ساختمان پزشکان  ،  نابرده رنج    ،   مختارنامه ، ستایش

و یا ماهواره

با یکی از دوستان در مورد جمع کردن ماهواره صحبت میکردیم راستش بعضی از

مسئولین هم بودن

 

بعضی ها معترض جمع کردن ماهواره  ها به این شیوه نیروی انتظامی بودند میگفتند اثر

بدی داره  ومثبت جواب نمیده

بعضی ها هم میگفتندبخاطرمسائل سیاسیه نمیدونم شایدتحریک شبکه های اونورآبی

(که خدا وکیلی زمان جنگ به صدام کمک میکردند)که دارن ماهواره ها روجمع میکنن

 

نظر دیگه ای هم بود اونم کار فرهنگی واثر بد ماهواره روی خانواده ها بوده که اگه انصاف

بخرج بدیم درصد بالایی از مردم فقط فیلمها و...نگاه میکنند نه مباحث علمی رو که اونم

بازبانهای چینی اسپانیولی فرانسوی وآلمانی...وآفریقایی پخش میشه

 

اما تو یه نظر همه مشترک بودند اونم اینکه حداقل بتونیم در مقابل ماهواره های

دشمن توی جمهوری اسلامی حرفی واسه گفتن داشته باشیم وبتونیم هویت خودمون

روحفظ کنیم واین یعنی داشتن سینمای خوب،موسیقی خوب،تئاتر خوب وتلویزیون خوب

 

 

از این جهت حداقل کاری که توی وبلاگم میتونستم بکنم تشکر از مسئولین صدا

وسیما بخاطر فیلمها

وسریالهای  خوبیه که گه گاه پخش میشه مثل همین

ساختمان پزشکان  نابرده رنج ومختار نامه یا ستایش

 

اگه تلویزیون ما بتونه مخاطب رو راضی وخشنود پای گیرنده های خودش نگه داره

کاری کرده کارستون

البته شاید بعضی ها به علت ظریف بینی ویا عدم سازگاری سلیقه ای یا اصلا حرفه ای

نقدی به این سریالها داشته باشند اما باز هم به خاطر اینکه مخاطب رو از جلو فیلمهای

خشونت بار وبا عرض معذرت  هالیوود س ک س زده جدا میکنه خیلی مهمه

 

بی انصافیه اگه تشکر نکنیم هرچند شاید اشکالاتی هم داشته باشه

 

ادامه دارد .....

 



تاريخ : سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

اعتکاف

واقعا روزهای سخت ولی زیبا

هرکسی که بنوعی با سازمان تبلیغات آشنایی داره میدونه که اعتکاف

یعنی سه روز جهاد شبانه روزی

وجهادی سخت هم از نظر کاری وهم از نظر معنوی

اما اعتکاف یعنی حسی به وسعت معنویت

اعتکاف یعنی یک سبد معرفت

 اعتکاف یعنی یک جرعه شهود

اعتکاف یعنی یک باغ پر از انسانیت

اعتکاف یعنی ....

اعتکاف یعنی بوی خوب خدا

 

 لیلی نامه دوستان

مهاجرگفته :اعتکاف یعنی پله پله تا ملاقات خدا

امیرعلی گفته :اعتکاف یعنی 3روز دربست در خدمت خالق بودن و از زندگی

دنیایی رها شدن

لاله های عاشق گفته:اعتکاف یعنی تهذیب نفس



تاريخ : چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ | ٥:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
خیانت یا اشتباه ابراهیم بن  مالک اشتر نخعی یا توطئه دشمن
نقل است که در میان راه، دشمن بین مختار و ابراهیم اختلاف افکنده و به تفرقه افکنی پرداخت. این حیله دشمن موجب جدایی آن دو شده و گویا ابراهیم در ادامه کار از نهضت مختار کناره گرفته است، از این رو در پی حادثه حمله مصعب بن زبیر در پیوستن به مختار تعلل و سستی ورزیده و حتی گفته شده به نامه های مکرر و پشت سر هم مختار پس از شکست اولیه اش از قوای مصعب، توجهی نکرده، نزد او باز نگشت .
 
همین کناره گیری او از مختار باعث شده بود که بعد از شهادت مختار ، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در او طمع ببندند تا ابراهیم را که مردی پر نفوذ و مدیر بود ، را با خود همراه سازند ؛ از این رو مصعب نامه ای به ابراهیم نوشته به او وعده داد که در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او می سپارد. نامه مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان - خلیفه اموی شام - به دست ابراهیم رسید . ابراهیم با یاران و مشاورانش در این باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصمیم گرفت با مصعب بن زبیر همراه شود ، پس نامه ای به مصعب نوشت و با گروهی از یاران خود از موصل یا نصیبین - مقر حکومت خود - حرکت کرد و به کوفه آمد و با مصعب ملاقات کرد.
 
سرانجام ابراهیم در سال 72 هجری در پی شکست لشکر عراق از سپاهیان عبدالملک مروان که برای تصرف عراق به جنگ مصعب بن عمیر فرستاده شده بودند، در 13 جمادی الاولی کشته شده و نزدیک سامراء به خاک سپرده شد.


تاريخ : جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

شهادت مختار

حکومت مختار در کوفه قدرت و شوکت گرفت و دامنه آن به دیگر نقاط نیز گسترش یافت و این بر مذاق عبدالله ‏بن زبیر خوش نبود. بالاخره او، برادرش مُصعَب‏ بن زبیر را برای سرکوبی مختار روانه عراق کرد.
مصعب با مختار درآویخت و سپاه وی را شکست داد و او را تا کوفه عقب راند. مختار در دارالاماره موضع گرفت و سپاهیان مصعب، آنجا را محاصره کرده و راه رسیدن آب و آذوقه را بر آنان بستند. تا مدتی زنان شیعه با روش‌های مختلف و با استفاده از حجاب و پوشش خود، به آنان آب و غذا می‏رساندند. با شدت یافتن محاصره، مختار به یارانش گفت:
«ای یاران من، در محاصره ماندن جز ضعف برای ما ارمغانی ندارد. بیایید از قصر خارج شویم و مردانه بجنگیم و کریمانه بمیریم. به خدا قسم اگر صادقانه پا پیش گذارید نصرت خدا شامل حال شما خواهد شد.»
و در قبال جواب منفی آنان گفت:
«اما من، به خدا قسم دست بیعت و تسلیم به آنان نخواهم داد و شما را هم به پیروی از خویش مجبور نخواهم کرد. بدانید هر گاه من کشته شدم بر ضعف شما افزوده گردد و در آن وقت، حتی اگر تسلیم هم شوید، شما را خواهند کشت؛ آنگاه به یکدیگر با حسرت نگاه می‏کنید و آرزو می‏کنید: کاش پیشنهاد مختار را می‏پذیرفتیم؛ اما اگر حالا برای نبرد از قصر خارج شوید و پیروز نگردید، کریمانه مرده‏اید و بر شما سرزنشی نیست.»
مختار با نوزده نفر از یارانش از قصر بیرون آمدند و شجاعانه جنگیدند تا به شهادت رسیدند و بقیه یاران او تسلیم شدند و همان‏گونه که مختار پیش‏بینی کرده بود، دست بسته کشته شدند.
دشمنان مختار، چه اموی‌ها و چه زبیری‌ها از او ضربه‏های بسیاری خورده بودند، بدین جهت انواع تهمت‌ها را نثار او کرده و وی را کذّاب، مدعی نبوت، مدعی مهدویّت و … نامیدند و اطرافیان و اهل خانه او را به بیزاری جستن از او واداشتند.
دو تن از همسران مختار به نام‌های عُمره، دختر نعمان ‏بن بشیر انصاری و ام‏ثابت، دختر سمرة ‏بن جُندَب از لعن او سر باز زده و گفتند:
«چگونه از مردی بیزاری بجوییم که به ربوبیت خدا معترف، روزها روزه و شب‌ها به نماز مشغول بود. خونش را در راه خدا و رسول و برای کشتن قاتلان فرزند پیامبر و اصحاب و یاران آن بزرگوار، بذل کرد و خداوند وی را بر آن نامردمان مسلّط ساخت و با کشتن آنها دل‌ها را شفا داد.»

دو تن از همسران مختار به نام‌های عُمره، دختر نعمان ‏بن بشیر انصاری و ام‏ثابت، دختر سمرة ‏بن جُندَب از لعن او سر باز زده و گفتند:
«چگونه از مردی بیزاری بجوییم که به ربوبیت خدا معترف، روزها روزه و شب‌ها به نماز مشغول بود. خونش را در راه خدا و رسول و برای کشتن قاتلان فرزند پیامبر و اصحاب و یاران آن بزرگوار، بذل کرد و خداوند وی را بر آن نامردمان مسلّط ساخت و با کشتن آنها دل‌ها را شفا داد.»
به فرمان عبدالله ‏بن زبیر آن دو زن، بین لعن مختار یا مرگ مخیّر شدند. ام‏ثابت گفت:
«اگر به زور شمشیر از من کفر گفتن هم بخواهی، کفر خواهم گفت. (حالا که زور است) شهادت می‏دهم که مختار کافر بود.»
اما عمره از لعن مختار سرپیچی کرد و حتی به قیمت جانش حاضر نشد او را دشنام دهد.
وی گفت:
«این مرگ، شهادتی است که از جانب خدا روزی من شده و هیچ‏گاه آن را از دست نمی‏دهم؛ هرگز؛ (زیرا) این مرگی است گذرا که در پی آن بهشت و هم‌نشینی با پیامبر و اهل بیت او است و به خدا قسم هیچ‏گاه با فرزند هند جگرخوار، همراه نخواهم شد و فرزند علی‏بن ابیطالب را وا نخواهم گذارد. خدایا تو شاهد باش که من پیرو پیامبرت، دخترزاده‏اش، اهل بیتش و شیعیانش هستم.»
مصعب، این بانوی شجاع و با ایمان را به شهادت رساند و به شوهر شهیدش ملحق نمود. چه زیباست که بدانیم این بانوی قهرمان، شجاع، با ایمان و شهید دختر کسی بود که متأسفانه از اهل بیت منحرف و در سلک دشمنان آنان بود. پدرش نعمان‏بن بشیر انصاری همان کسی بود که پیراهن عثمان را به شام برد و در جنگ صفین در کنار معاویه و علیه امام شمشیر زد و از طرف معاویه و فرزندش یزید، والی بود. خداوند از چنین پدری منحرف، چنین دختری با ایمان به دنیا آورد تا بنمایاند که:
«یُخْرِجُّ اَلْحَیِّ مِنَ المَیِّتِ» (روم، آیه ۱۹)؛ از مرده، زنده را بیرون می‏آورد.

 



تاريخ : جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

امام خامنه ای از زبان سید حسن نصرالله

آقا سید حسن نصرالله اظهار کرد: بعد از آشنا شدن کامل با شخصیت جهادی، فکری و سیاسی امام خامنه‌ای، می‌توانم بگویم که ما امام بزرگی در رهبری، اجتهاد و سیاست و تقوا داریم که از دیدگاهی کامل و راهبردی برخوردار است.


به گزارش ایسنا به نقل از روزنامه الانتقاد لبنان، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، در کنفرانس "نوآوری و اجتهاد" که طی امروز (دوشنبه) و فردا در هتل ماریوت بیروت با حضور نمایندگانی از ایران از جمله حداد عادل و مصباحی مقدم از نمایندگان مجلس و آیت الله سید احمد خاتمی خطیب جمعه تهران برگزار می‌شود، اظهار داشت:

در حال حاضر وظیفه ما این است که امام سید علی خامنه‌ای را به امت اسلامی بشناسانیم تا همگان از برکات وجود وی استفاده کنند.

دبیرکل حزب الله لبنان گفت: این امت با چالش‌هایی رو به رو شده است که طی دهه‌ها و قرن‌های گذشته با آن رو به رو نبوده است. این وظیفه برعهده‌ی این کنفرانس است و از اهمیت و حساسیت بسیار بالایی برخوردار است.

دبیرکل حزب الله لبنان همچنین عنوان داشت: ما به جوانان سوری و فلسطینی درود می‌فرستیم و از مقاومت آنها در برابر اشغالگران و دولت آمریکا قدردانی می‌کنیم. این مساله پیام بسیار واضحی را می‌رساند و آن عزم و اراده‌ی موجود در میان امت اسلامی بویژه در برابر دولت آمریکا است که می‌خواهد انقلاب‌های ملت‌های عربی را مصادره کند.
وی در ادامه افزود: شناخت شخصی و مستقیم من از حضرت امام خامنه‌ای به من این فرصت را داد تا بتوانم افکار و دیدگاه‌ها و همچنین روش تفکر و تحلیل وی را در خصوص حوادث و نحوه‌ی رهبری و مدیریت و همچنین تصمیم‌گیری بشناسم.


سید حسن نصرالله تصریح کرد: ما در برابر شخصیتی بسیار

بزرگ و استثنایی هستیم و معتقدیم که

بسیاری از مردم در امت اسلامی شناختی

از امام خامنه‌ای ندارند و می‌دانیم که وی

چقدر در امت اسلامی مظلوم واقع شده

است.


دبیرکل حزب الله لبنان همچنین تاکید کرد:

امام خامنه‌ای حتی در ایران نیز

مظلوم واقع شدند. ما در برابر

شخصیتی قرار داریم که

دشمنان، وی را محاصره کرده و

دوستان حق او را آنچنان که باید

و شاید ادا نکردند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠ | ٥:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

شهادت امام غریب و مظلوم تسلیت باد 

امام علی النقی (هادی) ـ علیه السّلام ـ امام دهم شیعیان جهان است که در نیمه ذی حجه سال 212 هـ. ق در شهر صریا (حومه مدینه) به دنیا آمد. پدرش امام جواد ـ علیه السّلام ـ و مادر گرامیش سمانه نام دارد.[1]
حضرت امام هادی ـ علیه السّلام ـ در 8 سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارشان عهده دار مقام امامت گردید و پس از 33 سال امامت در سن 41 سالگی در سامرا در زمان خلافت معتز به شهادت رسیدند.[2]
امامت امام هادی ـ علیه السّلام ـ مقارن با خلافت 6 خلیفه عباسی بود. مقارن بود با 7 سال باقیمانده از خلافت معتصم برادر مأمون، با واثق پسر معتصم به مدت 5 سال، متوکل برادر واثق 16 سال، منتصر پسر متوکل به مدت 6 ماه، مستعین پسر عموی منتصر 4 سال و معتز پسر دیگر متوکل که سه سال خلافت کرد. امام هادی پس از گذشت یک سال از خلافت معتز در سامرا مسموم شده و به شهادت رسید و جسم پاک حضرت در سامرا در خانه مسکونی حضرت مدفون گردید.[3]
نکته مهم در شهادت امام هادی ـ علیه السّلام ـ این است که حضرت در سامراء به شدت تحت نظر بود و به خاطر کنترل بسیار شدید و خفقان حاکم و منع دوستان و شیعیان از دیدار با حضرت و عقوبت سخت متخلفین»[4] حتی نزدیکترین یاران امام نیز از حال و وضع امام بی خبر یا بسیار کم اطلاع بودند. و به همین دلیل است که منابع اشاره دقیقی به نحوه شهادت امام ندارد. منابع فقط شهادت حضرت در زمان معتز را ذکر کرده اند بدون ذکر زمان دستور خلیفه به مسموم کردن و اینکه چه کسانی مأمور این جنایت شدند و چه زمانی این عمل پلید از آنان سر زد و حتی در روز شهادت حضرت هم اتفاق نظر نیست.[5]
امام هادی ـ علیه السّلام ـ در طول دوران امامت خود از سرکشان و حاکمان فاسد بنی عباس رنجها و محنت های زیادی کشید «و در این میان متوکل در ظلم و ستم به حضرت و سنگدلی گوی سبقت را از دیگران ربود».
«متوکل وجود امام هادی ـ علیه السّلام ـ را خطر بزرگی برای حکومت خویش احساس می کرد، لذا تصمیم گرفت تا با دو روش هم زمان در یک اقدام از بحرانی تر شدن اوضاع جلوگیری کند. یکی حمله به یاران امام و نابود کردن آثار شیعیان تا حدی که قبر مطهر امام حسین ـ علیه السّلام ـ را نیز تخریب کرد و دوم دور کردن امام از مدینه که پایگاه سازمان تشیع بود.[6]
«عبدالله بن محمد فرماندار مدینه از دشمنان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بود و از امام نزد متوکل سعایت می کرد و پیوسته قصد آزار آن جناب را داشت. امام هادی ـ علیه السّلام ـ در نامه ای به متوکل سعایت و دروغگویی او را یاد آوری کرد ولی متوکل که زمینه را برای تبعید امام از مدینه و تحت نظر گرفتن مناسب می دید در نامه ای ظاهرا محترمانه از حضرت خواست به سامرا بیاید»[7]
نامه متوکل رسید و حضرت آماده رفتن به سامرا شد «وقتی آن حضرت به سامرا رسید متوکل ( با آن همه وعده و احترام که در نامه اش بود) یک روز خود را پنهان کرد و آن حضرت را در کاروانسرایی که به کاروانسرای گداها معروف بود فرود آورد».[8]
سپس متوکل دستور داد: «حضرت را کاملا تحت نظر گیرند و خانه شان را محاصره کرده و مانع دیدار شیعیان با ایشان و استفاده دانش پژوهان از آن سرچشمه علم و معرفت گردند و حتی ایشان را در تنگنا و محاصره اقتصادی قرار داد و رساندن حقوق شرعیه و هدایا را از داخل و خارج بر حضرت ممنوع کرد و متخلفان را عقوبتی سخت نمود»[9]
این وضعیت جز در حکومت شش ماهه منتصر تا زمان شهادت امام ادامه داشت و در زمان معتز شدت گرفت.
یکی دیگر از سختگیری های متوکل در آزار امام هادی ـ علیه السّلام ـ این بود که «گاه بگاه به مأموران خود دستور می داد تا ناگهانی به خانه امام ریخته و آنجا را بازرسی کنند به امید آنکه سلاح یا مدرکی دال بر فعالیت ایشان علیه حکومت بدست آورند. لکن در این حمله های شبانه جز کتاب های علمی و ادعیه چیزی یافت نشد»[10]
گاهی متوکل فرمان می داد «حضرت را در هر حالتی که هست به دربار آورند. در یکی از این احضارها امام در حالی بر متوکل وارد شد که او مست و لا یعقل در کنار جامها و سبوهای شراب و در میان گروه های خنیاگر و رقاصه افتاده بود.امام بی توجه به موقعیت خطیر و خطرات احتمالی به شدت او را سرزنش و ملامت کرد و به نصیحت گویی و یاد آوری قیامت پرداخت و فسق و فجور و می خوارگی و بدکارگی او را محکوم ساخت. متوکل بر آشفت و دستور داد ایشان را در زندان محبوس سازند»[11] حضرت روانه زندان شد و «شخصی از حضرت شنید که می فرمودند انا اکرم علی الله من ناقه صالح»[12] و سپس این آیه را خواندند «تمتعوا فی دارکم ثلاثة ایام ذلک وعد غیر مکذوب»[13]
بیش از سه روز نگذشت که متوکل به دست فرزندش منتصر به هلاکت رسید»[14]
منتصر گر چه بر امام سخت نگرفت ولی این آرامش نسبی امام و شیعیان پس از شش ماه تمام شد و دوباره آزار و حصر و شکنجه و قتل راهکار اساسی خلافت در مقابل شیعیان بود«امام هادی ـ علیه السّلام ـ با حاکمان ستمگر سازش نکرد و آنها از مبارزه منفی و عدم همکاری حضرت هراس داشتند و رنج می بردند تا اینکه تنها راه خویش را خاموش کردن نور خدا پنداشتند و بدین ترتیب امام هادی ـ علیه السّلام ـ نیز مانند امامان پیشین به مرگ طبیعی از دنیا نرفت بلکه در زمان معتز مسموم گردید».[15]
منابع معتبر و مورخان شیعه شهادت حضرت را در « ماه رجب سال 254 ه.ق»[16] می دانند. مرحوم آیت الله مرعشی نجفی شهادت حضرت را در روز دوشنبه سوم رجب سال 254 ه.ق می داند[17] گر چه برخی منابع شهادت حضرت را در ماه جمادی الثانی[18] یا 27 رجب[19] نیز ذکر کرده اند
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ زندگانی امام علی الهادی، باقر شریف رضی.
2ـ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی.
3ـ سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی.
4ـ زندگی پیشوای دهم امام هادی، عقیقی بخشایشی.

----------------------------------
[1] . شیخ مفید، الارشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاّتی، ج2، ص417ـ418؛ پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، قم، موسسة امام صادق، چاپ سیزدهم، 1381ش، ص567؛ طبرسی، امین الاسلام، اعلام الوری، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ سوم، ص355.
[2] . شیخ مفید همان، طبرسی، همان.
[3] . پیشوایی، همان، ص612 به نقل از شبلنجی، نورالابصار، ص166؛ شیخ مفید در الارشاد به جای شهادت از لفظ وفات استفاده کرده است.
[4] . عقیقی بخشایشی، زندگانی پیشوای دهم امام هادی(ع)، قم، انتشارات نسل جوان، 1357ش، ص40ـ45؛ ادیب. عادل، زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، ترجمه اسدالله مبشری، نشر فرهنگ اسلامی، چاپ شانزدهم، 1376ش، ص258ـ256.
[5] . سن امام را بین 40 تا 42 سال ذکر کرده اند و روز شهادت امام را یا ذکر نکرده اند یا سوم رجب یا بیست و هفتم رجب و یا در ماه جمادی الثانی ذکر کرده اند که خواهد آمد.
[6] . اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، 1385ق، ص395؛ پیشوائی، همان، ص571؛ ادیب، عادل، همان، ص256؛ عقیقی بخشایشی، همان، ص53ـ54؛ قرشی، باقر شریف، زندگانی امام علی الهادی، انتشارات اسلامی، 1371، ص386.
[7] . شیخ مفید، همان، ص435؛ طبرسی، اعلام الوری، همان، ص365؛ قرشی، زندگانی امام علی الهادی، همان، ص386.
[8] . شیخ مفید، الارشاد، همان، ص438.
[9] . قرشی، باقر شریف، زندگانی امام علی الهادی، همان، ص 386.
[10] . قرشی، باقر شریف، همان، ص 387.
[11] . قرشی، باقر شریف، همان، ص 387.
[12] . ترجمه: من نزد خدا از ناقه حضرت صالح محترم ترم.
[13] . هود / 56، در خانه هایتان سه روز به آسایش و خوشگذرانی سپری کنید (سپس عذاب الهی خواهد رسید) آن وعده ای است که دروغ نخواهد بود.
[14] . طبرسی، اعلام الوری، همان، ص363؛ عماد الدین طبری، مناقب الطاهرین، تهران، انتشارات رایزن، 1379، ج 2، ص 827.
[15] . پیشوایی، سیره پیشوایان، همان، ص612 به نقل از شبلنجی، نوار الابصار، ص 166.
[16] . شیخ مفید. الارشاد، همان، ص439؛ طبرسی، اعلام الوری، همان، ص355؛ پیشوائی، همان، ص567.
[17] . مرعشی نجفی، سید شهاب الدین، مجموعه نفیسه، ص56.
[18] . عقیقی بخشایشی، همان، ص90 به نقل از قندوزی، شیخ سلیمان بلخی، نیابیع المودة، بیروت، ج3، ص14.
[19] . عقیقی بخشایشی، همان، ص112.

نه همی جای تو در سامره تنها باشد

که به دلهای محبان تو جای تو بود

دیده گریان نشود روز جزا در محشر

هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود

 

امروز زمین و آسمان می گرید

از بهر غریب سامرا می گرید

جا دارد اگر که شیعه خون گریه کند

چون مهدی صاحب الزمان می گرید

غروب غریبانه دهمین آفتاب ولایت، بر رهروان راه مقدسش

تسلیت باد



تاريخ : دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

مهمترین فرازهای سخنان مهم مقام معظم رهبری در حرم امام خمینی ره

اگر کسی یا جریانی بخواهد به نام عقل گرایی از ارزشهای اسلامی و انقلابی عدول کند انحراف از خط امام است‬...آن کسانی که می خواهند با تکیه به دین داری جامعه و جوانان را سیاست زدایی کنند این اشتباه میکنند و دچار انحرافند.
 در بیست و دومین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره)، رهبر انقلاب اسلامی دقایقی در حرم امام خمینی(ره) سخنرانی کردند.
آنچه در زیر می‌آید، جملاتی از سخنان ایشان است که مرور به این خبر اضافه میشود:

»‫ بیداری اسلامی، حماسه‌ای است که امام خمینی(ره) انتظار آن را می‌کشیدند و مانند فروپاشی شوروی آن را پیش‌بینی می‌کردند‬.

» مکتب امام یک مجموعه کامل برآمده از اسلامیت، شامل معنویت، عقلانیت و عدالت است.

» عقلانیت و خرد امام او را به این نتیجه رسانده بود که کمترین انعطاف وعقب نشینی درمقابل دشمن به پیشروی دشمن می انجامد.

» ‫اگر به نام انقلابی‌گری، امنیت بخشی از جامعه‬ ‫ را‬ صرفا بدلیل اختلاف سیاسی‫ سلب کنیم، از مکتب امام منحرف شده‌ایم.‬

» مکتب امام، ملت ایران را از گردنه‌های خطرناک ۳۲ سال اخیر نجات داده و عزت و شرافت بین‌المللی ما را بالا برده است.

» امام به مردم تفهیم کرد آن‌ها صاحب و مالک این کشور هستند.

» دشمنان ما تصور می‌کردند با رحلت امام(ره)، آغاز انحلال این نظام مقدس آغاز خواهد شد.

» بخش مهمی از معنویت اسلام مربوط به اخلاق می‌شود و امام این مسئله را رعایت می‌کرد. امام از فرصت‌های زندگی برای تقرب به خداوند متعال استفاده می‌کرد.

» ‫اگر کسی یا جریانی بخواهد به نام عقل گرایی از ارزشهای اسلامی و انقلابی عدول کند انحراف از خط امام است‬.

» ‫مردم عزیز ما وقتی دیدند در سال ۸۸ عمق خواسته عده‌ای در روز قدس و عاشورا چه بود، به صحنه آمدند و غائله را تمام کردند‬‬.

» دانشمندان ایرانی به برکت حضور مردم، امروز در رشته‌های مهم و حساس جهانی در میان ده کشور اول قرار دارند.

»
آن کسانی که میخواهند با تکیه به دین داری ،جامعه و جوانان را سیاست زدایی کنند این اشتباه میکنند و دچار انحرافند.

» من در جوار مرقد مطهر امام و روح امام و ارواح مطهر شهدا به خاک سپرده شده اند شهادت میدهم که ملت ما راه خود را حفظ کرده است.

» اشتراک انقلابهای منطقه، اسلامی بودن، مردمی بودن، ضد آمریکا بودن، معیارهای انقلاب‌های منطقه است.

‫‫» درباره انقلابهای منطقه‬: ‫هر حرکتی که مردمی، اسلامی و ضدآمریکایی باشد، ایران از آن حمایت میکند‬. هرجا حرکت به تحریک آمریکا انجام شود از آن حمایت نمیکنیم‬.



تاريخ : شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

اس ام اس وشعر ارتحال امام

 

گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز

بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز

رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا

لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز

رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

.

تا از تن تبدار زمین روح خدا رفت / بالندگی از همت عنقایی ما رفت

آن ابر که گل هم قدم بارش او بود / سیراب نکرده عطش دشت، چرا رفت؟

.

با آمدنت بهار دل پیدا شد / بلبل به نوا آمد و گلها وا شد

ای کاش که رفتنت نمی دیدم من / با رفتن تو قیامتی بر پا شد . . .

 

می سوخت چو شمع تا سحر در شب مرگ

بشکفت گل از گل رخش در تب مرگ

آرامتر از همیشه با یاد خدا

گل خنده زد و نهاد لب بر لب مرگ . . .

.

هر دل شد حجله ای برای غم تو / هر دیده چو دجله است در ماتم تو

از یاد نرفته ای که دلها با توست / دل نیست مگر دلی که شد همدم تو . . .

.

دل به عشق اش داده ام دلداده ام

بَهراین دل، دل فکاری گریه کن

می رسد خرداد و داد از یاد ِاو

کی توانم بردباری، گریه کن . . . 

.

افسوس که نو بهار آخر گردید

آن باغ پر از شکوفه پر پر گردید

اندوه ، اندوه از فراق آن گل

کز بوی خوشش جهان معطر گردید . . .

.

دنیا به عزای تو یتیمانه گریست

هر مرد و زن و عاقل و دیوانه گریست

من کودک معصوم یتیمی دیدم

آنروز چه مظلوم و غریبانه گریست . . .

.

تصویر تو را چو خاک در قاب گرفت

آئینه شکست و گریه بر آب گرفت

ای هم نفسم نماز آیات بخوان!

خورشید به گل نشست و مهتاب گرفت

.

تنها نه دل و سینه و سر میسوزد

خورشید و ستاره و قمر می سوزد

هر شب که به گلزار تو آیم بینم

از داغ تو لاله تا سحر می سوزد

.

هر کجا پا بنهی حسن وی آنجا پیداست

هرکجا سر بنهی سجده‏گه آن زیباست

همه سرگشته آن زلف چلیپای ویند

در غم هجر رُخش، این همه شور و غوغاست

sms.com

بقیه در ادامه مطلب 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠ | ٦:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

وصیتنامة‌ سیاسی‌ ـ الهی‌  امام ره

 

 

بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم‌

   

  قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثّقلَیْنِ کتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی‌ یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ.

 الحمدُلله و سُبحانَکَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک‌ و جلالِک‌ و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیّةُ بِجمیعِ أسمائکَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایَعْلَمُهُ غَیرُک‌؛ و اللَّعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبیثةِ.

                  و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ که‌ شمه‌ای‌ کوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذکر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، که‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ که‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود، از ملک‌ تا ملکوت‌ اعلی‌ و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اکبر» و «ثقل‌ کبیر»   که‌ از هر چیز اکبر است‌ جز ثقل‌ اکبر که‌ اکبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر که‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلکه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار کوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

                 شاید جملة‌  لَنْ یَفْتَرِقا حتّی‌ یَرِدا عَلَیَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اینکه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یکی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یک‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌، تا آنگاه‌ که‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ کثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دریا است‌، یا چیز دیگر که‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و باید گفت‌ آن‌ ستمی‌ که‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعة‌ رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلکه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌ که‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

                و ذکر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر   بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و  ] در [  کتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا کتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مکرره‌ از پیغمبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشر بویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همة‌ مسلمانان‌ که‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشد برای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

                 اکنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر کتاب‌ خدا، این‌ ودیعة‌ الهی‌ و ماترک‌ پیامبر اسلام‌ ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ که‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ کرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ کریم‌ را وسیله‌ای‌ کردند برای‌ حکومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را که‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ کرده‌ بودند و ندای‌  اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ که‌ برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ کردند؛ و بر حکومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ که‌ یکی‌ از آرمانهای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ کشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و کتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ کردند، تا کار به‌ جایی‌ رسید که‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

                 و هرچه‌ این‌ بنیان‌ کج‌ به‌ جلو آمد کجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا که‌ قرآن‌ کریم‌ را که‌ برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلکه‌ عائلة‌ بشری‌، از مقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ کشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌)   تنزل‌ کرد که‌ بشریت‌ را به‌ آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حکومت‌ را به‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر که‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند که‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و کار به‌ جایی‌ رسید که‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حکومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر از طاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامة‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ این‌ کتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنکه‌ باید وسیلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ و کتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بکلی‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، که‌ دیدیم‌ اگر کسی‌ دم‌ از حکومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد و از سیاست‌، که‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌ بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتکب‌ شده‌؛ و کلمة‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوند بی‌دین‌ شده‌ بود و اکنون‌ نیز هست‌.

                 و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌ بزرگ‌ به‌ وسیلة‌ حکومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، که‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌کنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و با این‌ حیلة‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌کنند. ما همه‌ دیدیم‌ قرآنی‌ را که‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ کرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ کرد و بعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌ که‌ ملک‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ کریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌کند و وهابیت‌، این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌کند؛ و مردم‌ و ملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز و قرآن‌ کریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌کند.

 

                 ما مفتخریم‌ و ملت‌ عزیز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ که‌ پیرو مذهبی‌ است‌ که‌ می‌خواهد حقایق‌ قرآنی‌، که‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ بلکه‌ بشریت‌ دم‌ می‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ نسخة‌ نجات‌ دهندة‌ بشر از جمیع‌ قیودی‌ که‌ بر پای‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پیچیده‌ است‌ و او را به‌ سوی‌ فنا و نیستی‌ و بردگی‌ و بندگی‌ طاغوتیان‌ می‌کشاند نجات‌ دهد.

                 و ما مفتخریم‌ که‌ پیرو مذهبی‌ هستیم‌ که‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالی‌ بوده‌، و امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌، این‌ بندة‌ رها شده‌ از تمام‌ قیود، مأمور رها کردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگیها است‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ کتاب‌ نهج‌البلاغه‌   که‌ بعد از قرآن‌ بزرگترین‌ دستور زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ و بالاترین‌ کتاب‌ رهایی‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوی‌ و حکومتی‌ آن‌ بالاترین‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ ائمة‌ معصومین‌، از علی‌ بن‌ ابیطالب‌ گرفته‌ تا منجی‌ بشر حضرت‌ مهدی‌ صاحب‌ زمان‌ ـ علیهم‌ آلاف‌ التحیات‌ والسلام‌ ـ که‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمة‌ ما هستند.

                 ما مفتخریم‌ که‌ ادعیة‌ حیاتبخش‌ که‌ او را «قرآن‌ صاعد»   می‌خوانند از ائمة‌ معصومین‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانیة‌»   امامان‌ و «دعای‌ عرفات‌»
 حسین‌ بن‌ علی‌ ـ علیهما السلام‌ ـ و «صحیفة‌ سجادیه‌» این‌ زبور آل‌ محمد و «صحیفة‌ فاطمیه‌»   که‌ کتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌ زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ «باقرالعلوم‌»   بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌ و کسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومین‌ ـعلیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درک‌ نکرده‌ و نتوانند درک‌ کرد، از ما است‌.

                 و ما مفتخریم‌ که‌ مذهب‌ ما «جعفری‌» است‌ که‌ فقه‌ ما که‌ دریای‌ بی‌پایان‌ است‌، یکی‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخریم‌ به‌ همة‌ ائمة‌ معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پیروی‌ آنانیم‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ ائمة‌ معصومین‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهم‌ ـ در راه‌ تعالی‌ دین‌ اسلام‌ و در راه‌ پیاده‌ کردن‌ قرآن‌ کریم‌ که‌ تشکیل‌ حکومت‌ عدل‌ یکی‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعید به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازی‌ حکومتهای‌ جائرانه‌ و طاغوتیان‌ زمان‌ خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم‌ که‌ می‌خواهیم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پیاده‌ کنیم‌ و اقشار مختلفة‌ ملت‌ ما در این‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزیزان‌ خود را نثار راه‌ خدا می‌کنند.

                 ما مفتخریم‌ که‌ بانوان‌ و زنان‌ پیر و جوان‌ و خرد و کلان‌ در صحنه‌های‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و نظامی‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ یا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالی‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ کریم‌ فعالیت‌ دارند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامی‌ که‌ برای‌ دفاع‌ از اسلام‌ و کشور اسلامی‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شرکت‌، و از محرومیتهایی‌ که‌ توطئة‌ دشمنان‌ و ناآشنایی‌ دوستان‌ از احکام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلکه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحمیل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قید خرافاتی‌ که‌ دشمنان‌ برای‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضی‌ آخوندهای‌ بی‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمین‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندی‌ که‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ می‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مکرر دیدیم‌ که‌ زنان‌ بزرگواری‌ زینب‌گونه‌ ـ علیها سلام‌الله ـ فریاد می‌زنند که‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خدای‌ تعالی‌ و اسلام‌ عزیز از همه‌ چیز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ این‌ امر؛ و می‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعیم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچیز دنیا.

برای مطالعه کامل وصیتنامه به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠ | ۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

هرگزم نقش تو از لوح دل وجان نرود

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

سالگرد ارتحال عارف وارسته بنیانگذار انقلاب اسلامی تسلیت باد 



تاريخ : چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

استاد عین-صاد یکی از اساتید برجسته ای بود که واقعا راه وروش زندگی آثار ونوشته هایش  روشنگر زندگی و هدف حیاته

 

از جمله کسانی که ارادت خاصی دارم استاد مرحوم علی صفایی ره هست واین ارادت به خاطر سلوک زندگی و نوشته ها وسخنرانیهای کاربردی ایشون هستش در زیر یکی ازآثار باقیمانده از ایشون رو به نام نامه های بلوغ بطور خلاصه میآورم

نامه های بلوغ

در این نکته تأمل کن، ببین در برابر آنچه به‏دست مى‏آورى، چه از

دست مى‏دهى. در این محاسبه، خودت را در نظر بگیر. تمام

باخت ما از این‏جاست که خودمان را به حساب نمى‏آوریم! فقط

حساب مى‏کنیم چه به‏دست آورده‏ایم و نمى‏بینیم چه از دست

داده‏ایم.ص۲۳

 

...... این   نعمت‏ها به خاطر ارزش و بهایشان، مورد هجوم  شیاطین هستند   و  وسوسه ‏ها  و موانع   در آن‏ها بسیار است  و انحراف‏ها و اشتباه ‏ها و اختلاف ‏ها هم  بسیار؛  که  شیطان   به  اندازه‏ى   ارزش نعمت‏ها، در آن‏ها  وسوسه دارد و   تو مى‏توانى در  هر  کارى از مقدار وسوسه‏ى  شیطان، ارزش و  اهمیت آن را حدس بزنى؛ که من  تجربه کرده‏ام و شاهد این وسوسه‏ها بوده‏ام و دیده‏ام، چه بسیار کسانى که از راه بازگشتند و نور چشم شیطان شدند. و باز هم دیده‏ام که پس از برگشت ، حتّى  در دنیاى‏شان حاصلى به دست   نیاوردند و به جایى نرسیدند؛ " وَکانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً " .ص۱۳-۱۲



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠ | ٩:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
آقای رفسنجانی ، شما خودتون هم متهمید
هنوز جوهر نامه سرگشاده حضرتعالی خشک نشده!!!

می گویند شخصی برای دوست دوچرخه سوارش که تازه فوت کرده بود، خرما خیرات می کرد. یکی از رهگذران به جای آن که مانند بقیه، یک خرما بردارد و فاتحه ای بخواند، پنجه در سینی انداخت و مشت خود را پر از خرما کرد. صاحب عزا که از فرصت طلبی او ناراحت شده بود، مچ او را گرفت و به ملامت گفت؛ چه خبرته آقا؟! اتوبوس که چپ نشده؟! یک دوچرخه سوار به جدول زده و فوت کرده!
روز پنج شنبه- 5 خردادماه- آقای هاشمی رفسنجانی در مراسم بزرگداشت حماسه سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی، با اشاره تلویحی به ماجرای اخیر و حرکت دشمن پسند جریان انحرافی، سخنان به ظاهر مبهم و دوپهلو- و در مواردی صریح و بی پرده- داشته اند که درباره آن با توجه به مواضع شناخته شده ایشان مخصوصا طی دو سال اخیر، گفتنی هایی هست؛
1- آقای هاشمی رفسنجانی با تلویحی نزدیک به تصریح از جریان انحرافی نفوذ کرده در حلقه نزدیک به رئیس جمهور محترم یاد کرده و تلاش می کند حرکت اخیر این جریان انحرافی را نشانه حقانیت مواضع دو سال گذشته خویش معرفی کند و حال آن که مواضع و عملکرد جریان انحرافی به وضوح و بی کم و کاست با فتنه 88 همسو و هم جهت بوده است و آنچه این جریان نفوذی در پی آن بود- و شاید هنوز هم به خیال خام خود در پی آن باشد- فقط به عنوان بخشی از خیانت و جنایت بزرگ و فراموش نشدنی سران و حامیان آشکار و نهان فتنه 88 قابل ارزیابی است. بنابراین جناب آقای رفسنجانی که طی 2 سال گذشته به گونه ای نه چندان پنهان و در مواردی کاملا آشکار از سران و عوامل فتنه حمایت کرده اند، نمی توانند و نباید جریان یاد شده را در تقابل با خود تلقی کنند چه رسد به این که علیه این جریان موضع گرفته و به اقدام زشت و ناپسند آن اعتراض کنند! باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید؛ کدامیک از مواضع پلشت جریان انحرافی را می توان آدرس داد که فتنه گران - متاسفانه مورد حمایت شما- صدها برابر، زشت تر و مشمئز کننده تر از آن را مرتکب نشده باشند؟!
2- تا آنجا که به مسئولان عالی رتبه نظام و توده های عظیم مردم فداکار و اصولگرا مربوط است، بلافاصله بعد از مشاهده انحراف در جریان یاد شده، با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی و پیروی همیشگی از خط رهبری، در مقابل این انحراف قد علم کردند و زاویه گرفتگان از بستر اصلی و تعریف شده انقلاب را محکوم کرده و علیه آنها به مقابله برخاستند. آیا، همین یک فقره به تنهایی حکایت از آن ندارد که نظام، مردم و مسئولان در صراط مستقیم اسلام و انقلاب گام برمی دارند؟ بنابراین اتفاق خاصی نیفتاده است که حضرتعالی برای «هشدار» و توصیه و نصیحت درباره آن، احساس تکلیف کرده باشید ! آیا اصولگرایان- به معنی گسترده کلمه- که در مقابل انحراف ایستاده اند قابل ملامت هستند یا کسانی که در جریان فتنه 88، آن همه جنایت، خیانت، وطن فروشی و همراهی با سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به وضوح مشاهده کردند و دم برنیاوردند؟!
گفتنی است نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» طی مقاله ای خطاب به دولتمردان آمریکایی که ایران را به نقض حقوق بشر متهم می کنند، نوشته بود؛ «آقای اوباما، شما بعد از افشای جنایات وحشیانه ماموران آمریکایی در زندان گوانتانامو، قول تعطیلی این بازداشتگاه را دادید ولی علی رغم تمامی اسنادی که از وقوع جنایت در گوانتانامو حکایت می کرد، به وعده خود عمل نکردید، اما جمهوری اسلامی ایران بلافاصله پس از اطلاع از نقض حقوق بشر در زندان کهریزک، دستور تعطیلی آن را صادر کرد. بنابراین، شما قابل ملامت و اعتراض هستید که جنایت در گوانتانامو را دیدید و سکوت کردید، نه جمهوری اسلامی ایران که برای مقابله با نقض حقوق بشر، حتی مسئولان برگزیده خود را نیز برکنار کرد؟!».
3- آقای رفسنجانی در مراسم یاد شده گفته است «همه باید تلاش کنیم اعتماد برخی از مردم را که به تردید افتاده اند، برگردانیم» و توضیح نداده اند منظورشان از «برخی از مردم» چه کسانی است؟ اگر توده های چند ده میلیونی مردم را می فرمایند که آنها در حماسه بی نظیر 9 دی و سپس 22 بهمن و ... بارها نشان داده اند به چه کسانی اعتماد ندارند و برای کدام دیدگاه و عقیده تا پای جان ایستاده اند. و اما اگر مقصود جناب هاشمی، گروه ها و جریاناتی نظیر منافقین و بهایی ها و مارکسیست ها و سلطنت طلب ها و عبدالمالک ریگی ها و غارتگران بیت المال است که با سران فتنه مورد حمایت ایشان ائتلاف کرده بودند و نتانیاهو با صراحت از آنها با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در داخل ایران»! یاد می کرد که باید از زبان حضرت امام(ره) خطاب به آقای هاشمی گفت؛ اگر آنها به نظام اعتماد کنند، نظام باید به حرکت خود با چشم «خیانت» نگاه کند! راستی مگر همه این جریانات فاسد و جرثومه های فساد و تباهی آشکارا و بی پرده با دست اندرکاران فتنه 88 در ائتلاف نبودند؟! این که قابل انکار نیست، هست؟! چرا جناب هاشمی درباره این ائتلاف شوم مهر سکوت بر لب زده بودند و در اعتراض به آن لب تر نفرمودند، که هیچ! از فتنه گران به صراحت نیز دفاع و حمایت کردند؟!
4- آقای هاشمی فرموده اند «آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می فهمند یک بازی است و بیت المال را به غارت بردن برای خرید چند رأی و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد».
درباره این بخش از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی اگرچه گفتنی های فراوانی است ولی تنها به چند مورد از آن بسنده می کنیم ؛
الف: فرموده اند «آمار دروغ دادن» خب! چه کسی می تواند انبوه خدمات برجسته دولت نهم و دهم را انکار کند؟ ساخت ده ها سد، هزاران کیلومتر راه، صدها کارخانه و نیروگاه، موشک های دوربرد، زیردریایی، فرستادن ماهواره به فضا، پیشرفت های خیره کننده در عرصه های نانو تکنولوژی، سلول های بنیادین، رادیو ایزوتوپ ها، دستاوردهای هسته ای، برخورداری تقریبا تمامی روستاهای ایران از برق و گاز، رسیدگی به محرومان و مستضعفان و برکشیدن این اقشار از سطوح زیرین جامعه به بالاترین سطح ها و مسئولیت ها و... و... که قابل انکار نیست و به قول شما «مردم می فهمند». باید از جناب هاشمی که خود مسئولیت بالای اجرایی داشته اند و از مقوله کار و پیشرفت باخبرند پرسید چه کسی می تواند اینهمه خدمات را که در پاره ای از موارد «بی نظیر» بوده است انکار کند و ارائه فهرست آن به مردم را «آمار دروغ»! تلقی کند؟! هیچکس خدمات عمرانی آقای هاشمی در دوران ریاست جمهوری ایشان را نفی نمی کند ولی کدام ناظر بی طرف و باانصافی می تواند این واقعیت را انکار کند که دولت نهم و دهم ده ها و در پاره ای از موارد صدها برابر دولت سازندگی به مردم خدمت کرده است؟ آمار خدمات دولت نهم و دهم را با آمار مشابه در دولت های سازندگی و اصلاحات مقایسه بفرمائید. کدام دروغ است؟!
ب: آقای هاشمی به «ادعای دروغ» اشاره کرده اند که باید گفت؛ چه کسانی به توصیه «جرج سوروس» و «جین شارپ» ادعای دروغ تقلب در انتخابات را مطرح کردند و با آن که خود مسئولیت انجام چند انتخابات را داشتند و می دانستند تقلب در مقیاس میلیونی ناممکن است در این شیپور فریب دمیدند؟! و بعد از آن که آب ها از آسیاب افتاد و عوامل اصلی به دستور گرفتن برای اشاعه این دروغ اعتراف کردند نیز حاضر به تکذیب ادعای دروغ خود نشدند؟ چه کسانی برای تامین خوراک تبلیغاتی بیگانگان در مجلس ختم «زنده »ها شرکت کرده و اشک ریختند! و روی قبرهایی که «مرده» نداشت عزا گرفتند؟! چه کسانی به دروغ ادعای شکنجه و تجاوز در زندان ها را مطرح کردند؟ چه کسانی؟! و... و صد البته حق با آقای هاشمی است که می فرمایند «مردم این دروغ ها را باور نمی کنند» چرا که اگر باور می کردند طومار فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را درهم نمی پیچیدند و حماسه بی نظیر 9 دی را علیه فتنه گران نمی آفریدند.
ج: جناب آقای هاشمی از غارت بیت المال گله کرده اند که البته، نمونه هایی از آن قابل نفی نیست ولی این نمونه ها از سوی کسانی است که اولا؛ برخی از آنان با فتنه گران همخوان و هم پیاله بوده اند و ثانیا؛ با غارت های کلان بیت المال در دوران سازندگی و اصلاحات قابل مقایسه نیست. اینجا یک سؤال از جناب آقای هاشمی در میان است؛ چند فقره از پرونده های کلان فساد اقتصادی و غارت بیت المال که ماجرای آنها به دادگاه نیز کشیده شده و اسناد آن موجود است، در دوران ریاست جمهوری ایشان بوده است؟! و چند فقره نبوده است؟!
د: درباره هزینه بیت المال برای جمع آوری آراء سخن گفته اند که البته، برخی از تحرکات این روزها قابل انکار نیست ولی جریانی که در این راستا حرکت می کند به شدت مورد اعتراض قرار گرفته و هم اکنون رسیدگی به صحت و سقم ماجرا در کمیسیون اصل 90 مجلس در جریان است. اما، مگر در همین جریان فتنه 88، پول های کلان غارت شده از مردم و مبالغ هنگفت و نجومی کمک های مالی ملک عبدالله پادشاه عربستان، پادشاه اردن و بسیاری از کشورهای اروپایی برای جمع آوری آراء مردم به نفع نامزد فتنه گران هزینه نشد؟ و حتی پس از فتنه نیز، مگر برای فلانی هفته ای 40 میلیون تومان پرداخت نمی شد. ولی همه دیدند که نتیجه ای در پی نداشت. بنابراین باید با جناب آقای هاشمی همصدا شد که «این چیزها دیگر در مردم جواب نمی دهد»!
5- ایشان در همان مراسم فرموده اند «امروز دشمنان ما، چهار چشمی ما را نگاه می کنند و دنبال رخنه می گردند تا حضور بیشتری پیدا کنند. این چیز روشنی است و همه می توانند آن را بفهمند. خدا کند که ما هم این چشم باز را داشته باشیم».
این بخش از سخنان آقای هاشمی با توجه به حمایت آشکار مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس از فتنه 88 که مورد حمایت ایشان بود و حضور ده ها عامل تابلودار سرویس های اطلاعاتی بیگانه و گروه های تروریستی و ضد انقلاب در اردوگاه فتنه یاد شده، تعجب آور و ابراز آن از سوی ایشان تاسف بار است و باید از آقای رفسنجانی پرسید آیا می توانید آنهمه وابستگی دوستان مورد حمایت خویش به دشمنان بیرونی را انکار کنید؟! آیا بسیاری از عوامل اصلی فتنه 88 در سطح مشاوران، برنامه ریزان و سردمداران این فتنه هم اکنون به آمریکا و انگلیس پناهنده نشده اند؟ آیا عطاءالله مهاجرانی، وزیر کابینه و معاون رئیس جمهور دولت های سازندگی و اصلاحات و سخنگوی دوستان فتنه گر شما امروزه تحت مدیریت شبکه MI6 انگلیس نیست؟ و آن دیگری حداقل دو بار به اسرائیل سفر نکرده است؟ آیا جناب خاتمی با جرج سوروس صهیونیست ملاقات نکرده و دستورات دیکته شده او را به کار نگرفته است؟ آیا «مایکل لدین»، «جان کین»، «تموتی اش» و... عضو بیرونی فتنه 88 نبوده اند؟ آیا شیمون پرز با صراحت اعلام نکرده بود که اصلاح طلبان- یعنی دوستان شما- سربازان اسرائیل هستند که به نمایندگی از رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی درافتاده اند؟ آیا اوباما حمایت مالی، تبلیغاتی و سیاسی از دوستان فتنه گر شما را وظیفه قطعی و غیرقابل چشم پوشی آمریکا ندانسته بود؟ آیا کمک های هنگفت ملک عبدالله سعودی به حساب سران فتنه واریز نشده بود. راستی همین دو هفته قبل آقای عطاءالله مهاجرانی سخنگوی سران فتنه با ملک عبدالله در یک نشست خصوصی در ریاض شرکت کرده بود. آیا فتنه گران در روز قدس به نفع اسرائیل شعار ندادند؟ آیا روز 13 آبان به نفع آمریکا عربده نکشیدند؟ و...
جناب آقای هاشمی! سخن از رخنه بیگانگان نیست. پای «دروازه» در میان است و این دروازه را فتنه گران مورد حمایت شما به روی دشمنان اسلام و انقلاب و امام و مردم باز کرده بودند.
حسین شریعتمداری                                             به نقل از یه استکان چای داغ



تاريخ : دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

ایدئولوژی آرماگدون چیست؟

 

مسیحیت به سه شاخه کاملاً جدا و مخالف یکدیگر یعنی کلیسای کاتولیک روم، ارتدکس و پروتستان تقسیم شده است. این سه کلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی کاملاً از یکدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل می کنند و حتی انجیل کلیسای پروتستان با انجیل کلیسای کاتولیک تفاوت زیادی دارد. یکی از ویژگی های کلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیک آنها با دولت های اروپایی می باشد و این دولت ها برای ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود در کشورهای جهان سوم حمایت های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می کنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و کلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملکه انگلیس در رأس دولت و کلیسا قرار دارد..

در یک قرن گذشته جریان جدیدی که در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مکتب نوظهور «مبلغان انجیل» می باشد. قبل از جنگ جهانی دوم این مکتب نوظهور به بنیادگرایی معروف است در جامعه آمریکا نفوذ فراوانی دارد..

اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریکا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم می باشد و آنها اعتقاد دارند که پیروان کلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح را که در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند. پیروان این مکتب خود را از مبلغان انجیل می دانند و اعتقاد دارند پیروان این مکتب، مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند که فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاک خواهند شد. از ویژگی های ممتاز پیروان این مکتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم می باشد و تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودی مقیم اسرائیل و آمریکا می باشد. اما یک ایدئولوژی بسیار مهم و مقدسی که پیروان صهیونیسم مسیحی، به آن اعتقاد دارند، واقعه آرماگدون است. این ایدئولوژی در واقع یک نحله فکری خاص است که دارای نگرشی آخرالزمانی است و بنیادگرایان مسحی علاقه زیادی به این موضوع داشته و به همین خاطر، به طرق مختلف به ارائه اطلاعات و تبلیغات وسیعی در این رابطه پرداخته اند.

آنچه مشخص است اینکه این نحله فکری، بنیاد محکم الهی و آسمانی ندارد و بر اساس یکسری شواهد و حدس و گمانها، پایه ریزی شده است..

آرماگدون در تفکر صهیونیسم مسیحی همان نبرد آخرالزمان است که امروزه در دو منطقه اروپا و آمریکا، هفتاد میلیون هوادار سرسخت دارد که برای استحکام بخشیدن به بنیانهای فکری و نظری خود، هر تلاشی چه در عرصه ملی و بین المللی انجام می دهند تا از ساحت عقیده خود دفاع کنند.

آرماگدون چیست؟

نویسنده:قاسم عنافچه

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

روحانیت پیشتاز در نهضت مشروطه

روحانیت پیشتاز در نهضت مشروطه مقدمه نقش

روحانیت شیعه در مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر

ایران کاملاً مشهود است.

انقلاب مشروطه نیز یکی از مقاطع حساس در تاریخ

معاصر ایران به شمار می‌آید که بی‌شک نحوه صف‌بندی

نیروهای اجتماعی به ویژه نقش روحانیت در این نهضت

از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

نویسنده:علی آیرمان

دانشجوی کارشناسی مهندسی تکنولوژی مکانیک خودرو

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

وصیت نامه شهید سید احمد رحیمی

بسم ربّ الشهداء و الصدّیقین

ای خوشا با فرق خونین در لقاء یار رفتن

سر جدا ، پیکر جدا، در محفل دلدار رفتن

"سردار شهید سید احمد رحیمی"

یکی از چهره‌های فعال فتح لانه جاسوسی آمریکا

خدایا تو چه کردی با عاشقانت که سر از پا نمی شناسند و هر لحظه برای وصل به تو سخت بی تابند. این چه عشقی است در قلبهای این عزیزان که تنها به رضای تو دل بسته اند.
خداوندا ! سپاس بی منتها تو را که این تنها آرزوی آنها را بر قلبهای مالامال از عشق به امام حسین شان نگذاشتی و با ریختن خونشان مظلومیت و حقانیِت ایشان را به اثبات رساندی وآنها را به دیار خویش خواندی.

شهدا فیض دو عالم دارند                       شهدا بوی محرّم دارند

شهدا همدم عاشورایند                           شهدا گریه کن زهرایند

 

پدر ، ما در،همسر   و خواهر و برادرانم        
              
وقتی به حقی که هر کدامتان بر من دارید وآ نچه من در این  رابطه انجام داده ام ، فکر میکنم ،دردی سنگین جانم را پر می کند .من در زندگی حق هیچکدامتان را ادا ننموده ام و در این رابطه جداً طلب مغفرت و رضایت دارم.من همیشه این را گفته ام که چه قبل و چه بعد از انقلاب و شهدا کاری انجام نداده ام و لذا اگر در مورد حقوق شما بخصوص همسرم کوتاهی کرده ام ، برای کار بیشتر و جبران کوتاهی ها بوده است، به هر حال امیدوارم که قلباً و واقعاً از من راضی باشید .وصیت من به شما این است که به انسانیت در بند و حاکمیت استکبار جهانی بیاندیشید

.
امروز ، روز استراحت نیست، روز ایثار است

.روزی  است که بندگان خدا همچون بهشتی ، مطهری عزیز، رجایی ، باهنر و .... را به شهادت رسانده اند و خون آنها می جوشد.


امروز که کاخ واشنگتن و کرملین در آتش خشم محرومین همچو می سوزد و جنایتکاران عالم به سرکردگی آمریکا، ایران و انقلاب اسلامی را به عنوان کانون این شعله ها ساخته اندو تمام نیروهای خود را برای نابودی اسلام و انقلاب اسلامی بسیج نموده است،وصیت من به شما این است که به انسانیت در بند بیاندیشید

شادی روح مطهر شهدا صلوات



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود