حقوقی می کند. در دولت نهم و دهم دو دادگاه در هلند تشکیل می شود و جمهوری اسلامی در دو دور اولیه دادگاه موفق به اثبات فساد در پرونده کرسنت می گردد. دادگاه به نفع ایران پیش میرود و با اثبات کامل پرداخت رشوه توسط اماراتی ها ، صدور حکم به نفع ایران قطعی میگردد.

ـ

شکایت ها در دولت تدبیر

با پیشنهاد بیژن زنگنه به عنوان وزیر نفت همزمان با دومین مرحله از دادگاه لاهه ورق به سمت طرف اماراتی بر می گردد. با روی کار آمدن بیژن زنگنه، شرکت کرسنت یک بهانه پیدا میکند تا خود را از اتهام فساد و رشوه مبرا نماید. اماراتی‌ها با این ادعا که مجریان وقت قرارداد کرسنت و کسانی که متهم به فساد در این قرارداد هستند اکنون جزو مدیران ارشد نفتی ایران شده و در مجلس ایران رای اعتماد گرفته و مورد تایید رییس جمهور ایران نیز میباشند مدعی عدم وجود فساد در قرارداد شد. وکیل شرکت کرسنت نیز با استناد به مصاحبه‌های بیژن زنگنه ادعا می کند که قرارداد کرسنت سالم و بدون فساد بوده است. سرانجام دادگاه لاهه با قبول ادعای اماراتی‌ها ایران را به جهت عدم عمل به تعهدات خود به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار خسارت محکوم می کند.

 ـ

شکایت ترکیه

بعد از محکومیت ۱۸ میلیارد دلاری ایران در پرونده کرسنت، ترکیه‌ با استناد به قیمت ناچیز گاز در قرارداد مشهور کرسنت، ایران را به گران فروشی متهم کرده و به داداگه لاهه شکایت می کنند. ترک ها با اشاره به قرارداد بوتاش و قیمت دوبرابری این قرارداد نسبت به کرسنت سرانجام موفق به پیروزی در دادگاه می شوند. دادگاه لاهه در این مورد نیز ایران را به پرداخت ۶ میلیارد دلار جریمه محکوم می کند.

ضررهای کرسنت به کشور تنها به پرداخت خسارت منجر نمی گردد چرا که تاکنون و در سایه آن قرارداد، طرف اماراتی ۳۱ میلیارد دلار از میدان مشترک گازی بهره برده است. مسعود سلطان‌پور، مدیرسابق شرکت تاسیسات دریایی می گوید “کشور امارات تاکنون ۳۱ میلیارد دلار از میدان سلمان سود کسب کرده و این خسارت ناشی از قرارداد کرسنت است”.

در نهایت میتوان گفت که میزان جریمه ایران به سبب قراردادهای نفتی آقای بیژن زنگنه تاکنون ۲۴ میلیارد دلار بوده که باید به آن حداقل ۳۱ میلیارد دلار خسارات میدان سلمان، بی آبرویی در دادگاه های بین المللی و بی اعتباری در بین کشورها و شرکت‌های نفتی را نیز افزود.

ـ

ـ

گفتنی است دکتر حسن روحانی در آذرماه سال ۸۱ و از جایگاه دبیر شـورای عالی امنیت ملی با ارسال نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور وقت به عملکرد بیژن زنگنه وزیر نفـت کابینه اصلاحات به شدت اعتراض کرده و اقدام وی در انعقاد قرارداد نفتی «کرسنت» را بـیرون از چارچوب قانون توصیف کرده بود.

در بخشی از نامه دکتـر روحانی درباره عقد قرارداد کرسنت که نوعی پیش بینی درباره آینده آن است، آمده است: «عقد قرارداد طولانی گاز با شرکتی غیر معتبر که بنابر گزارشات دریافتی از وزارت نفت طی سال‌های گذشته عملکردی ضعیف و توأم با نادیده گرفتن حقوق ایران در ارتباط با میدان نفتی مبارک داشته، تکرار تجربه تلخی است که سالیان دراز گرفتار آن خواهیم بود.»

ـ

امیدواریم دکتر روحانی و تیم اقتصادی دولـت محـترم اعتدال با تدبیر این مشکل بزرگ را حل نمایند و اجازه به زیاده خواهی برخی کشورهای همسایه ندهند.




 

ما نگرانیم چرا؟

حمـید رسایی نماینده محترم مجلس شورای اسلامی

هفته گذشته رئیس جمهور محترم برای چندمین بار در حالتی عصبانی، منتقدان آرام خود را نواخت و بعد از آن که آنها را کم سواد، بی سواد، بی شناسنامه، تغذیه شوندگان از جای خاص و … خطاب کرده بود، این بار آنها را بزدل سیاسی و ترسو نامید و به جهنم رفتن حواله داد.

 
این سخنان حسن روحانی آنقدر توهین آمیز بود که سایت رسمی ریاست جمهوری مجبور شد به فاصله چند ساعت آن را از خروجی خود حذف کند و کار به جایی رسید که حتی رسانه ها و اطرافیان و حامیان رئیس جمهور – به جز چند مشاور مداح دائمی وی – نتوانستند از ادبیات روحانی دفاع کنند بلکه آن را توجیه یا  اساسا سکوت کردند.
 
این ادبیات غیرقابل دفاع چندباره روحانی در مواجه با منتقدان، در حقیقت نقض صریح بند ششم از اصل سوم قانون اساسی است که دولت را مکلف به محو هرگونه خودکامگی، انحصار طلبی و استبداد کرده است. این ادبیات همچنین بر خلاف محتوای قسمی است که بر اساس اصل ۱۲۱ رئیس جمهور به زبان آورده و اعلام داشته که از هرگونه خودکامگی بپرهیزد و از آزادی و حرمت اشخاص حمایت کند.
ـ
 
در روزهای پایانی هفته اما وقتی انتقادات درون تشکیلاتی و برون تشکیلاتی، سایه سنگین خود را بر ادبیات توهین آمیز رئیس جمهور سنگین کرد، وی مجبور به اظهار نظر درباره ادبیات خاص خود شد اما این بار به جای آن که آبرو را درست کند، چشم را کور کرد. شاید اگر آقای روحانی توصیه های ائمه معصومین را از یاد نبرده بود، طوری سخن می گفت که نیازی به حذف آن از سایت رسمی اش نباشد.
 
 ”خشم کلید همه بدی‏‌هاست” این بیان، روایتی است از امام صادق علیه السلام که به واقعیتی روانشناختی اشاره می کند. انسانی که از روی خشم و غضب سخن می گوید، کلید خود را در قفلی می چرخاند که جز شر و بدی از آن خارج نمی شود.  در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام یکی از مهم‌ترین برکات خویشتن داری در حالت خشم، نجات از آتش جهنم بیان شده است. ایشان در این باره می‌فرمایند: “هر کس در هنگام خشم و غضب، مالک نفس خویش باشد، خداوند متعال بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد کرد”. امیر بیان در نهج البلاغه، ابزار ریاست کردن را سعه صدر می داند.
ـ
ـ
javanenghelabi - mozakeratـ
برای مشـاهده با کیفیـت بیشتر ، بر روی عـکس کلیک کنید.
ـ
 
اما در خصوص ادبیات آقای روحانی و نکاتی که بیان داشته اند باید گفت:
 ـ
۱ . رئیس جمهور محترم که خود را مکلف به بهشت بردن مردم نمی دانست، ظاهرا وظیفه به جهنم رساندن منتقدان را تقبل کرده! وی در حالی منتقدان خود را که اکثر آنها سابقه حضور در میادین دفاع مقدس دارند و از رزمندگان و جانبازان آن دوره هستند، به بزدلی و ترس از دشمن متهم کرده که وزیر امور خارجه اش پیش از این در دانشگاه تهران در اظهار نظری عجیب ادعا کرده بود که آمریکایی ها می توانند با یک بمب، کل سیستم دفاعی ما را از کار بیندازند!
 
بدون شک اگر به دنبال نشانه ای مبنی بر ترس از دشمن باشیم، این ادبیات آقای ظریف است که حکایت از ترس در مواجهه با دشمن دارد آن هم از جانب فردی که حتی دوره سربازی خود را در نه در میدان های جنگ بلکه در نیویورک و در ساختمان های سازمان ملل سپری کرده است.
 
اما بدتر از سخن دکتر ظریف که حکایت از نوعی ضعف نسبت به دشمنان این کشور دارد، کدخدا دانستن آمریکا از سوی حسن روحانی و ارتباط تلفنی بی فایده و حتی می توان گفت پرضرر وی با اوباما در سفر سال قبل به سازمان ملل بود. سال گذشته روحانی در اقدامی ناباورانه پس از ۳۵ سال مقاومت و ایستادگی و بی محلی به خوش رقصی های روسای جمهور آمریکا برای برقراری ارتباط با مسئولان عالی نظام جمهوری اسلامی، به مکالمه تلفنی با رئیس جمهور آمریکا که حامی رژیم کودک کش اسرائیل است، تن داد و این سمبل مقاومت ۳۵ ساله را شکست؛ رفتاری که از سوی رهبر معظم انقلاب، حرکت نابجا توصیف شد و بیانات چند روز قبل رهبری در دیدار با سفرای خارجی، تاکیدی مجدد برای جلوگیری از تکرار این رفتارهای نابجا در آینده بود.
 ـ
۲ . روحانی در حالی منتقدان خود را ترسو، بزدل سیاسی و کسانی که در وقت مذاکره لرزه بر اندامشان می افتد، نامید که در ادامه سخنانش می گوید: “در سیاست خارجی اگر محاسبات ما درست نباشد یا هزینه زیادی خواهیم داد یا شکست می خوریم.” چنین ادبیات منفعلانه و ناامیدانه ای، هرگز تاکنون در بیانات هیچ مسئول عالی جمهوری اسلامی دیده نشده بود بلکه آنچه از روح خدا خمینی کبیر در اذهان ملت ما باقی مانده، این است که در قاموس ما شکست معنا ندارد.
 
ماه مبارک رمضان امسال بود که رهبر انقلاب با مقایسه رفتارهای آمریکا به تاکتیک های شیطان رجیم، خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی از نقشه دشمنان این انقلاب بویژه آمریکا پرده برداشت و گفت: تاکتیک دشمن، رخنه در دستگاه محاسباتی مسئولان جمهوری اسلامی و تغییر محاسبات آنهاست. اکنون روحانی بر خلاف حضرت خمینی رحمت الله علیه، از محاسباتی سخن می گوید که نتیجه اش شکست است در حالی که امام امت به دلیل روحیه تکلیف گرایی اساساً نتیجه شکست را برای اقداماتش تصور نمی کرد.
 ـ
۳٫ آقای روحانی منتقدان خود را کسانی دانسته که از مذاکره با دشمن تنشان به لرزه می افتد. بله منتقدان شما از روزی که حرکات های نابجایی مانند مکالمه تلفنی تان با اوباما را دیده اند، از مذاکرات شما با گاو شاخدار وحشی ای مانند آمریکا می‌ترسند و می لرزند. بدیهی است که این لرزش نه از اصل مذاکره که از مذاکره کنندگان است!
 
پیشینه مذاکره در خصوص مسائل هسته ای به حدود ده سال قبل باز می گردد. ما نگران مذاکرات پشت درهای بسته تفکری با آمریکا هستیم که معتقد است گاو شاخ دار و مدافع رژیم کودک کش صهیونیستی می تواند با یک بمب سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد در حالی که همه دنیا دید که این سگ وحشی و حامیانش نتوانستند با هزاران بمب، سیستم دفاعی مردم غزه را از کار بیندازند.
 
آقای روحانی درست گفته اند که ما می لرزیم اما نه به خاطر ترس از دشمن، بلکه به دلیل یادآوری دستآوردهای قبلی مدیریت ایشان در پرونده هسته ای به خود می لرزیم. ما می لرزیم وقتی به یاد می آوریم که وزیر خارجه انگلیس پس از مذاکرات سعدآباد، جلوی وزیر خارجه وقت ایران در دولت اصلاحات مثل یک فاتح در برابر کسی که تسلیم است با کمال بی ادبی پای خود را روی میز دراز کرد و روی هم انداخت.
 
ما می لرزیم از این که جک استراو دیگری چند سال بعد در خاطرات خود بنویسد که وقتی با قطار عازم سفر تفریحی بودم، وزیر امور خارجه ایران با من تماس گرفت و گفت ما می‌خواهیم ۲۰ سانتریفیوژ را برای تحقیقات علمی فعال نگه داریم و من برای پاسخ دادن به تلفنش به دستشویی قطار رفتم.
 
در طول یک سال ریاست جمهوری و مذاکره دولت تدبیر و امید با آمریکا کم تحقیر نشدیم که بر خود نلرزیم. هم تحقیر شدیم و هم بیشتر تحریم شدیم! این جمله ای است که بارها ما را به خاطر بیان آن مورد توهین قرار دادید اما چند روز قبل از زبان رهبر معظم انقلاب نیز شنیدید: مذاکره با آمریکا نه تنها سودی نداشت بلکه تحریم ها و توهین ها را بیشتر هم کرد. این جمله رهبر انقلاب یعنی: آقای روحانی بیدار شوید هیچ تحریمی ترک برنداشته!
 
 ـ
۴ . سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع سفیران جمهوری اسلامی اما نشان داد که بسیاری از دغدغه های منتقدان توافقنامه ژنو و حرکت های دولت یازدهم در مذاکرات هسته ای بجا و درست بوده است. این برای چندمین بار است که رهبر معظم انقلاب از بی فایده بودن مذاکرات و باقی ماندن تحریم ها سخن می گویند. آقای روحانی اما همچنان بر شکستن کمر تحریم و ترک برداشتن آن پافشاری می کند و هر بار به نوعی منتقدین خود را که روز به روز در حال افزایش هستند، مورد شماتت قرار می دهد.
 
اکنون رهبر انقلاب برای چندمین بار به صراحت عنوان می کند که تنها فایده مذاکرات این است که سر سازشکاران به سنگ بخورد و تجربه شود که در سایه مذاکره با آمریکا هیچ گره ای از مشکلات کشور باز نمی شود. تنها راه برون رفت از مشکلات تحریم غربی ها اعتماد به نسل جوان و مقاومت در برابر زیاده طلبی های کشورهای سلطه گر است.
ـ
ـ
ـ



 

داعش آمریکایی

به گزارش سرویس بین الملل جام نیوز، "هیلاری کلینتون" در کتاب جدید خاطرات خود تأکید کرده است که قرار بود دولت اسلامی بر اساس توافق آمریکا و اخوان المسلمین در مصر تشکیل شود.

 

وزیر خارجه سابق امریکا نوشته است: «ما در جنگ عراق، سوریه و لیبی شرکت کردیم و همه‌چیز خوب بود اما به‌یک‌باره انقلاب سی‌ام ژوئن در مصر علیه دولت اخوان المسلمین روی داد و همه‌چیز در مدت 72 ساعت تغییر کرد. ما با اخوان المسلمین در مصر توافق کرده بودیم دولت اسلامی در سینا تشکیل شود. قرار بود بخشی از سینا به حماس و بخش دیگر آن به اسرائیل واگذار شود و حلایب و شلاتین به سودان ملحق شود و دولت مصر مرزها با لیبی را در منطقه السلوم باز کند.»

 

وی افزوده است: «قرار بود ما در روز پنجم ماه ژوئیه سال 2013 [چهاردهم تیر ماه 1392] در نشستی با دوستان اروپایی خود دولت اسلامی را به رسمیت بشناسیم. من به 112 کشور سفر کردم تا نقش آمریکا و توافق با بعضی از دوستان را درباره به رسمیت شناختن دولت اسلامی بلافاصله پس از تشکیل آن، توضیح دهم، اما به‌یک‌باره همه‌چیز در برابر چشمان ما فروریخت.»

 

هیلاری کلینتون در ادامه بیان طرح های واشنگتن برای منطقه خاورمیانه، نوشته است: «ما از طریق اخوان المسلمین در مصر و دولت اسلامی که قرار بود تشکیل شود، منطقه را تقسیم می‌کردیم و پس از آن توسط عوامل خود از اخوان المسلمین به‌سراغ کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می‌رفتیم. ابتدا کار از کویت آغاز می‌شد و به‌ترتیب به‌سراغ امارات، بحرین و عمان می‌رفتیم. در پی آن، تقسیمات منطقه عربی و مغرب عربی به‌طور کامل تغییر می‌کرد و ما تسلط کامل بر منافع نفتی و گذرگاه‌های دریایی پیدا می‌کردیم.»

 

 

اسنودن: گروه داعش برای حمایت از اسرائیل تشکیل شد

پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی آمریکا تأکید کرد: سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در شکل‌گیری گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق و شام «داعش» نقش داشتند و در عملیاتی با نام "لانه زنبور" گروه داعش را تشکیل دادند.

 

به گزارش شبکه تلویزیونی «الاخباریه» سوریه، ادوارد اسنودن فاش کرد: گروه داعش برای حمایت از اسرائیل تشکیل شده است و هدف عملیات "لانه زنبور" تشکیل گروهی با شعارهای اسلامی است که تندروها را از سراسر جهان جذب کند و بر اساس اندیشه‌های تکفیری، سلاح خود را به‌سوی کشورهای مخالف موجودیت اسرائیل نشانه بگیرد.

 

اسنودن همچنین فاش کرد: سرکرده داعش دوره فشرده‌ای را به‌مدت یک سال زیر نظر عوامل موساد پشت سر گذاشته است؛ وی در این دوره آموزش‌های نظامی و سخنوری را دیده است.

 

گروه داعش با ارتکاب جنایت‌های بی‌شمار و کشتار بیرحمانه و کوچ اجباری مردم در مناطق مختلف سوریه، عراق و لبنان، پیروی از تفکر صهیونیسم را ثابت کرده است.




 
تقدیر پرز از همراهی سران عرب در جنگ غزه
 
رئیس سابق رژیم صهیونیستی گفت:
 
 «جنگ غزه اولین جنگی است که در آن تل آویو
 
 حمایت اکثریت اعراب را به دست آورده است.»
 
 

«ما این دردها را کجا ببریم؟ این مصیبتها را پیش کى طرح کنیم؟ این سکوتهاى مرگبار را، این سکوتهایى که تأیید مى‏کند جنایتکاران را، این سکوتهایى که تشویق مى‏کند ستمکاران را، باید به کى عرضه کنیم، و از کى بخواهیم که عنایت کند و این سکوتها را بشکند؟

جمعیتتان کم است؟ ثروتتان کم است؟ نفتتان ناچیز است؟ زمینهایتان کم است؟ مراکز مهمى که در [مراکز] سوق الجیشى بسیار معتبر است، شما دستتان نیست؟ همه امکانات هست، لکن یک چیز نیست و آن ایمان است. ایمان نیست ..» (صحیفه امام ، ج‏16 ،   ص326 )  







بسم الله الرحمن الرحیم


أّلا تقاتلون قوماً نکثوا أیمانهم وهموا بإخراج الرسول وهم بدؤوکم أول مرة أتخشونهم فالله أحق أن تخشوه ان کنتم مؤمنین..(سوره مبارکه التوبة ۱۳).
عزیران فلسطین، تمامی فلسطین و در غزه پایمرد و مقاوم... سلام بر شما از قلب و رحمت و برکات پرودگار بلند مرتبه.
ای کسانی که در این لحظات باشکوه از تاریخ امت و آزادگی انسانیت، زیباترین نشانه های مقاومت و مقابله با دشمنی ستمکارانه بر ملت فلسطینی قهرمان ما را درغزه می نویسید... ای کسانی که به دشمن اشغالگر و توطئه گران همراه او از دور و نزدیک درس مبارزطلبی و مبارزه برای حق و کرامت را می دهید.
فلسطین آن قلب تپنده ای است که خون را در رگ های بشریت جاری می کند تا به انسانیت حیاتی جدید را در هر زمان تقدیم کند. فلسطین به جهان سعادت را هدیه می کند و با خون فرزندان و کودکان مظلومش خوشه های آزادی و آزادگی را آبیاری می کند؛ وجدان ها را تکان می دهد و ملت ها را از خواب عمیق خود بیدار می کند.
فلسطین در این برهه از زمان، حد فاصل بین حق و باطل، ستم و عدالت و ظالم و مظلوم است.
فلسطین آتشفشانی الهی است که نمی توان آن را جز با نابودی اشغالگر غاصب خاموش کرد.
سلام خدا بر این زنان و مردان محکم و مقاوم که پرچم انسانیت پاک و مطهر را بالا بردند و با پایمردی شان، رایت اسلام را بر فراز نشاندند.
رحمت و غفران خدا بر شهدا؛ شهدای فلسطین و مقاومت.
سلام بر فرماندهان مقاومت که نام های خود را با حروف شرف در تاریخ فلسطین ثبت کردند؛ فرماندهانی که سازش نمی پذیرند و در برابر فشارهای تسلیم و توطئه های تسلیم پذیری، عقب نشینی نمی کنند.
سلام بر برادران من، سران سیاسی حماس و جهاد اسلامی و همه گروه های مقاومت...
سلام و درود به فرماندهان و مقاومان در گردان های قسام، گروهان های قدس، ابوعلی مصطفی، شهدای الاقصی و تیپ ناصر صلاح الدین و همه مجاهدان و جنبش های مقاومت در روی زمین.
منظره های دردناک فلسطین قلب های ما را خون می کند و سینه هامان را اندوه شدید در بر می گیرد؛ اندوهی که در جوهره خود خشم عمیق را دارد؛ خشمی که جام آن در زمانی مناسب بر سر صهیونیست های جنایتکار خواهد ریخت.
لعنت خدا بر آنکه بر شما ستم کرد و می کند...
لعنت خدا بر هر ظالمی که از این رژیم جنایتکار دفاع کرد و می کند؛ از آن حمایت کرد و می کند و به ویژه در رأس این ستم جهانی، آمریکا...
لعنت خدا بر هر کس که راه های امدادرسانی را به روی شما بست و با صهیونیست ها در جنایت هایشان شریک شد.
لعنت خدا بر هر کس که اندوه شما و تلخکامی تان را می بیند و با سکوت بزدلانه اجازه قتل ملت مظلومتان را می دهد.
تمام جهان بداند که خلع سلاح مقاومت، جوسازی باطلی است؛ وهمی است که محقق نمی شود؛ رویاهای بیداری که تعبیر نمی شوند و آرزوهایی که به گورها برده خواهند شد.
ما در محضر خدای عزوجل، با شهدا عهد می بندیم که بر عهد خود پایبند بمانیم و دگرگونه نشویم؛ همانگونه که بودیم و هستیم به تکلیف دینی خود در حمایت از مقاومت عمل کنیم؛ ما تأکید می کنیم که در اصرار برای پیروزی مقاومت و بالابردن آن تا پیروزی ادامه خواهیم داد تا اینکه زمین و آسمان و دریا برای صهیونیست ها تبدیل به جهنم شود و قاتلان و مزدوران بدانند که حتی یک لحظه هم از دفاع از مقاومت، حمایت آن و پشتیبانی ملت فلسطین دست برنخواهیم داشت و تردیدی در این امر نخواهیم کرد.
به همه یادآوری می کنیم که ما عاشقان شهادتیم و شهادت در راه فلسطین و در مسیر قدس، آرزویی برای هر مسلمان شریف است و بلکه آزادگان به این امر افتخار می کنند.
در این لحظه مهم در تاریخ امت مان، می گوییم و همه براداران را توصیه می کنیم که تفنگ و سلاح و خون و کرامت خود را در دفاع از انسانیت و اسلام که در فلسطین خلاصه شده است، به کار گیرند؛ به جای اینکه با یکدیگر بجنگند؛ جنگی که دشمنان را شاد می کند و توان ها (در جبهه خودی) را می زداید.
وحدت برای فلسطین، دشمنان را دچار وحشت و تمام جهان را برای غاصبان آن ناامن می کند.
سربلندی، اعتلا، پیروزی و توفیق الهی برای همه زنان و مردان مجاهد و مقاوم و شجاع و صبور در راه فلسطین عزیز آرزو دارم.
واقتلوهم من حیث ثقفتموهم وأخرجوهم من حیث أخرجوکم (البقرة ۱۹۱).
قاتلوهم یعدبهم الله بأیدیکم ویخزهم وینصرکم علیهم ویشف صدور قوم مؤمنین(التوبة ۱۴).




حسین شریعتمداری در یادداشتی با عنوان "نادیده‌ها و ناگفته‌ها" نوشت:

«علی‌علیه‌السلام در امر خلافت و حکومت‌داری و اداره کشور با هیچکس تعارف نداشت. جناح، گروه و خط برای او اهمیتی نداشت و معیار او در حکومت‌داری حق و عدل بود. به همین دلیل می‌گفت؛ اگر من خلافت را بپذیرم کسانی را که پیش از من در حکومت‌داری ظلمی به مردم کرده‌اند و از بیت‌المال برای خود هزینه کرده‌اند، رها نمی‌کنم و حساب آنها را هم می‌رسم... شخصی مسئولیتی را در کشور برعهده می‌گیرد- اشاره به آقای احمدی‌نژاد- و هر طور دلش خواست بیت‌المال را خرج می‌کند، آن وقت می‌گویند تا زمانی که بر مسند است، مصلحت نیست جلوی او را بگیریم وقتی هم که از مسندش کنار رفت می‌گویند حالا که رفته است و دیگر مرده را لگد نزنیم، پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم»؟

بخشی از سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق‌نوری است که در مراسم احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در حرم مطهر حضرت امام(ره) ایراد کرده‌اند. اظهارات آقای ناطق با استقبال گسترده رسانه‌های بیگانه و جریانات ضدانقلاب روبرو شد و روزنامه‌های زنجیره‌ای تیتر اول خود را همراه با عکس و تقدیر فراوان به نقل سخنان ایشان اختصاص دادند که طبیعی! بود و حق! داشتند. این نوشته اما، اظهارات آن شب جناب ناطق را از زاویه‌ای دیگر می‌نگرد، زیرا با توجه به سوابق آقای ناطق بر این باوریم که ایشان مثل همیشه حسن‌ ظن داشته‌اند و بی‌آن که متوجه باشند مورد سوءاستفاده یک جریان آلوده سیاسی قرار گرفته‌اند، وگرنه ارادت شناخته شده آقای ناطق به اسلام و انقلاب و امام(ره) نمی‌تواند ایشان را با طیفی همراه کند که نه فقط ارادتی به امام راحل(ره) ندارند بلکه سابقه‌ای سیاه از وطن‌فروشی و دشمنی با حضرتش در کارنامه آنان ثبت است... و در این‌باره گفتنی است که؛

۱- بخشی از سخنان آقای ناطق به ادعای ایشان درباره حیف و میل بیت‌المال از سوی آقای احمدی‌نژاد اختصاص داشت که بدون قضاوت نسبت به صحت و سقم این اتهام باید گفت جناب ناطق از برخورد آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ انتخاباتی سال ۸۸ به شدت برافروخته بود که چرا یکسویه به ایشان اتهام زده‌اند و حالا آقای ناطق‌نوری به همان روشی متوسل می‌شود که آن را بسیار مذموم و ناپسند معرفی کرده بود.

اما این بخش از اظهارات آقای ناطق‌نوری موضوع یادداشت پیش‌روی نیست و گفتنی است که کیهان اولین رسانه و در بسیاری از موارد، تنها رسانه‌ای بود که به برخی از پلشتی‌ها، قانون‌شکنی‌ها و سوءاستفاده از بیت‌المال در دولت سابق پرداخته و هزینه آن را هم متحمل شده است، اگرچه تخلفات و پلشتی‌های دولت سابق با انبوه تخلفات و سوءاستفاده‌های اقتصادی و قانون‌شکنی‌ها در دولت‌های سازندگی و اصلاحات، قابل مقایسه نیست و اساسا باید گفت؛ انحراف دولت سابق دقیقا از هنگامی شروع شد که آقای احمدی‌نژاد و حلقه انحرافی پیرامون ایشان راه و رسم اصولگرایی را کنار گذاشته و به دنباله‌روی از بینش و روش مدعیان اصلاحات و حزب کارگزاران روی آوردند... و این رشته سر دراز دارد که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

اما، سخن این وجیزه با برادر عزیزمان جناب آقای ناطق‌نوری در دو بخش خلاصه می‌شود. اول؛ آنچه از ایشان انتظار می‌رفت که بگویند و نگفتند. دوم؛ آنچه باید می‌دیدند و متاسفانه ندیدند! بخوانید!

۲- آقای ناطق می‌فرمایند معیار حضرت‌ امیرالمومنین‌علیه‌السلام درحکومت و کشورداری حق و عدل بود که استناد شایسته‌ای به کلام حضرت امیر است. اما حضرت درباره حق و عدل بیان حکیمانه دیگری هم دارند و تاکید می‌فرمایند که؛ الحق اوسع الاشیاء فی‌التواصف و اضیقها فی التناصف- وقتی پای سخن گفتن از حق در میان باشد، میدان آن وسیع است و می‌توان درباره آن داد سخن داد. اما هنگامی که نوبت عمل به حق می‌رسد، دامنه آن بسیار تنگ و محدود است، یعنی آنچه شایسته و درخور تقدیر است، عمل به حق است وگرنه، سخن گفتن درباره آن به آسانی ممکن است و صدالبته ارزش چندانی ندارد (ترجمه آزاد با امانت‌داری در محتوا).

اکنون و با عرض پوزش باید از جناب ناطق پرسید، چرا آنهمه سوءاستفاده از بیت‌المال، فساد اقتصادی، فرار از قانون و دهها و بلکه صدها پلشتی‌ دیگر که برخی از مدعیان اصلاحات و داعیه‌داران حزب سازندگی در طول حاکمیت خود بر قوه مجریه مرتکب شده بودند را وانهاده و از میان انبوه آن جرایم مشهود و اثبات شده، تنها به یک نمونه - بر فرض صحت- هنوز اثبات نشده بسنده کرده‌اید؟ آیا فساد اقتصادی ۳ هزار میلیارد تومانی که اطرافیان کنونی حضرتعالی از متهم ردیف اول آن- بعد از اثبات جرم- با عنوان «کارآفرین»! یاد کرده و شایسته تقدیر دانسته بودند و نه مجازات، قابل ذکر نبود؟ بابک زنجانی در مصاحبه با روزنامه توقیف شده آسمان- متعلق به کارگزاران- به صراحت اعتراف کرده بود که آغاز کار وی در دوران مرحوم نوربخش در دولت آقای هاشمی بوده است، چرا به این واقعیت تلخ اشاره‌ای نفرمودید. مگر دهها نفر از نمایندگان مدعی اصلاحات مجلس ششم در زد و بند با شهرام جزایری دست نداشتند؟ فساد اقتصادی کلان «مارین‌سرویس»، ماجرای پلشت «پترو پارس» در صنعت نفت، قرارداد ننگین کرسنت که دهها‌میلیارد دلار خسارت به بیت‌المال مسلمین تحمیل کرده است. فساد معروف به «استات اویل»، و دهها نمونه دیگر از این دست، ارزش اشاره نداشت که بدون کمترین اشاره از کنار آنها عبور کردید؟

گله فرموده‌اید که وقتی احمدی‌نژاد در مسند مسئولیت بود به بهانه مسئولیت ایشان و بعد از کنار رفتن از مسئولیت هم با این بهانه که نباید به مرده لگد زد از رسیدگی به پرونده حیف و میل بیت‌المال از سوی ایشان خودداری شده است! و اعتراض کرده‌اید که «پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم»؟ گلایه جنابعالی می‌تواند به جا و بایسته باشد- البته در صورت اثبات اتهام- ولی پرسش این است که چرا از معطل ماندن پرونده سوءاستفاده آقای مهدی هاشمی سخنی به میان نیاورده‌اید؟! چرا نسبت به تأخیر غیرقابل توجیه در رسیدگی به پرونده «کرسنت» و کسانی که این قرارداد خسارت‌آفرین را به نظام تحمیل کرده‌اند و هم‌اکنون نیز برخی از آنان بر مسند مسئولیت نشسته‌اند، سکوت فرموده‌اید؟ انتظار آن بود که به ماجرای دادگاه رسیدگی به اتهامات شهردار اسبق نیز اشاره می‌فرمودید و صدا به اعتراض بلند می‌کردید که چرا در جلسات دادگاه وی نزدیک به ۲۰ تن از وزرا و مسئولان بلندپایه وقت در حمایت از ایشان حضور پیدا می‌کردند و... آیا این موارد قابل اشاره نبود؟

حضرتعالی در صفحه ۵۱ از جلد دوم کتاب خاطرات خویش به ماجرای استیضاح خود به عنوان وزیر کشور وقت اشاره کرده و آورده‌اید چند تن از نمایندگان به این علت که نسبت به واگذاری زمین‌های اطراف تهران از سوی حاکم‌ شرع وقت شهرداری بی‌تفاوت بوده‌اید، در پی استیضاح شما بودند و نوشته‌اید «روز‌استیضاح که به مجلس رفتم، آقای هاشمی خیلی نگران بود و گفت؛ آقای‌ناطق! استیضاح‌کنندگان خیلی قوی برخورد می‌کنند و من گفتم؛ نگران نباشید، لیست اکثریت نمایندگان مجلس که زمین گرفته‌اند را تهیه کرده‌ام، حتی اسم آقای هاشمی رفسنجانی هم بود، شروع کردم به خواندن اسامی و نمایندگان که دیدند دارم اسامی همه را می‌خوانم و آبروریزی می‌شود، گفتند نخوانید... و رأی آوردم».

خب! جناب ناطق‌عزیز، چرا در جایگاه وزیر کشور، از رسیدگی به جرایم نمایندگانی که به ناحق زمین‌های اطراف تهران را تصاحب کرده بودند، چشم‌پوشی کردید؟! و به قول خودتان «پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم»؟! ... و البته کسی در مصلحت‌اندیشی حضرتعالی برای نظام کمترین تردیدی ندارد.

۳- و اما، آنچه آقای ناطق در سخنرانی شب بیست و یکم ندیده است و باید می‌دید، یعنی از شخصیت آزمون داده‌ای نظیر ایشان انتظار می‌رفت که ببیند، هویت واقعی کسانی است که برای اظهارات آن شب ایشان در محافل و رسانه‌های خود هورا کشیده و به‌به گفته‌اند و هنوز هم این هورا کشیدن‌ها ادامه دارد. آقای ناطق این جریان سیاسی همان است که حضور شما را در ریاست‌مجلس با هو و جنجال و اهانت نفی می‌کرد. همان‌ها که شعار «مجلس زوری نمی‌خوایم، ناطق‌نوری نمی‌خوایم» سر داده بودند. همان طیفی که در فتنه ۷۸ علیه اسلام و امام و نظام شمشیرها را از رو بسته بودند تا آنجا که حضرتعالی- به حق- اعلام کردید؛ «باید آنها را به سینه دیوار گذاشت و تیرباران کرد». همان‌ها که در فتنه آمریکایی-اسرائیلی ۸۸ آشکارا دست به وطن‌فروشی زدند. به ساحت مقدس امام‌حسین(ع) اهانت کردند. مسجد را به آتش کشیدند، صف عزاداران نمازگزار عاشورا را سنگ‌باران کردند، تصویر مبارک حضرت امام(ره) را پاره کرده و زیر پا لگدمال کردند، به نفع اسرائیل شعار «نه غزه نه لبنان» سر دادند وطن‌فروشی و خباثت را تا آنجا کشاندند که نتانیاهو آنان را «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» نامید و اوباما، حمایت همه جانبه از آنها را یکی از اهداف استراتژیک آمریکا اعلام کرد و...

جناب ناطق، از شما بعید بود و هنوز هم بعید و تعجب‌آور است که چرا اینهمه زشتی و پلشتی و خباثت جریان یاد شده را ندیده‌اید و چرا با مشاهده کف زدن و هورا کشیدن آنان برای اظهارات آن شب خود، با عصبانیت علیه آنها نشوریده و خروش برنداشته‌اید که شما را با آنان کاری نیست و...

۴- برادر گرامی، جناب آقای ناطق‌نوری، مدعیان اصلاحات با آن کارنامه سیاهی که دارند- و حلقه انحرافی- با انحراف آشکار و خسارت‌هایی که به بار آورده‌اند- در نهایت و البته با برخی از تفاوت‌ها، در کنار هم قابل تعریف هستند. و شایسته نیست حضرتعالی در مخالفت با آقای احمدی‌نژاد - صرفنظر از این که حق با شما باشد یا ایشان- مورد سوءاستفاده اصحاب فتنه قرار بگیرید.

و بالاخره از ارادت نگارنده به خویش باخبرید و به یقین می‌دانید که کمترین آسیب و خدشه به سوابق حضرتعالی و جایگاهی را که داشته‌اید و باید برای همیشه داشته باشید، نمی‌پسندیم. از این روی امید است بر نگارنده در نگارش‌ این وجیزه خرده نگیرید، و خدای نخواسته اگر جسارتی هم در میان بوده است، ناخواسته بدانید، و تنها به این حساب بنویسید، که حضرتعالی را مثل همیشه متعلق به اسلام و نظام و امام می‌خواهیم و مشاهده سوءاستفاده احتمالی از شخصیت شما را سخت و تلخ و ناگوار تلقی می‌کنیم.




این است حقوق بشر آمریکایی

شاهزادگان بی ریشه سعودی که پول نفت را به جیبب تروریستهای داعش می ریزند کجایند

چرا خفه شده و اعتراضی به مسلمان کشی نمیکنند

میدانیم چرا؟

چون دست یهود و سعود در یک کاسه است



مطالب قدیمی تر »