میرزای شیرازی,رحمه الله علیه,مرجع بزرگ شیعه که فتوای حرمت تنباکو را صادر کرد و مبارزه ای طولانی علیه استبداد آن زمان انجام داد,در اواخر عمر شریف خود به جز عده ای معدود,کسان دیگر را به حضور نمی پذیرفت.روزی پیرمردی با سرو وضع بسیار ساده به خانهٴ میرزا آمد و از خادم تقاضای ملاقات با میرزا را کرد.

خادم گفت:ای شیخ,مگرنمی دانی میرزا ضعیف و رنجور شده و کسی را نمی پذیرد.

آن شیخ به خادم گفت:شما فقط به میرزا بگویید فلانی آمده است.این خبر وقتی به میرزا رسید,میرزا با شوق فراوان گفت:به ایشان بگویید داخل شود.چند نفری هم نزد میرزا بودند.وقتی پیرمرد وارد شد,ناگهان میرزا از جای خود برخاست و به استقبالش رفت و اورا در آغوش گرفت و در کنارخود جای داد و فوق العاده به او احترام کرد.افراد از برخورد میرزا با آن شخص تعجب کردند,بعد از مدتی ملاقات و گفت وگو پیرمرد رفت.

بعد ازرفتن آن شخص,افراد از میرزا سئوال کردند علت این همه احترام چه بود؟میرزا گفت:این پیرمرد هم بحث من بود و درسها را با هم مباحثه می کردیم و از ابتدا با هم بودیم.روزی این شخص برای انجام کاری به مسافرت رفت.در بین راه برای خواندن نماز و کمی استراحت وارد آبادی ای می شود.در این توقف کوتاه مشاهده می کند مردم آنجا کسی را برای جواب دادن به مسایل شرعی ندارند و در مورد حلال و حرام و مسایل اعتقادی چیزی نمی دانند.ایشان تصمیم میگیرد در آن آبادی بماند وبه مشکلات مردم رسیدگی کند.اوبااین کار,روی هوای نفس خود پا می گذارد و به خواسته های نفسانی و حب جاه و مقام,اعتنایی نمی کند.ومدت طولانی است که در آن آبادی مشغول نشرحقایق اسلام است.واینک دوران اخر زندگی را طی می کند.من میرزا حاضرم تمام خدمات و اعمال خودرابا خدماتی که آن شیخ در آبادی برای هدایت مردم انجام داده است,معاوضه کنم.



تاريخ : چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ | ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

خدا هیچ گاه به ظاهر شما نگاه نمی کند و به قلب شما می نگرد و گاهی یک پیرمرد ساده دعایش از یک عالم روحانی مستجاب تر است.
این استاد اخلاق خضوع و خشوع در محضر حضر حق را رمز سعادت می دانست و می گفت: روزی یکی از "داش های قدیم" که در میدان میوه و تره بار کار می کرد به حج مشرف شد و در مقابل کعبه با همان زبان عامینانه به خدای متعال گفت؛ ما تو تهرون بار میوه رو با آشغالاش می خریم... بین این همه بنده خوب منه روسیاهم قبول کن.
آیت الله مجتهدی تهرانی تکبر را موجب فاصله گرفتن از درگاه احدیت می دانست و تاکید داشت: عده ای عمل خیرشان که باید برای رضای خدا باشد را بعنوان تکه کلام انتخاب می کنند و در صحبت هایشان مدام به حجی که رفتند و خرجی که دادند اشاره می کنند.ثواب زیاد است ولی ثواب دان ما سوراخ است، یعنی فلان عمل خوب به جای می آوریم، و در عوض به ما ثواب هم می دهند، ولی عمل حرام دیگری را انجام می دهیم، مثلاً غیبت می کنیم و ثواب ها هم می ریزد و از بین می رود.

 

حضرت آیت الله مجتهدی میفرمودند:

 

 به دو علت موعظه و پند و اندرز، درمردم تأثیر نمی کند، یکی اینکه طرف مقابل زمینه پذیرش سخنان خوب را ندارد مثال یزیدها و معاویه ها، اگر چه بزرگوارانی مثل امام حسین و یا امیرمؤمنان(ع) موعظه کنند اثر نمی کند، و دوم اینکه گوینده موعظه، خود اهل عمل نیست هنوز نتوانسته است خود را بسازد و گناهان را ترک کند و تقوای الهی را رعایت نماید لذا طرف مقابل وقتی که از او احکام حلال و حرام را می شنود، و عملاً می بینید که خود خطیب مبتلا به افعال حرام است مثل غیبت کردن و دیگر رذائل اخلاقی، کلام خطیب در او تاثیری نخواهد داشت.

 

حضرت استاد می فرممودند:

 

یکی از رمزهای موفقیت  این است که اساتید خود را دعا کنیم، شما هم اساتید خود را دعا کنید حتی استاد صرف ونحو خود را، و در نزد استادی درس بخوانید که اهل تقوا باشد و اگر بعدها هم منبری شدید، سعی کنید نام اهل بیت(ع) را با عظمت ببرید زیرا آن بزرگواران در اصل اساتید ما  هستند و همه علوم به آنها ختم می شود

 

جملاتی ناب از گوهرهای درس اخلاق یه الله مجتهدی

 

حضرت استاد از زبان استادشان مرحوم آیت الله شیخ علی اکبر برهان نقل می کنند که ن مرحوم می فرمودند: ثواب زیاد است ولی ثواب دان ما سوراخ است، یعنی فلان عمل خوب به جای می وریم، و در عوض به ما ثواب هم می دهند، ولی عمل حرام دیگری را انجام می دهیم، مثلاً غیبت می کنیم و ثواب ها هم می ریزد و از بین می رود.

 

حضرت آیت الله مجتهدی می فرمودند:

 

 

 به دو علت موعظه و پند و اندرز، درمردم تأثیر نمی کند، یکی اینکه طرف مقابل زمینه پذیرش سخنان خوب را ندارد مثال یزیدها و معاویه ها، اگر چه بزرگوارانی مثل امام حسین و یا امیرمؤمنان(ع) موعظه کنند اثر نمی کند، و دوم اینکه گوینده موعظه، خود اهل عمل نیست هنوز نتوانسته است خود را بسازد و گناهان را ترک کند و تقوای الهی را رعایت نماید لذا طرف مقابل وقتی که از او احکام حلال و حرام را می شنود، و عملاً می بینید که خود خطیب مبتلا به افعال حرام است مثل غیبت کردن و دیگر رذائل اخلاقی، کلام خطیب در او تاثیری نخواهد داشت.

 

حضرت استاد می فرمودند:

 

یکی از رمزهای موفقیت من این است که اساتید خود را دعا کنیم، شما هم اساتید خود را دعا کنید حتی استاد صرف ونحو خود را، و در نزد استادی درس بخوانید که اهل تقوا باشد و اگر بعدها هم منبری شدید، سعی کنید نام اهل بیت(ع) را با عظمت ببرید زیرا ن بزرگواران در اصل اساتید ما  هستند و همه علوم به نها ختم می شود لذا با احترام نام ببرید

 

مثلاً بگویید امیرمؤمنان علی ابن ابیطالب(ع) یا فاطمه زهرا(س) ولی بعضی ها هستند، خصوصاً از اهل منبر، می گویند علی به فاطمه گفت، این گونه منبرها نور ندارد، و من از این اشخاص بدم می ید، چرا که اگر همان خطیب که به مولای متقیان علی(ع) می گوید علی، اگر او را به هنگام صدا زدن، اسم کوچک را بگویی، ناراحت می شود.
این ها موجب از بین رفتن نور عمل می شود...

 



تاريخ : دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود