" صبر زیبای پروانه برای پرواز "

نیکوس کازانتزاکیس (نویسنده یونانی ) تعریف می کند که در کودکی، پیله کرم ابریشمی را روی درختی می یابد، درست زمانی که پروانه خود را آماده می کند تا از پیله خارج شود.

کمی منتظر می ماند،اما سرانجام، چون خروج پروانه طول می کشد،تصمیم می گیرد به این فرآیند شتاب ببخشد.

 با حرارت دهانش پیله را گرم می کند، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند.اما بالهایش هنوز بسته اند و کمی بعد می میرد.

کازانتزاکیس می گوید: بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن را نمی دانستم. آن جنازه کوچک تا به امروز، یکی از سنگین ترین بارها بر روی وجدانم بوده. اما همان جنازه باعث شد بفهمم که فقط یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد: فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان.

بردباری لازم است، ونیز انتظار زمان موعود را کشیدن، وبا اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است.

 البته ابین مطلب رو به خاطر کلمه زیبایی که یکی از دوستان استفاده کرده بود به نام صبر زیبا از وبلاگ کانون غیاث الدین کاشانی برداشتم



تاريخ : شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ | ۳:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

باتمام وجود گناه کردیم نه نعمتهایش را از ما گرفت

نه گناهان ما را فاش کرد

 اگر بندگی اش را میکردیم چه میکرد

حضرت آیه الله بهجت رحمه الله



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده ی زینب گرفت راه
مبهوت می نمود به سر نیزه ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
که ای جان پناه زینب و اطفال بی پناه
راحت بخواب چون که پرستار، زینب است
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده ام از لابه لای نی
تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی
عشق تو هست آتش و نیزار زینب است
خورشید روی قله ی نی آشکار شد
کوچیک ترین ستاره سر شیر خوار شد
ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد
هشتادو چهار خسته به هم، هم قطار شد
زیباترین ستاره دنباله دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
چهل روز میشود تو هم پرکشیده ای
من هم به سوی پر زدن تو نشسته ام
شاید به جا نیاوری ام آشنای من

میبینی از فراغ تو خیلی شکسته ام...



تاريخ : یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ | ٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ

سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا

وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ

و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر حسین

الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ

مظلوم و شهید سلام بر آن بزرگوارى که به گرفتاریها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

إلهی ألبستنی الخطایا ثوب مذلتی،

وجللنی التباعد منک لباس مسکنتی،

وأمات قلبی عظیم جنایتی، ‏فأحیه بتوبة منک یا ...

متن عربی در ادامه مطلب

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است

خدایا!گناهان بر من لباس خوارى پوشانده،


و دورى از تو جامه درماندگى بر تنم  پیچیده،


و بزرگى‏ جنایتم دلم را میرانده،پس آن را با توبه به درگاهت زنده کن،


اى آرزویم و  مرادم و خواسته‏ام و امیدم،


به عزّتت سوگند براى گناهانم آمرزنده‏اى جز تو  نمى‏یابم،


و براى دل‏شکستگى‏ام جبران‏کننده‏اى جز تو نمى‏بینم،


به پیشگاهت با  توبه و انابه فروتنى‏ نمودم،


و با ذلّت و خوارى،


به درگاهت تسلیم شدم،اگر مرا از درگاهت برانى به  که روى آورم؟


و اگر از آستانت‏ بازگردانى به که پناه برم؟


در این حال افسوس از شرمندگى و رسوایى‏ام،


و دریغ  از زشتى کردار و فراهم آوردن گناهانم،


اى آمرزنده گناهان بزرگ،


و اى جبران کننده استخوان  شکسته،


از تو درخواست‏ مى‏کنم که گناهان تباه‏کننده‏ام را بر من ببخشایى،


و بر من بپوشانى  پنهانکاریهاى رسواکننده‏ام را،


و مرا در عرصه قیامت از نسیم گذشت و آمرزشت بى‏بهره مگذارى،


و از پوشش زیباى چشم‏پوشى‏ات عریان و بى‏پوشش رها  نسازى،


خدایا سایه رحمتت را بر گناهانم‏ بینداز،


و ابر مهربانى‏ات را به سوى عیبهایم گسیل کن،


خدایا آیا برده فرارى جز به جانب‏ مولایش باز مى‏گردد؟


یا کسى به او از خشم مولایش جز مولایش پناه مى‏دهد؟


خدایا اگر پشیمانى از گناه توبه است،


پس به عزّتت سوگند که من از پشیمانانم،


و اگر آمرزش‏طلبى از خطاکارى سبب فرو ریختن خطاها از پرونده است،


من‏ از آمرزش خواهانم،


حق رضایت با توست تا راضى شوى،


خدایا با قدرتت بر من توبه‏ام را بپذیر،


و با بردبارى‏است‏ نسبت به من از من درگذر،


و با آگاهى‏ات از حال من با من مدارا فرما،


خدایا تویى که به روى بندگانت درى به سوى بخششت گشودى‏

و آن را توبه نامیدى،

و خود فرمودى:


«بازگردید  به جانب خدا،بازگشتى خالصانه»،


پس عذر کسى‏که از ورود به این در پس از گشوده شدنش غفلت ورزد

چه مى‏تواند باشد؟

خدایا اگر نافرمانى و گناه از  بنده‏ات زشت بود،


پس گذشت از جانب تو زیباست،


خدایا


نخستین کسى نیستم که تو  را نافرمانى کرده و حضرتت توبه‏پذیرش شدى،


و خود را در معرض احسانت قرار  داده و تو مرا مورد احسانش‏ قرار دادى،


اى پاسخگوى درماندگان،


اى برطرف کننده زیان،


اى بزرگ نیکى،

اى داناى  نهان،

اى زیبا پرده‏پوش،


به جود و کرمت به سوى تو شفاعت مى‏جویم،


و توسّل مى‏کنم نزد تو به  فضل و رحمتت‏ دعایم را اجابت کن،


امیدم را به خود ناامید مساز،


و توبه‏ام را بپذیر،


و با  احسان و مهرت خطاهایم را نادیه گیر،


اى مهربان‏ترین مهربانان.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠ | ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

کلمه سماحه امین العام حزب الله، لمعرفتی امام الخامنئی

حرب تموز کانت حربا عالمیة على مستوى القرار وعربیة على مستوى الدعم واسرائیلیة  على مستوى التنفیذ

* الدماء الزکیة التی سقطت فی الجولان السوری المحتل (فی ذکرى النکسة)  شاهد جدید  لتکریس الوعی السیاسی والتاریخی للامام الخمینی ومن بعده الامام الخامنئی

* قبل حرب تموز قال لنا الامام الخامنئی: عندما تنتهی هذه الحرب بانتصارکم ستصبحون  قوة لا تقف فی وجهها قوة من کان

* جهل حکام المنطقة بشعوبهم الذین ینتمون الى ثقافة الجهاد والمقاومة دفع الى ان ما  یحصل لیس مدعاة للخوف بل مدعاة للامل

* نعتقد ان" اسرائیل" الى زوال فی وقت قریب ان شاء الله وهذه الصوابیة مبنیة على  قراءة صحیحة للوقائع وعلى شجاعة هذا القائد

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠ | ٧:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

شوذب خزانه دار ،زبیر ، ابن عباس...  وشایدمن و تو

من شاید اشتباه میکنم دست خودم نیست  هر وقت به یاد زبیر می افتم دلم میسوزد

خب  گفتم  که شاید اشتباه میکنم اما خدایش خیلی سخته با علی باشی

 و زندگی کنی وبی علی بمیری نفس هایت برای علی تنگ بشود

ولی زمانه تو را در مقابل او قرار دهد ....

ابن جرموز به تنهایى نزد على(ع)رفت و او را از کارى که با زبیر کرده بود،آگاه


کرد.پس على(ع)شمشیر زبیر را خواست و آن را تکان داد و گفت :این شمشیر زمانى


دراز،مشکلات را از پیش روى رسول خدا(ص)برمى‏داشت.در روایتى دیگر آمده

است:على(ع)به عمرو گفت:آیا تو زبیر را کشتى؟پاسخ داد:آرى.فرمود:به خدا قسم

پسر صفیه بزدل و پست نبود اما امان از زمانه و میدانهاى بدى.

ابن جرموز گفت:«اى امیر المؤمنین جایزه».على(ع)پاسخ داد:

از رسول خدا(ص)شنیدم که فرمود:«به قاتل پسر صفیه آتش را مژده بده». 

 می گویندعلی علیه السلام بر سر جنازه زبیر گریست

اما چه سود...که آنها گریه های افسوس

 علی علیه السلام بود بر بی وفایی ها وگمراه شدن بهترینها

عجبا زبیر خیلی مرد بزرگی بود  سیف الاسلام زمانی که علی  علیه السلام

دست بسته در کوچه ها کشیده میشد کنار وهمراه علی  بود  اما عاقبتش ....

 

حالا بگذریم  روایاتی از امام صادق علیه السلام که بر  کفر زبیر دلالت دارد

...اما سخن من این است نکند من وتو هم  روزی زبیر باشیم ...حتی چند روزی ..

 حواسمان باشد از ما خیلی خوبتر ها وخیلی نزدیکترها به اهل بیت

 نیز عاقبت به خیر نشده اند ابن عباس آن یار غار امام حسن علیه السلام

چه حرف زیبایی زد امام غریب حسین علیه السلام

که یارانی بهتر و با وفا تر از یاران خودم ندیدم

 

برخیز  ..ما از زبیریان نیستیم ونخواهیم بود...

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠ | ٧:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

حسـین جان

 

من وجداشدن از کوی تو خدا نکند



تاريخ : یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ | ٩:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

علامه طباطبایی سیمرغ عشق ،شهودومعرفت 

 

صعود و پرواز شهید

 

پس از واقعه هفتم تیر که نزدیکان و اطرافیان علامه طباطبایی نمی‌خواستند خبر
شهادت دکتر بهشتی را به علت کسالت علامه به ایشان بدهند، در همین احوال یکی از
اطرافیان علامه طباطبایی به اتاق ایشان می‌روند و علامه به او عبارتی بدین
مضمون می‌فرمایند:

 

« چه به من بگویید و چه نگویید من آقای بهشتی را
می‌بینم که در حال صعود و پرواز است.
»

 

گوش شنوا نیست!

 

استاد فاطمی‌نیا می‌گفتند:

 

« یکی از شاگردان استاد طباطبائی می‌گفت:

با مرحوم علامه کاری داشتم؛ به خانه ایشان رفته و در زدم، اما کسی در را باز
نکرد. هیچ کس هم در کوچه نبود و درها و پنجره‌های همسایگان ایشان هم، همگی، بسته
بود.

 

ناگاه شنیدم صدایی گفت: « علامه در قبرستان حاج شیخ است! »

 

هر چه به اطراف نگریستم، کسی را ندیدم. با خود گفتم:

« به قبرستان حاج شیخ (نو) می‌روم؛ اگر علامه آن جا بود، هم مطلبم را عرض می‌کنم
و هم درستی و راستی این آوای (صدای) ناشناس برایم روشن می‌شود. »

 

به قبرستان که رسیدم، علامه را دیدم و ایشان تا متوجه بنده شدند،
فرمودند:

 

« دست و پایت را گم نکن! از این اصوات، بسیار است؛ گوش شنوا نیست! »

 

 

 

خوشا آنان که دائم در نمازند!

 

نجمه السادات ( دختر علامه ) نقل میکردند:

 

« زمانی در درکه ی تهران بودیم که دیدم مرحوم پدر بر سجاده نماز، مشغول عبادت
اند. همان لحظه به حیاط رفتم و مشاهده کردم که ایشان در حیاط قدم می‌زنند.

 

باز به اتاق رفته و دیدم همان لحظه، سرگرم عبادت اند! تعجب کردم که چطور در یک
لحظه ایشان در دو جا هستند! این مطلب را با مادرم در میان گذاشتم و مادر
فرمود:

 

« دخترم! مگر نمی‌دانی این دست از انسانها (اولیاء خدا) هنگامی‌که دست از عبادت
می‌کشند، خداوند فرشته ای را به شکل آنان می‌آفریند تا به جای آنان عبادت کند؟! »



تاريخ : یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ | ۸:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

رهیافت تاریخی در اندیشه امام خمینی(ره)
میزان پرداختن امام به تاریخ معاصرو ابعاد مختلف آن به گونه‌ای است که می‌توان ادعا کرد بنیاد بینش سیاسی آن حضرت به طور گسترده بر همین اندیشه تاریخ‌پژوهی، استوار گردیده است.امام علاوه بر مطالعات وسیعی در تاریخ معاصر ایران، خود نیز در خانواده‌ای سیاسی به دنیا آمد و پدر بزرگوار ایشان در بدو تولد او به شهادت رسید.1 امام در پاسخ به سؤال یک خبرنگار ایتالیایی که در سال 57 از ایشان پرسید چه عواملی موجب یک رنسانس معاصر شیعی گردیده است؟ ضمن تکیه بر یکی از خصلت‌های ذاتی تشیع یعنی مقاومت که خود به سبب اشراف امام بر تاریخ تشیع می‌باشد، به برخی از این تحولات مهم تاریخ معاصر ایران اشاره کرده‌اند:
«یکی از خصلتهای ذاتی تشیع از آغاز تاکنون مقاومت و قیام در برابر دیکتاتوری و ظلم است که در تمامی تاریخ تشیع به چشم می‌خورد، هر چند که اوج این مبارزات در بعضی از مقطع‌های زمانی بوده است. در صد سال اخیر حوادثی اتفاق افتاده است که هر کدام در جنبش امروز ملت ایران تأثیر داشته است. انقلاب مشروطیت، جنبش تنباکو و ... قابل اهمیت فراوان است. تأسیس حوزه علمی دینی در بیش از نیم قرن اخیر در شهر قم و تأثیر این حوزه در داخل و خارج کشور ایران و نیز تلاش روشنفکران مذهبی در داخل مراکز دانشگاهی و قیام سال 42 ـ 41 ملت ایران به رهبری علمای اسلامی که تا امروز ادامه دارد، همه عواملی هستند که اسلام شیعی را در سطح جهانی مطرح می‌کند.» 2
علاه بر نگاه کلی، هر یک از این تحولات نیز جداگانه مورد توجه امام بوده‌‌اند:

1ـ نهضت تنباکو
نهضت تنباکو یکی از این تحولات است که امام مکرر به آن پرداخته‌اند:
«قریب صد سال پیش دیدند که یک پیرمردی در یکی از دهات عراق وقتی که ایران در معرض فشار بود، یک سطر نوشت و همه قوای خارج و داخل نتوانستند در مقابل این یک سطر مقاومت کنند. آن مرحوم میرزای بزرگ رحمت‌الله‌علیه در سامره تنباکو را تحریم کرد برای اینکه ایران را تقریباً در اسارت گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباکو، و ایشان یک سطر نوشت که تنباکو حرام است حتی بستگان خود آن جائر (ناصرالدین شاه) هم و حرمسرای آن جائر هم ترتیب اثر دادند به آن فتوی و قلیانها را شکستند و در بعضی جاها تنباکوهایی که قیمت زیاد داشت در میدان آوردند و آتش زدند و شکست دادند آن قرارداد را و لغو شد قرارداد.» 3
در جای دیگری امام از جهت فقهی نیز به این حکم میرزای شیرازی می‌نگرند:
«حکم مرحوم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو چون حکم حکومتی بود برای فقیه دیگر هم واجب‌الاتباع بود و همه علمای بزرگ ایران جز چند نفر از این حکم متابعت کردند. حکم قضاوتی نبود که بین چند نفر سر موضوعی اختلاف شده باشد و ایشان روی تشخیص خود قضاوت کرده باشند. روی مصالح مسلمین و به عنوان ثانوی این حکم حکومتی را صادر فرمودند و تا عنوان وجود داشت این حکم نیز بود و با رفتن عنوان حکم هم برداشته شد.» 4

2ـ نهضت مشروطیت
با مطالعه و بررسی نوشته‌ها و اثار امام خمینی (ره) در می‌یابیم که انقلاب مشروطیت ایران نیز سخت ایشان را به خود مشغول داشته است. بی‌تردید کسی که رهبری انقلابی بزرگ را دردست داشت ضروری می‌نمود تا حادثه‌ای چون انقلاب مشروطیت را به خوبی بازشناسد. زوایای مختلف انقلاب مشروطه آنچنان به روی امام گشوده است که آدمی تصور می‌کند آن حضرت خود در آن نهضت حضوری گسترده داشته است. اما با توجه به آنکه آن انقلاب در سنین کودکی امام اتفاق افتاده است، در می‌یابیم که حضرتش با مطالعه عمیق و نگرشی دقیق به درک صحیحی از واقعه مذکور دست یازیده است. از نکات قابل توجه امام، نقش علما در نهضت مشروطیت است:
«در جنبش مشروطیت همین علما در رأس بودند، اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و به پیش رفت. آنقدر که آنها می‌خواستند که مشروطه تحقق پیدا کند و قانون اساسی در کار باشد.» 5
امام انحراف مشروطیت را هم به سبب توطئه بیگانگان و استبداد و هم کوتاهی مردم و علما می‌دانند. در ادامه همان سخنان آمده است:
«لکن بعد از آنکه شد دنباله‌اش گرفته نشد. مردم بی‌طرف بودند، روحانیون هم رفتند هر کس سراغ کار خودش، از آن طرف عمال قدرتهای خارجی بخصوص در آن وقت انگلستان در کار بودند که اینها را از صحنه خارج کنند یا به ترور و یا به تبلیغات گویندگان و نویسندگان. آنها کوشش کردند به اینکه روحانیون را از دخالت در سیاست خارج کنند و سیاست را به دست آنهایی که به قول آنها می‌توانند، بدهند. یعنی فرنگ رفته‌ها و غربزده‌ها و شرق‌زده‌ها و کردند آن چه کردند. یعنی اسم مشروطه بود و واقعیت استبداد.»
امام به خطر تکرار تفرقه‌های مشروطه اشاره می‌کنند:
«باید ملت ایران بیدار باشد. نگذارید خون شهدای ما هدر برود، نگذارید خون جوانان ما پایمال شود، پایمال اغراض شخصیه. اغراض شخصیه را به دور بریزید. دستهای خیانتکار گروههای مختلف درست نکند،‌گروههای مختلف اسباب تفرقه می‌شود، رشد سیاسی نیست، درصدر مشروطیت هم با ایجاد گروههای مختلف نگذاشتند که مشروطه به ثمر خودش برسد. او را بر خلاف مسیر خودش راندند.» 6
نگاه امام به مشروطه آکنده از عبرت‌آموزی است و از باب سرمشق گرفتن از تاریخ می‌باشد:
«ببینید چه جمعیتهایی هستند که روحانیون را می‌خواهند کنار بگذارند. همان طوری که در صدر مشروطه با روحانی این کار را کردند و اینها را زدند و کشتند و ترور کردند، همان نقشه است. آن وقت ترور کردند سید‌عبدالله بهبهانی را،‌کشتند مرحوم نوری را و مسیر ملت را از آن راهی که بود برگرداندند به یک مسیر دیگر و همان نقشه الآن هست.» 7
امام هر چند خود روحانی است و مردم را به همراهی با روحانیون توصیه می‌کند، با این وجود ابایی از معرفی چهره‌های فاسد روحانی ندارد و آنان را به مردم می‌نمایاند:
«شما می‌دانید که مرحوم شیخ‌فضل‌الله نوری را کی محاکمه کرد. یک معمم زنجانی، یک ملای زنجانی محاکمه کرد و حکم قتل او را صادر کرد. وقتی معمم و ملا مهذب نباشد فسادش از همه کس بیشتر است.» 8
«شما تاریخ انقلاب مشروطه را بخوانید و ببینید در انقلاب مشروطه چه بساطی بوده است.» «اگر روحانیون، ملت، خطبا، علما، نویسندگان و روشنفکران متعهد سستی بکنند و از قضایای صدر مشروطیت عبرت نگیرند به سر این انقلاب آن خواهد آمد که بر سر انقلاب مشروطه آمد.» 9
از تأمل و تدبیر در سخنان امام در می‌یابیم که آن حضرت به سرنوشت انقلاب اسلامی ایران ـ با توجه به سرنوشت تاریخ اسلام پس از پیامبر و افتادن حکومت بدست امویان و همچنین سرنوشت انقلاب مشروطیت ایرانی و انحرافی که در آن پدید آمد بسیار می‌اندیشید و نگران بود و همگان را به عبرت‌گیری از تاریخ اسلام و همچنین انقلاب مشروطه دعوت می‌کرد.

3ـ کودتای انگلیسی رضاخان
کودتای 1299 ش. و روی کار آمدن رضاخان و انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی و آنچه در عصر رضاشاه گذشت، نیز تجلی گسترده‌ای در آثار امام دارد. تقارن زندگی نوجوانی و جوانی امام با این عصر نیز در توجه بیشتر ایشان مؤثر می‌باشد:
«شما می‌دانید که در ظرف پنجاه و چند سال در ایران چه گذشت. البته همه شما شاهد حوادث ایران نبودید. چون اکثراً جوان هستید لیکن من از زمان کودتای رضاخان تا به امروز شاهد تمام مسایل بوده‌ام.» 10
«رضاخان آمد در اول کار با چاپلوسی، اظهار دیانت، سینه‌زدن، روضه‌خوانی بپا کردن و از این تکیه به آن تکیه در ماه محرم رفتن، مردم را اغفال کرد. پس از آنکه حکومتش مستقر شد، شروع به مخالفت با اسلام و روحانیون کرد بطوری که برگزاری مجالس روضه امکان نداشت.»
امام درباره نقش انگلستان در روی کار آوردن و بیرون بردن وی می‌گویند:
«از اول که رضاشاه آمد اینجا، این را انگلیسی‌ها آوردند.‌آن وقت امریکاییها خیلی مطرح نبودند. انگلیسی‌ها آوردند. در رادیو دهلی که آن وقت تحت تسلط انگلیسی‌ها بود گفتند که رضاخان را ما آوردیم در ایران و بعد به ما خیانت کرد بردیم آن را.» 11

4ـ جریان ملی شدن نفت
نهضت ملی شن صنعت نفت نیز از حوادث قابل توجه تاریخ معاصر کشور ماست که مورد توجه امام قرار گرفته است. امام در نگرش تاریخی خویش به این تحول، نقش شخصیت‌هایی چون آیت‌ا لله کاشانی و دکتر مصدق را مورد ارزیابی قرار داده است:
«قدرت دست دکتر مصدق آمد لکن اشتباهات هم داشت. او برای مملکت می‌خواست خدمت بکند لکن اشتباه هم داشت. یکی از اشتباهات این بود که وقتی که قدرت دستش آمد این را (منظور شاه است) خفه‌اش نکرد که تمام کند قضیه را. این کاری برای او نداشت. آن وقت هیچ‌کاری برای او نداشت... آن وقت اینطور بود که این یک آدم قدرتمندی باشد مثل بعد که شد. آن وقت ضعیف بود و زیر چنگال او بود لکن غفلت شد. دیگر اینکه مجلس را ایشان منحل کرد و یکی یکی وکلا را وادار کرد که بروید استعفا بدهید. وقتی استعفا دادند یک طریق قانونی برای شاه پیدا شد و آنکه بعد از اینکه مجلس نیست، تعیین نخست‌وزیر با شاه است. شاه تعیین کرد نخست‌وزیر را. این اشتباهی بود که از دکتر واقع شد و دنبال او این مرد را دوباره برگرداندند به ایران، به قول بعضی‌ها محمد‌رضا رفت و رضاشاه آمد. بعضی گفته بودند این را به دکتر، که کار شما این شد که محمد‌رضا شاه رفت ـ محمد‌رضا آن وقت یک آدم بی‌ عرضه‌ای بود و تحت چنگال او بود ـ او رفت و رضاشاه ‌آمد یعنی یک نفر قلدر آمد.» 12
امام همچنین در مورد نزاع آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق می‌گویند:
«اولش هم وقتی که مرحوم آیت‌الله کاشانی دید که اینها دارند خلاف می‌کنند صحبت کرد. اینها کاری کردندکه یک سگی را نزدیک مجلس عینک بهش زدند،‌اسمش را آیت‌الله گذاشته بودند. این در آن زمان بودکه اینها فخر می‌کنند به وجود او. آن هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت‌الله توی خیابانها می‌گردانند. من به این آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود، سیلی را بر اسلام می‌زد.» 13
اقدامات آیت‌الله کاشانی نیز از نظر امام، بی‌ایراد نبوده است:
«در خلال نهضت (آیت‌الله کاشانی) و دکتر مصدق که جنبه سیاسی نهضت قویتر بود، در نامه‌ای که به کاشانی نوشتم که لازم است برای جنبه دینی نهضت اهمیت قائل شود. او بجای اینکه جنبه مذهبی را تقویت کند و بر جنبه سیاسی چیرگی دهد، به عکس رفتار کرد به گونه‌ای که رئیس مجلس شورای ملی شد و این اشتباه بود. من از او خواستم که برای دین کار کند، نه اینکه سیاستمدار شود.» 14
گذشته از آنچه تاکنون ذکر کردیم، تحولات و حوادث دیگری همچون واقعه پانزده خرداد سال 42 نیز انعکاس زیادی در اندیشه تاریخ‌نگری امام خمینی (ره) دارد. امام به روزهای تاریخی نیز توجه فراوانی داشتند و بر زنده ماندن یاد آنها تأکید می‌ورزیدند:
«باید پانزده خرداد و نوزده دی جاوید و زنده نگه داشته شود تا جلادی شاه از خاطرها نرود و نسلهای آتیه جرائم شاهان سفاک را بدانند.» «ملت ایران، نباید پانزده خرداد را از یاد ببرند.» «پانزده خرداد را بشناسید، مقصد پانزده خرداد را بشناسید.» 15

5ـ حوادث خاص
قطع نظر از تحولات برجسته و حوادث چشمگیر، تاریخ‌ اندیشی امام در شناخت برخی موضوعات خاص نیز مؤثر می‌افتاد. برای نمونه امام در شناخت علم طب در ایران به سابقه آن در عصر ساسانیان توجه کرده و می‌نویسد:
«استادان دانشگاه جندی‌شاپور همان اطبای رومی و یونانی بودند که طب عالی یونان را به دانش‌آموزان ایرانی می‌آموختند و طب یونانی را در کشور رواج دادند.» 16
همچنین در باب سابقه دانشگاه در ایران می‌گویند:
«ما هفتاد سال است که دانشگاه داریم، از زمان امیرکبیر تا حالا ما مدرسه داشتیم، دانشگاه داریم.» 17
روابط بعضی از علما با پاره‌ای از سلاطین نیز مورد اظهار نظر امام قرار گرفته است:
«خواجه نصیر که رفت در دنبال هلاکو و امثال آنها، لکن نه برای اینکه وزارت بکند، نه برای اینکه برای خودش یک چیزی درست بکند. او رفت آنجا برای اینکه آنها را مهار بکند و آنقدری که قدرت داشته باشد خدمت بکند به عالم اسلام.» 18
ارتباط علما با سلاطین صفوی نیز از موضوعاتی است که قضاوت تاریخی امام را بخود معطوف داشت:
«مرحوم مجلسی که در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند کرد نه خودش را صفویه، آنها راکشاند توی مدرسه و توی علم و توی دانش تا آنجایی که توانست.» 19
بکاربردن کلمات، اسامی و اصطلاحات تاریخی نیز نشان از رویکرد گسترده امام به تاریخ دارد. در نوشته‌ها و سخنان امام خمینی(ره) تعداد فراوانی از اینها یافت می‌شود که برای نمونه می‌توان پاره‌ای از آنها را ذکر کرد: بنی‌امیه، بنی‌ عباس، ابوسفیان، معاویه، اشعث، حجاج، ابن‌زیاد، چنگیز، هلاکو، نادرشاه، آقامحمد‌خان، نهضت تنباکو، مشروطیت، شیخ‌فضل‌الله، قرارداد وثوق‌الدوله، بهبهانی، کاشانی، مدرس، قوام‌السلطنه، دکتر مصدق، متفقین، هیتلر، آتاتورک، چرچیل، استالین، لنین، رضاخان و ...

6ـ لزوم ثبت درست تاریخ انقلاب اسلامی
ذهن و اندیشه تاریخ‌نگر امام خمینی (ره) و نگاه نقدگونه ایشان به تاریخ‌نگاری، امام را نسبت به چگونگی ثبت و ارائه تحلیل صحیح و درست از حادثه بزرگ قرن حاضر ـ یعنی انقلاب اسلامی ایران که او رهبری و هدایت آن را در دست داشت ـ نگران می‌ساخت. درست به همان اندازه که امام از سرنوشت خود انقلاب و مسیر آینده آن نگران بود، به همان میزان نیز نسبت به کیفیت ثبت تاریخ انقلاب و ارائه آن به نسلهای آتی دل مشغول بود. بر امام روشن بودکه نقش مورخان در ترسیم حوادث چگونه است و در موارد بسیاری تصویر ارائه شده از یک شخصیت یا حادثه چندان با حقیقت آن سازگاری ندارد. نکته‌ای که خود بارها در ارائه تاریخ گذشته آن را یادآوری کرده بود:
«این که می‌گویند انوشیروان عادل، این از اساطیر است، یک مرد ظالم سفاکی بوده است. منتها شاید پیش سلاطین دیگر وقتی گذاشتند، بهش گفتند عادل: اولاً کجایش انوشیروان عادل بوده است.» 20
امام به نقش جریانات مختلف در تحریف تاریخ وقوف کامل، داشت. بر همین اساس طی نامه‌ای که در مورخه 25/10/67 به حجت‌الاسلام سید‌حمید روحانی ارسال داشت از نامبرده تقاضا کرد تا جهت ثبت دقیق تاریخ حماسه‌آفرین و پرحادثه انقلاب اسلامی بی‌نظیر مردم قهرمان ایران اقدام نماید. در بخشی از این نامه آمده است:
«شما به عنوان یک مورخ باید توجه داشته باشید که عهده‌دار چه کار عظیمی شده‌اید. اکثر مورخین تاریخ آن گونه که مایلند و یا بدان گونه که دستور گرفته‌اند، می‌نویسند نه آن‌گونه که اتفاق افتاده است. از اول می‌دانند که در کتابشان بنا است به چه نتیجه‌ای برسند و در آخر به همان نتیجه می‌رسند.»21
در همین رابطه همچنین امام طی نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان مسؤولیت ریاست جمهوری و ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را به عهده داشتند از ایشان می‌خواهند تا گروهی را جهت نظارت دقیق بر آنچه در کتب تاریخی مدارس نوشته می‌شود، تعیین نمایند.» 22
امام خمینی (ره) علیرغم این دقت و تلاش جهت ثبت و آموزش دقیق تاریخ گذشته و انقلاب اسلامی از طرفی دیگر از جوانان نیز می‌خواهند تا بکوشند تا تاریخ انقلاب اسلامی را بیاموزند. 23

پایان سخن
امام بر خلاف بسیاری دیگر از علمای معاصر خویش که نه تنها از تاریخ معاصر غفلت می‌ورزیده‌اند، بلکه نسبت به تحولات تاریخ اسلام نیز تأمل جدی روا نداشته‌‌اند، به طور گسترده‌ای به تاریخ رویکرد داشت. بر این اساس،‌دانش تاریخ در اندیشه امام خمینی (ره) معلوماتی منقطع از زمان حال نبود و بین دیروز و امروز در نظر آن اندیشمند فرزانه جدایی یافت نمی‌شد. او می‌کوشید تا با مطالعه گذشته نه تنها از تعاملات حوادث با خبر گردد، بلکه با ژرفا بخشیدن به اندیشه خویش، پاسخ‌های مناسب برای چالش‌های موجود را نیز بیابد. تاریخ در نظر امام انبانی از قصه‌ها و افسانه‌ها نبود بلکه مصباح هدایت و کانون روشنایی، درخشش و الهام به حساب می آمد و همچون استادی سقراط‌گونه می‌ماند که می‌طلبید تا افلاطون‌هایی در مقابلش زانوی ادب بر زمین زده و از محضر پرفیضش بهره بگیرند.
سخن خود را در باب تاریخ‌اندیشی امام با ذکر بیانی زیبا از ایشان به پایان می‌بریم که باید گفت«
«تاریخ معلم انسان‌ها است».

به نقل از «کتاب نقد»، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ش 13.

پی‌نوشت‌ها:
1. امام خمینی (ره) در بیستم جماد‌ی‌الثانی سال 1320 هجری قمری متولد شده‌اند. شهادت پدر ایشان یعنی مرحوم سید‌مصطفی چهار ماه و 22 روز بعد از تولد امام یعنی روز دوازدهم ذیقعده همان سال بین راه خمین و اراک توسط خوانین و با ضرب گلوله اتفاق افتاد.
2. در جستجوی راه از کلام امام، دفتر شانزدهم، ص 37.
3. همان، ص 60.
4. همان، ص 58.
5. همان، ص 77.
6. همان، ص 69.
7. همان، صص 70ـ 69.
8. همان، ص 75.
9. همان، صص 77ـ 76.
10. همان، ص 211.
11. همان، ص 210.
12. همان، ص 84.
13. همان،‌ص 84.
14. همان،‌ص 85.
15. همان، صص 129و 123 و 122.
16. کشف‌الاسرار، ص 276 به نقل از : در جستجوی راه از کلام امام، دفتر بیست و یکم، ص 96.
17. در جستجوی راه از کلام امام، پیشین، ص 102.
18. همان، ص 133.
19. پیشین.
20. مان، صص 247، 38.
21. صحیفه نور، جنگجویان 21، ص 73.
22. این نامه امام پس از نامه آقای سید‌حمید روحانی به آن حضرت مبنی بر نسبت داده شدن دستور پناه بردن به سفارت انگلیس در جریان انقلاب مشروطه به آیت‌الله بهبهانی در کتب آموزشی مدارس ـ ارسال گردید. در نامه امام آمده است. «باعث تعجب و تأسف است که نظام آموزشی کشور اسلامی ایران نسبتی به مرحوم بهبهانی رحمت‌الله علیه دهد که حتی کسروی با آن سوابق ضد اسلامی درباره ایشان نمی‌دهد. کسروی ضد دین پس از تحلیل از آقایان بهبهانی و طباطبایی، دستور بهبهانی و طباطبایی به مردم را در پناه بردن به سفارت یک دولت بیگانه رد می‌کند.» ر. ک: صحیه نور، جنگجویان 21، ص 102.
23. ر. ک: صحیفه نور، همان، ص 177.
سیدحسین فلاح‌زاده
 



تاريخ : چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠ | ٦:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

خدا کند که بیایی...

 

  الا که راز خدایی خدا کند که بیایی  

                            تونور غیب نمایی خدا کند که بیایی

 

شب فراق تو جانم خدا کند که سراید

                               سرآیدوتوبرآیی خدا کند که بیایی

 

دمی که بی تو برآید خدا کند که نیاید

                             الاکه هستی مایی خدا کند که بیایی

 

 به هردعاکه توانم تو را همیشه بخوانم

                             الا که روح خدایی خدا کندکه بیایی


تو مشعری عرفاتی تو زمزمی تو صفایی

                                     تورمز اب بقایی خدا کند که بیایی

 

قسم به عصمت زهرابیا زغیبت کبری

                                      دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی

                       

              ...خدا کند که بیایی



تاريخ : جمعه ٩ دی ۱۳٩٠ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

بیانات در دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى 29 /10 /1388

یک حرکت بدون فراخوان

راز ماندگارى این انقلاب، اتکاى به ایمان‌هاست؛ اتکاى به خداست؛ لذا شما مى‌بینید آن روزى که توده عظیم مردم در سرتاسر کشور احساس کنند که دشمنى‌اى متوجه انقلاب است، احساس کنند که دشمنىِ جدى‌اى وجود دارد، بدون فراخوان حرکت می‌کنند مى‌آیند. روز نهم دى شما دیدید در این کشور چه اتفاقى افتاد و چه حادثه‌اى پیش آمد. دشمنان انقلاب که همیشه سعى می‌کنند راهپیمایى‌هاى میلیونى را بگویند چند هزار نفر آمده‌اند - تحقیر کنند، کوچک کنند - اعتراف کردند و گفتند در طول این بیست سال، هیچ حرکت مردمى‌اى به این عظمت در ایران اتفاق نیفتاده است؛ این را نوشتند و گفتند. آن کسانى که سعى در کتمان حقائق درباره جمهورى اسلامى دارند، این را گفتند. علت چیست؟ علت این است که مردم وقتى احساس می‌کنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ایستاده است، مى‌آیند توى میدان. این حرکتِ ایمانى است، این حرکتِ قلبى است؛ این چیزى است که انگیزه خدایى در آن وجود دارد؛ دست قدرت خداست، دست اراده‌ الهى است؛ این چیزها دست من و امثال من نیست. دل‌ها دست خداست. اراده‌ها مقهور اراده پروردگار است. وقتى حرکت خدائى شد، براى خدا شد، اخلاص در کار بود، خداى متعال اینجور دفاع می‌کند. لذا میفرماید: «انّ اللَّه یدافع عن الّذین امنوا». این را دشمنان نظام اسلامى نمیفهمند، تا امروز هم نفهمیدند؛ لذا تهدید می‌کنند، حرف می‌زنند، روش‌هاى گوناگون را به کار می‌گیرند، به خیال خودشان می‌گردند نقطه ضعف براى جمهورى اسلامى پیدا کنند؛ گاهى اسم حقوق بشر را مى‌آورند، گاهى اسم دموکراسى را مى‌آورند؛ ترفندهائى که امروز براى مردم دنیا حقیقتاً ترفندهاى مسخره است. می‌گویند افکار عمومى؛ اما افکار عمومى اگر این حرف‌ها را از آمریکا و صهیونیسم باور می‌کرد، اینجور در دنیا، در کشورهاى مختلف، ملت‌هاى مختلف، در مواقع گوناگون، نفرت خودشان را از این سران مستکبر نشان نمی‌دادند، که مى‌بینید نشان می‌دهند. هر جا سفر می‌کنند، گروهى از مردم علیه‌شان شعار می‌دهند. پیداست که افکار عمومى دنیا فریب ترفندهاى این‌ها را نخورده است.

 

خطبه‌هاى نماز جمعه تهران در حرم امام خمینى(ره) در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره) 14 /03 /1389

هیچ کس نگوید من تکلیفى ندارم

آن‌چه که براى ما لازم است، این است که آحاد مردم، مسوولین، غیرمسوولین، به خصوص جوان‌ها، به خصوص کسانى که سخن و حرف‌شان تأثیر دارد، احساس مسوولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ‌کس نگوید من تکلیفى ندارم، من مسوولیتى ندارم؛ همه مسوولند. مسوولیت معنایش این نیست که اسلحه ببندیم، بیائیم توى خیابان راه برویم؛ در هر کارى که هستیم، احساس مسوولیت کنیم؛ مسوولیت دفاع از انقلاب و از نظام جمهورى اسلامى؛یعنى از اسلام، یعنى از حقوق مردم، یعنى از عزت کشور. این، شرط اول: همه باید این احساس مسوولیت را داشته باشیم و من مى‌بینم که این احساس مسوولیت را داریم. این را مردم کشور ثابت کردند، ثابت می‌کنند؛ حالا یک نمونه واضحش همین 9 دى بود که اشاره کردند؛ نمونه‌هاى دیگرى هم هست؛ 22 بهمن در پیش است، دهه فجر در پیش است. مردم حضور خودشان را، آمادگى خودشان را، سرزندگى و نشاط خودشان را نشان داده‌اند، باز هم نشان خواهند داد.

 

بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی 01 /01 /1389

لحظه‌ نیازها

شوراى شما بحمدالله این خصوصیت را داشته است. دلائل زیادى هم براى این هست؛ آخرى‌اش همین نهم دى است؛ قبلش - ده سال قبل از این - 23 تیر است که اشاره فرمودند؛ آن روز هم نیاز لحظه‌ها بود؛ این یک کار متعارف و معمولى نبود. راهپیمایى مردم در بیست و دوى بهمن با همه عظمتى که دارد - که حالا عرض خواهم کرد - یک کار متعارف است، یک کار روان‌شده است، شناخته‌شده است، متوقع است که انجام بگیرد و انجام می‌گیرد؛ اما بیست و سه‌ى تیر در سال 78، یک کار متعارف نبود، یک کار متوقع نبود؛ اهمیت داشت که این مجموعه بداند و بفهمد که این کار در آن شرائط، لازم است و آن را انجام بدهد. کار نهم دى ماهِ امسال هم همین جور بود. شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظه‌ مناسب و مورد نیاز؛ این اساس کار است که مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛ آن کارى را که باید انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراى هماهنگى تبلیغات این خصوصیت را داشته است، نشان داده است؛ هم در دهه‌ اول، در اوضاع و احوال گوناگون آن دهه - در دوران دفاع مقدس، قبل از دفاع مقدس، بعد از دوران دفاع مقدس - هم بعد از رحلت امام در مناسبت‌هاى مختلف که قله‌هائى را در تاریخ ما به وجود آورد. یکى از این قله‌هاى فراموش نشدنى، همین نهم دى امسال بود.

دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن 6 /11 /1388

مشتی بر دهان فتنه‌گران

فتنه سال گذشته جلوه‌اى از توطئه دشمنان بود؛ فتنه بود. فتنه یعنى کسانى شعارهاى حق را با محتواى صددرصد باطل مطرح کنند، بیاورند براى فریب دادن مردم. اما ناکام شدند. هدف از ایجاد فتنه، گمراه کردن مردم است. شما ملاحظه کنید؛ مردم ما در مقابله‌ با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دى در سرتاسر کشور مشت محکمى به دهان فتنه‌گران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت - همان طورى که گویندگان و بزرگان و همه بارها گفته‌اند - یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلى معنا دارد؛ این نشانه این است که این مردم بیدارند، هشیارند. دشمنان ما باید این پیام را بگیرند. آن کسانى که خیال می‌کنند می‌توانند میان نظام و میان مردم جدائى بیندازند، ببینند و بفهمند که این نظام، نظام خود مردم است، مال مردم است. امتیاز نظام ما به این است که متعلق به مردم است. آن کسانى که با همه‌ وجود نظام جمهورى اسلامى را و اسلام را و این پرچم برافراشته را در این کشور نگه داشته‌اند، در درجه اول خود مردمند؛ دشمنان ما این را بفهمند. سردمداران دولت‌هاى مستکبر - و در رأس آن‌ها آمریکا - علیه ملت ما حرف می‌زنند، توطئه می‌کنند، گاهى شعار می‌دهند، گاهى اظهارات مزوّرانه می‌کنند، گاهى صریحاً دشمنى می‌کنند، گاهى در لفافه می‌برند؛ این‌ها همه براى این است که تحلیل درستى از مسائل ایران و شناخت درستى از ملت ایران ندارند. ملت ما ملت بیدارى است، ملت هشیارى است.



تاريخ : چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠ | ٥:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

شب است و سکوت است و ماه است و من

فغان و غم اشک و آه است و من

 

شب و خلوت و بغض نشکفته‌ام

شب و مثنوی‌های ناگفته‌ام

 

شب و ناله‌های نهان در گلو

شب و ماندن استخوان در گلو

 

من امشب خبر می‌کنم درد را

که آتش زند این دل سرد را

 

بگو بشکفد بغض پنهان من

که گل سرزند از گریبان من

 

مرا کشت خاموشی ناله‌ها

دریغ از فراموشی لاله‌ها

 

کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟

کجایند مردان بی‌ادّعا؟....

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠ | ۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه....



تاريخ : سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ | ٢:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

لای لای ای جبهه لرین یورگونی ای خسته جاوانلار

 لای لای ای جوانان خسته ی جبهه

لای لای ای شهد شهادتن ایچیب کامه چاتان لار

لای لای ای جوانانی که شهد شهادت

نوشیدید و به آروزتون رسیدید

خوش یاتین یاخشی یاتیب سیز یاخشی دنیان آتیپ سیز

 

راحت بخوابید خوش بخوابید که دنیارورها کردید

خوش یاتین یاخشی یاتیپ سیز یاخشی دنیانی آتیپ سیز

راحت بخوابید خوش بخوابید که دنیارورها کردی

 آنالار داغی سهندین داغی تک بیرجه داغ اولدی

مادران شما در استقامت مثل مادر کوه
ها سهند هستند

آنالار داغی سهندین داغی تک بیرجه داغ اولدی

مادران شما در استقامت مثل مادر کوه
ها سهند هستند



چوخلو بللرد بوکولدی

کمرهای زیادی از غمتون خم شد

قره بیرچکلر اق الدی

موهای سیاه زیادی از انتظارسفید شد

دووزدی سس سیز یارالاندیر

درست بدون صدا شهید شدید

سوآباتیز قانیز آخدی

تو آب افتادید و ازتون خون اومد

گوی قانیز اخسادا آخساسین

بذار خونتون در راه اسلام جاری بشه

اجنبی باخسادا باخسین

دشمن هم به شجاعتتون نگاه کنه

لای لای لای لای ...

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ | ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

اروندین دیبینده غواص اولیدوخ

یارالی غواصا یولداش اولیدوخ

 

اروندین دیبینده غواص یاتمیشدی

او گوزل گوزلری قانه باتمیشدی

 

ای شهید... ای آن که بر کرانه ازلی و ابدی وجود

بر نشسته ای دستی بر... و ما قبرستان نشینان

عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش...


 

 


 



تاريخ : سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

گاهی سکوت بلندترین فریاد است



تاريخ : دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ | ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

آنچه را عقل به یک عمر بدست آورده است

 

دل به یک لحظه کوتاه بهم میریزد 

                                                                                             ( شعر از فاضل نظری )



تاريخ : شنبه ۳ دی ۱۳٩٠ | ٧:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

باعقل آب عشق به یک جو نمیرود

 

 

 

بیچاره مــن که ساخته از آب وآتشم



تاريخ : شنبه ۳ دی ۱۳٩٠ | ٢:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

باید خلیـــــــل بود وبه یار اعتــــماد کرد

 


گاهی بهشت در دل آتش فراهم است



تاريخ : شنبه ۳ دی ۱۳٩٠ | ۱:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 از شعرهای ناب عاشورایی  هست که به چندین

بار خوندنش می ارزه  واقعا خیلی زیباست

 

آواز علقمه

 

رود یک سر ناله مرغ هواست

                                              روز تاریک است و عالم نینواست

پاسبان چادر احساس نیست

                                              در کنار خیمه ها عباس نیست

رفته تا از شط خون آب آورد

                                              جرعه ای از اشک مهتاب آورد

مثل جسمی در پی جان منتظر

                                              خیمه ها باز  است و  طفلان منتظر

اشک تنها قطره های آبشان

                                              قتل عام تشنگی ها  خواهش است

روح مریم عطـــر پاک یاس کو

                                              عمه زینب پس عمو عباس کو

ای عطش داران تف ما تشنه ایم

                                              ای فرات بی طرف ما تشنه ایم

دور تر نزدیک ساحل هم همه است

                                              چشم طفلان مثل نهر علقمست

آسمان از ابر محـــزون می چکد

                                              مثل مشک پاره ای خون می چکد

آه ،مژگان جنون ،خونخواره شد

                                              مشک بغض اهل غیرت پاره شد

میشود بــــرق تجلی رعد از این

                                              قطع شو ای دست غیرت بعد از این

عشق عباس است و عالم مشک او

                                              چشمــــه یعنی ابروی اشـــک او

گر ز مژگان در نمی غلطید اشک

                                              بی گمان از اشک پر می گشت مشک

عاشق آن باشد که اشکی آورد

                                              از لب احساس مشکی آورد

وه چه تیری در پر عشق اوفتاد

                                              دست عشق از پیکر عشق اوفتاد

ای فلک دست فتوت را ببین

                                              روزگـــــــــــار بی مروت را ببین

عرش  من روی زمین افتاده است

                                              حیدر ثانی زِ زین افتاده است

آه پشت عشق پشت زین شکست

                                              زین مصیبت پشت شاه دین شکست

مثل بغضی در گلــو  آمد حسین

                                              یا اخــــا عباس گو آمــــد حسین...

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ | ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود