محکومیت کشتار در میانمار

 

حضرت آیت الله خامنه ای در سخنانی در محفل قرآنی،

داعیه جمهوری اسلامی ایران

را برپایی تمدنی متکی بر معنویت

ناشی از قــــرآن و هــــدایت الهی

 

دانستند و با اشاره به استثمار انسانها بوسیله تمدن غرب بعنوان تمدنی مبتنی بر مادیت و بدور از اخلاق و معنویت تأکید کردند:

نمونه بارز ادعاهای دروغین غـرب درباره

اخلاق و حقوق بشر، ســکوت این مدعیان

درقبال کشتار هزاران انسان مسلمان در

میـــانمــــار است.


ایشان افزودند:

 تمدن غرب در طول قرنهای گذشته نیز،

 هرجا که پا گذاشته است، جــــز

فســاد و استثــمار انسانها نتیجه ای نداشته است.


رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند:

 عزت، رفاه، پیشرفت مادی و معنوی، اخلاق نیک و غلبه بر دشمنان، فقط از طریق عمل به معارف قرآنی بدست خواهد آمد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به بیداری ملتهای اسلامی افزودند:

 اگر ملتهای اسلامی بتوانند

 تمـــدن مبتنی بر وحـــی الهــــی و معنـــویت

 و اخلاق را پایه گذاری کنند، بشر سعادتمند خواهد شد.

ایشان همچنین ترکیب عقل و عاطفه را در انس با قرآن بسیار سودمند خواندند و تأکید کردند:

 

 هنگامی که عقاید عقلانی قرآن با محبت عجین

 

شود، زمینه عمل به قرآن فراهم و در

 

 نتیجه توفیقات جامعه اسلامی روزافزون خواهدشد.

رهبر انقلاب اسلامی با اظهار خرسندی از گسترش نهضت انس با قرآن در کشور بویژه در

 میان جوانان،برلزوم تدبر وتأمل درمفاهیم قرآنی وعمل به آن

 تأکید کردند.

 

پی نوشت:تصاویر فوق العاده تکان دهنده و دردناک از نسل کشی در برمه (میانمار)

رو بنا به دلایلی نخواستم بیارم بهتره تو گوگل سرج کنین 



تاريخ : یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱ | ٢:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()



تاريخ : دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۱ | ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
مهمترین واقعه زندگی مالک اشتر در سال 38 هـ ق بود که
امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را به حکومت مصر منصوب کرد و فرستاد تا فتنه ای به
کمک معاویه بر ضد محمدبن ابی بکر بپا شده بود، خاموش کند.
 
مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر،
 از فرماندهان نظامی و بزرگ و از دلاوران شجاع و یاران و اصحاب خاص امیرالمؤمنین علی علیه السلام. او مردی بسیارقوی و از رهبران و بزرگان شیعه است
و بسیار عالم و زاهد
و عاقل و زندگی با فقر و درویشی داشت. بر قوم خود ریاست داشت و با جماعت کوفی برای
مطالبه حقوق خودشان، به نزد خلیفه سوم(عثمان) رفت. سعیدبن عاص والی عثمان در کوفه،
به دستور عثمان و در ادامه سیاست تبعیدی که عثمان آن را دنبال می کرد، مالک را به
همراه 9 نفر دیگر به شام تبعید و بعد به کوفه برگرداند و مجددا به حمص تبعید نمود.
مالک اشتر مردم را برای بیعت با حضرت علی علیه السلام رهبری کرد.
در جنگ جمل و جنگ صفین، امام را همراهی کرد، رشادت
ها و جانفشانی های او در این جنگها در تاریخ ثبت است. در صفین اهل شام را درهم
کوبید تا آنکه جنگ را به سمت معاویه رساند و پیش از آنکه سپاهیان، فریب قرآن بر سر
نیزه کردن را بخورند و امام علی علیه السلام مجبور شود که تن به حکمیت بدهد، پیروزی
را نزدیک کرده بود. وی در جنگها با کفار شرکت می کرد و در واقعه یرموک حاضر بود و
چشمش در آن حادثه پاره شد و به همین علت به او اشتر به عربی کسی که پلک چشمش برگشته
باشد، می گفتند. مالک فرماندار نصیبین در نزدیکی جزیره از طرف امام علی علیه السلام
بود که جنگی را بر ضد متمردین از اصحاب معاویه به فرماندهی ضحاک، در شمال رهبری
کرد.
مهمترین واقعه زندگی مالک اشتر در سال 38 هـ ق بود
که امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را به حکومت مصر منصوب کرد و فرستاد تا فتنه ای
به کمک معاویه بر ضد محمدبن ابی بکر بپا شده بود، خاموش کند. پیش از آنکه به مصر
رود آن حضرت برای اهل مصر کاغذی نوشت که بعضی از مفاد آن چنین بود: بنده ای از
بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در زمان ترس، چشمش خواب ندارد و در هنگام خطر،
از دشمن نمی ترسد. او مالک پسر حارث از طایفه مذحج است. پس گفته های او را بشنوید و
به فرمان او که مطابق حق باشد گردن نهید. اکنون با همه نیازی که به او دارم، او را
نزد شما فرستادم که خیرخواه شماست.
علی(علیه السلام) زمانی که او را به حکومت مصر
منصوب کرد نامه ای برای او نوشت که مشتمل بر لطائف و محاسن بسیار و پند و حکمت زیاد
است. این منشور حکومتی و عهدنامه که حضرت به مالک عطا نمود، از نفیس ترین و ارزنده
ترین مطلب حکمرانی و حکومت داری و مردم داری است که بسیار معروف و بارها آن ترجمه
شده و در نهج البلاغه آمده است. بنا به نقل تاریخ، چون این خبر به معاویه رسید
پیغام داد برای یکی از مالکان روستاهای بین راه مصر، که مالک اشتر را مسموم کن تا
من خراج بیست سال را از تو نگیرم. وقتی مالک به آنجا رسید، دهقان که فهمیده بود او
عسل را زیاد دوست دارد، مقداری عسل مسموم برای مالک، هدیه آورد و قدری هم از اوصاف
و فوائد عسل، حرف زد. او شربتی از آن عسل زهرآلود را خورد که هنوز کاملا از گلوی او
پائین نرفته بود که در همان بین راه از دنیا رحلت نمود. بعضی گفته اند که شهادتش در
قلزم واقع شد و نافع، غلام عثمان او را مسموم کرد.
فرمایش امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره مالک:

علی علیه السلام فرمود: مالک برای من چنان بود که من برای رسول خدا صلی الله
علیه و آله بودم و به اصحاب خود فرمود: ای کاش در میان شما دو نفر مثل او و بلکه
یکنفر مثل او داشتم. و نیز فرمود: او مردی بود که برای ما خیراندیش و خیرخواه و
برای دشمن ما تند و سرکش بود. ما از او خرسندیم و خدا از او خرسند باشد و بر پاداش
او بیفزاید. و وقتی خبر شهادت مالک به حضرت علی رسید، آنقدر اندوهناک و محزون و
متأسف شد و بر منبر رفت و خطبه ای خواند و بعد از منبر به خانه رفت و بزرگان نخع به
خدمت آن حضرت برای تسلیت آمدند و آن حضرت متأسف بود و فرمود: خدا مالک را بیامرزد.
به خدا قسم مرگ تو جهانی را محزون و غمگین و جهانی را خوشحال کرد. بر تو باد گریه
کنان بگریند و آیا مانند مالک وجود دارد؟ و باز فرمود: چه بگویم در مورد مردی که
حیاتش اهل شام را درهم شکست و مرگش اهل عراق را نابود کرده است.
مالک اشتر از زبان پیامبرہ(صلی الله و علیه و آله و
سلم):
نقل است که از او نزد پیغمبر، ذکری شد. آن حضرت فرمود: او حقیقتا مؤمن
است. همچنین پیغمبر در مسیر خود در تبعیدگاه ابوذر، به هنگام تجهیز و دفن ابوذر
فرمود: یکی از شما در بیابانی می میرد و گروهی از مؤمنان بر او حاضر می شوند. از
این رو پیغمبر بر ایمان او گواهی داد.
 
 
 قَالَ علیه السلام وَ قَدْ جَاءَهُ نَعْیُ اَلْأَشْتَرِ رَحِمَهُ اَللَّهُ مَالِکٌ وَ مَا مَالِکٌ وَ اَللَّهِ لَوْ کَانَ جَبَلاً لَکَانَ فِنْداً وَ لَوْ کَانَ حَجَراً لَکَانَ صَلْداً لاَ یَرْتَقِیهِ اَلْحَافِرُ وَ لاَ یُوفِی عَلَیْهِ اَلطَّائِرُ قال الرضی و الفند المنفرد من الجبال

هنگامى که خبر مرگ مالک اشتر ، رحمه الله ، به ایشان رسید ، فرمود : مالک ، چه مالکی!

به خدا ، اگر کوه ‏ بود ، در سرفرازی کوهى بى‏ همتا  بود و اگر  سنگ بود ، سنگی سخت و محکم بود که هیچ رونده ای به اوج قله او نمی رسید و هیچ پرنده‏ اى برفراز آن پرواز نمی کرد .

حکمت ۴۴۳ نهج البلاغه

ترجمه :محمد دشتی



تاريخ : چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ | ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
 
 
ویژگی‌های ظهورمنجی
  
در بیانات رهبر معظم انقلاب
 
 
 
قبل از ظهور مهدى موعود، در میدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاک امتحان مى‌شوند؛ در
کوره‌هاى آزمایش وارد مى‌شوند و سربلند بیرون مى‌آیند و جهان به دوران آرمانى و
هدفىِ مهدى موعود(عج) روزبه‌روز نزدیکتر مى‌شود؛ این، آن امید بزرگ است؛ لذا روز
نیمه‌ى شعبان، روز عید بزرگ است
 
 
*حقیقت انتظار
 
انتظار، یعنى دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. ممکن است
کسانى آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران
وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست
نقطه‌ى مقابل آن چیزى است که دشمن مى‌خواهد به وجود بیاورد.
ما آن وقتى مى‌توانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم.
براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن
به احکام اسلامى و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم براى حاکمیت اسلام و براى
نزدیک شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)،
به‌وسیله‌ى ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است.
(در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدى (عج) 1376/9/25)
 
با مردم زندگی می‌کند
 
حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى می‌کند؛ مردم را
مى‌بیند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس می‌کند. انسانها هم، آنهائى که
سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میکنند.
او وجود دارد؛ یک انسان واقعى، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان
مردم است و با آنها زندگى می‌کند. این، خصوصیت عقیده‌ى ما شیعیان است.
(سخنرانى در سالروز میلاد امام عصر(عج)1369/12/11)


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ | ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود