
سلام
دانشجویان ودوستان عزیز
با عرض پوزش از دانشجویان محترم کلاس ریشه های انقلاب
به خاطر تعطیلی آخرین روز ترم
جزوه سال گذشته بعلاوه موضوع ولایت فقیه
مورد نظر در امتحان پایان ترم می باشد
در ضمن تفاوت ولایت مطلقه فقیه با دیکتاتوری
نیز در موضوعات ذکر گردیده که حتما
مطالعه نمایید
ضمنا تعدادی از موضوعات مهم در ادامه مطلب
ذکر گردیده حتمـــــــــــــــــــــــــــــــا
مطالعه بفرمایید
با تشکر _حسینی خورنژاد
مسئله ولایت فقیه یکی از مهم ترین مسائل جامعه اسلامی است
که بحث و گفتگو درباره ی آن از دو جهت ضروری است
؛ اول آنکه ولایت فقیه ....
بسم ربّ الهادی
شاهین که نیست او، که جغدی یهودی است
زین پس جنازه ایست که فعلا عمودی است
گوساله ایست که دمیده در آن یهود
موسی رسیده، زمکرش بُوَد چه سود؟
لعنت به او، به صدا و به فکر او
لعنت به جمله ی اجزای شعر او
این عقده ها هنوز، ز شمشیر حیدر است
این عقده هایِ اُحد و بدر و خیبر است
جانم کم است که فدای نقی شود
عمرم چه غم که به پای تقی شود
تِسع و عَشَر ستاره ز یک کهکشانِ نور
خاری شده به چشم عنودانِ دیده کور
دستم رها نمی کند امّا دگر قلم
تا شعرِ مرگِ جغدِ یهودی زند رقم
کد آهنگ سرود امام خامنه ای برای وبلاگ همراه با متن
چشم تموم کائنات سوی عنایات علی
رهبر ما خامنه ای تحت حمایت علی
رهبر فرزانه ما ای علی روزگار
وارث خونهای پاک و از خمینی یادگار
یا علی جان مقتدای من تویی
ما دیگه نمیگذاریم دستای تو بسته بشه
مثل حیدر دلت از امت خود خسته بشه
مثل سلمان و ابوذر در خونت می شینیم
آخه تو چهره تو تصویر حیدر می بینیم
بذار تا هر چی میخوان بگن ولی ما همگی
توی چهره علی عکس خمینی می بینیم
وقتی تو حرف میزنی اشکای ما جاری میشه
رفقا بیاین باهم قدر علی رو بدونیم
تا دم آخر باهاش همهع بسیجی بمونیم
خون تو رگهامونو هدیه به رهبر می کنیم
حرف تو برای ما حرف امام زمونه
تا دم آخر آقا تو سینه هامون می مونه
کد آهنگ در ادامه مطلب
همه حرف حضرت فاطمه (سلام الله علیها) این بود
دفاع از حریم ولایت
شاید
شهدا هم از فاطمه آموخته بودند که میگفتند
پشتیبان ولایت فقیه باشید و امام را تنها نگذارید
در خانه اگر کس است یک حرف بس است

دیدیم که می شناسیمش …و تصویرش را ازپیش درخاطرداشته ایم
دیدیم که می شناسیمش، نه آن سان که دیگران را……
و نه حتی آن سان که خود را. چه کسی از خود آشناتر ؟
دیده ای هرگز که نقش غربت در چهره خویش بیند و خود را نشناسد؟
دیدیم که می شناسیمش، بیش تر از خود …
تا آنجا که خود رادراو یافتیم،
چونان نقشی سرگردان در آبگینه که صاحب خویش را باز یابد
و یا چونان سایه ای که صاحب سایه را …… و از آن پس با آفتاب خود را
بر قدمگاهش می گستردیم و شب که می رسید به او می پیوستیم.
آن صورت ازلی را چه کسی بر این لوح قدیم نقش کرده بود؟
می دیدیم که چشمانش فانی است ، اما نگاهش باقی،
می دیدیم که لبانش فانی است ، اما کلامش باقی. چشمانش منزل
عنایتی ازلی و دهانش معبر فیضی ازلی و دستانش... چه بگویم ؟
کاش گوش نامحرمان نمی شنید .
پهندشت «حدوث» افقی بود تا «طلعت ازلی» او را اظهار کند
و «زمان فانی»، آینه ای که آن
«صورت سرمدی را دیدیم که می شناسیمش،
و او همان استکه ازاین پیش طلعتش رادر آب و خاک و باد و آتش دیده ایم
در خورشید آنگاه می تابد، در ابر آنگاه که می بارد،
در آب باران آنگاه که در جست و جوی گودال ها و دره ها برمی آید ،
در شفقت صبح در صراحت ظهر درحجب شب در رقّت مه و
در حزن غروب نخلستان، در شکافتن دانه ها و در شکفتن غنچه ها ...
در عشق پروانه و در سوختن شمع.
دیدیم که می شناسیمش و آن «عهد» تازه شد. شمع می میرد
و پروانه می سوزد تا آن عهد جاودانه شود، عهدی که آتش او
با بال های ما بسته است .دیدیم که می شناسیمش و
دوستش داریم،آن همه که آفتابگردان آفتاب را آن همه که دریاماه را..
و او نیز ما را دوست میدارد ، آن همه که معنا لفظ را.
دیدیم که می شناسیمش ،ازآن جاذبه ایکه بالها رابسوی او میگشود
،از آن قبای اشک که بر اندامش دوخته بود، از آنکه می سوخت
و با اشک از چشمان خویش فرو میریخت
و فانی می شد در نوری سرمدی ،
همان نوری که مبدآ ازلی ادم و عالم است و مقصد ابدی آن.
آب میگذرد، اما این نقش سرمدی فراتر از گذشتن بر نشسته است .
چشمانش بسته شد،اما نگاهش باقی ماند ، دهانش بسته شد
،اما کلامش باقی ماند.
زمین مهبط است، نه خانه وصل. در این جا نور از نار می زاید
و بقا در فنا است وقرار در بی قراری. زمین معبر است و نه مقر...
و ما می دانستیم .
پروانه ای دوران دگردیسی اش رابه پایان برد و بال گشود و پیله اش
چون لفضی تهی از معنا ، از شاخه درخت فرو افتاد .
رشته وحی گسست
و ما ماندیم و عقلمان. عصر بینات به پایان رسید و
سیر سیرکی نوحه غربت را زمزمه میکرد. خانه،
چشم بر زمین و اسمان بست
و در ظلمت پشت پلک ها یش پنهان شد. پرده ها
را آویختیم تا چشمانمان به لاشه سرد و بی روح زمین نیفتد و
درخود ماندیم و یتیمانه گریستیم.
دیری نپایید که ماه بر آمد و در آینه خود را نگریست
و شب پرک ها بال به شیشه
کوفتند تا راهی به دشت شناور در ماهتاب بیابند.

عزیز ما ، ای وصی امام عشق !
آنان که معنای «ولایت» را نمی دانند
در کار ما سخت درمانده اند.
که سر چشمه این تسلیم و اطاعت ومحبت درکجاست.
خودتان خوب می دانید که چقدر شما رادوست میداریم
و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدارشما آمدیم ،
سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم .
ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم .
لبخند شما شفقت صبح را داشت
و شب انزوای ما را شکست .
سر ما و قدمتان ،
که وصی امام عشق هستید ونائب زمان عج
ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم
ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم
امروز اگر که سینه وزنجیر میزنیم
فردا به عشق فاطمه شمشیر می زنیم
مارا نبی قبیله سلمان خطاب کرد
روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد
از ما بترس طائفه ای پر اراده ایم
ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم
شهادت بهترین بانوی دو عالم حضرت زهرا تسلیت باد
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد
ای ایران ایران

در روح و جان من ، می مانی ای وطن
به زیر پا فتد آن دلی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیارزد
ای ایران ایران ، دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل و جان
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشن گر دنیای من به جهان ، تو بمان
سبزی سر چمن ، سرخی خون من
سپیدی طلوع سحر ، به پرچمت نشسته
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستی ام ، به هستی تو بسته
ای ایران ایران ، دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل و جان
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشن گر دنیای من به جهان ، تو بمان
در روح و جان من ، می مانی ای وطن
به زیر پا فتد آن دلی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیارزد
آقـــــا جان
یابن الحسن
یوسف زهرا
توبیایی
همه ساعتها وثانیه ها
از همین روز همین لحظه همین دم
عیــــــــــــــــــدند
شاید امسال سال ظهور باشد

بیایانات حضرت علامه حسن حسن زاده آملی در مورد رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای :
علامه حسن زاده آملی در بخش هایی از سخنان خود درباره حضرت آیت الله خامنه ای گفته اند: "رهبر عظیم الشانتان را دوست بدارید. عالمی، رهبری،موحدی،سیٌاسی، دینداری، انسانی ربانی، پاک، منزٌه، کسی که دنیا شکارش نکرده. من داعیه ندارم از کسی - همان که عرض کردم
نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را؟
قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده ، قدر این رهبر ولیٌ- در همان عبارات که سرور عزیزم جناب استاد حداد عادل عبارت آوردند- رهبری ولیٌ، وفیٌ، الهی .
مبادا، توجه داشته باشید مبادا ؛ آقایان اول انقلاب یادتان هست؟ چقدر فرقه برخواستند که می خواستند کشور را تجزیه کنند؟
حواستان باشد. مبادا این وحدت ما را، مبادا این جمعیت ما را ، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند.
خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگمرد ، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیه الله معظم خامنه ای عزیز را مستدام بدار.
الهی آمین، الهی آمین ،الهی آمین به عدد کلماتت آمین"
سالگرد شهادت شهید مهدی باکری
آقا مهدی عروجت مبارک

بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا الله، یا محمّد ،یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین
یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی
یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!
و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا!
چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.
یا رب! العفو .
خدایا! نمیرم در حالی که از ما راضی نباشی.
ای وای که سیه روی خواهم بود.
خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!
هیهات که نفهمیدم!
یا اباعبدالله شفاعت.
آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه کنم که تهیدستم. خدایا! تو قبولم کن!
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،عصر کفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.

عزیزانم
اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز کم است. آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.

ای عاشقان اباعبدالله!
بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛
بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نماییم تا بلکه قدری از تکلیف خود را شکرگزاری به جا آورده باشیم.
وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛
بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه کسانی که از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.
خدایا ! مرا پاکیزه بپذیر.
مهدی باکری
بدون شـــــــــــــــــــــــرح!!!!
هانیه توسلی عزیز,بازیگر خوب کشور که در فیلم آقا یوسف هم بازی کرده,یک گربه ی قشنگ اروپایی داره به نام "اردشیر"!!!!!!
او در مصاحبه خود با توصیف احساسات فراوان ناشی از نگهداری یک حیوان همچون گربه گفته است: من وقتی خیلی خسته ام و به خانه می آیم، یک بچه گربه را بغل می کنم و احساس می کنم مثل یک فیلتر عمل کرده و انگار محبتش به من بر می گردد! وی در پاسخ به سوال خبرنگار این مجله درباره اینکه مگر بچه انسان نیز این حس را به مادر نمی دهد، در مقایسه ای عجیب و استدلالی قابل توجه می گوید: بچه مسئولیت دارد، وقتی بزرگ می شود یک آدمی می شود مثل ما ولی گربه شبیه ما ریاکار و دودوزه باز نمی شود!!!!!

توسلی در ادامه این گفتگو، با تشریح نگهداری یک گربه خیابانی به نام اردشیر، به ماجرای دوستی عمیق خود با این گربه اشاره کرد و افزوده است: یک شب اردشیر را بغل کرده بودم، دیدم زل زده در چشم من. به او گفتم اردشیر خیلی دوستت دارم و بعد خوابم برد. در خواب دیدم که اردشیر هم به من می گوید، من هم تو را دوست دارم!!ِِِِ!!!!
من اسم این پست رو گذاشتم بدون شرح اما اگه لطف کنین شما هم یه اسمی برا این پست بذارین ممنونم


- />
|
آپلود نامحدود عکس و فایل |
----
sarbazolmahdi: