بسم الله الرحمن الرحیم

حادثه تلخ زلزله آذربایجان مایه اندوه عمیق گردید

رحمت خداوند برگذشتگان وشفای عاجل برای مصدومان

وصبر واجر برای بازماندگان و خسارت دیده گان را

از خداوند متعال مسالت می کنم

 


لازم است مسئولان محترم وعموم ملت عزیزمساعی خود

 رابرای کاهش آلام این عزیزان به کار برند 

 



                     والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

 
                          سید علی خامنه ای



تاريخ : دوشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩۱ | ۳:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

علـــــی علیه السلام الگوی کامل

امیرالمؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است. جوانیِ پرشور و پرحماسه او الگوی جوانان است. حکومت سراسر عدل و انصاف او الگوی دولت مردان است. زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسئولیت او الگوی همه مؤمنان است. آزادگی او الگوی همه آزادگان جهان است. سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او الگوی عالمان و دانشمندان و روشن فکران [است]

تجسّم حکومت الهی

... آن وقتی که این انسان بزرگ اندیش و بزرگ بالاخره بر مسند قدرت و حکومت دست پیدا کرد ـ در آن دوران کاری کرد که اگر سال های سال مورّخان و نویسندگان و هنرمندان بنویسند و تصویر کنند کم گفته اند و کم تصویر کرده اند ـ وضع زندگی امیرالمؤمنین در دوران حکومت قیامتی است. اصلاً علی علیه السلام معنای حکومت را عوض کرد. او تجسّم حکومت الهی، تجسّم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسّم «اَشِدّاءٌ عَلی الکُفّارِ رِحُمَاءُ بَیْنَهُمْ» و تجسّم عدل مطلق بود. او فقرا را به خود نزدیک می کرد و ضعفا را مورد رعایت خاص قرار می داد. برجستگانی که با پول و زور و بقیه وسایل مطرح شدن، خودشان را به ناحقّ مطرح کرده بودند، در نظر علی علیه السلام با خاک یکسان بودند. آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ایمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانیّت بود. با این مبناهای باارزش، امیرالمؤمنین کم تر از پنج سال حکومت کرد. قرن هاست که درباره امیرالمؤمنین می نویسند و کم نوشته اند و نتوانسته اند درست تصویر کنند و بهترین ها معترف به عجز و تقصیر خودشان هستند.

کار برای خـــــــدا

... امیرالمؤمنین برای خدا و در راه او کار می کرد. به درد مردم می رسید. مردم را دوست می داشت و خدمت به آنها را وظیفه خود می دانست. با این که حکومت او در جهت خدمت به مستضعفان بود، به این اکتفا نمی کرد؛ شب ها هم، تنها و به صورت فردی، به کمک یکایک مستضعفان می رفت. این زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام است.

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱ | ۱:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

آیت الله سید احمد خسروشاهی

 

 

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى و عدّه اى دیگر از علماى آذربایجان به علت اعتراض به حرکتها و فعالیتهاى ضد دینى رضا خان به همراه فرزندش آیت الله حاج سیّد احمد خسروشاهى و آیت الله سیّد ابوالفضل خسروشاهى دستگیر و به سمنان تبعید گردید.

معظم له و سایرِ زندانیان، پس از چهل روز حبس آزاد گردیدند. عده اى از زندانیان از جمله آیت الله خسروشاهى راهى مشهد مقدّس شدند. وى پس از 6 ماه به تقاضاى مردم به تبریزمراجعت نمود و در مسجد بزرگ پدر، با ایرادِ خطابه هاى آتشین به مبارزه علیهِ دشمنان اسلام ادامه داد، حتى در حکومتِ پوشالى پیشهوریهابدون ترس، مطابقِ معمول به منبر مى رفت و مردم را موعظه و از نقشه هاى حکومت آگاه کرد.

 

خصوصیات اخلاقى

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى، از هیچ نیرویى به جز خدا نمى ترسید و با کمالِ شهامت و مردانگى، گفتنیها را بى پرده براى مسلمانان بیان مى کرد و حتى با اشخاصى که زیر نقاب مشروطه خواهى اعمال ضدّ اسلامى انجام مى دادند، به شدّت مبارزه مى کرد.

آن مرحوم داراى صفات برجسته انسانى بود و در میان عام و خاص و دوست و دشمن، به تقوى و پرهیزکارى و زهد و ورع متّصف بود.

آیت الله حاج ملاّ على واعظ خیابانى تبریزى درباره فضائل اخلاقى و خصوصیات شخصى او مى نویسد:

«مترجَمِ معظّم از طرازِ اوّل علما و طبقه اولى از فقها تبریز مى باشد، عالم تقىِ نقى، و فاضلِ زکى و فقیهِ بارعِ جامع، در امر به معروف و نهى از منکر متصلّب، و در حفظ قوانین دینیّه و نوامیسِ شرعیّه و حرمات الهیه متعصّب، خشنٌ فى ذات الله، لا یخافُ لومة لائم، جمع کثیرى از تبلیغات منبرى آن عالم متبحّر، متنبّه و جمِ غفیرى از طلاب و محصلین از تدریس و تعلیمات دینى آن فاضل یگانه و عالم، متفقّه، مخصوصاً در صفتِ کریمه تعفّف متفرّد و حفظ حیثیّت و وضعیّت و صیانت نفس خویش نزیر النّظیر است.

در این مدت چهل سال، با این تفرّق آراء و تشتّت اهواء و اختلافات مسلک ـ که هرگز در این گونه اختصارات نمى گنجد و عشرى از معشارش بیان نمى شود ـ ابداً قدمى از وظیفه شرعیّه خود بیرون ننهاده، و کلمه حق و طریقِ قویم دین حنیف را بدونِ مزاج جوئى و اقتراحِ مستمعین در منبر و محضر اعلان و ابلاغ فرموده و در هیچ حکمى از احکام و بیان حلال و حرام و توضیح بدعت و سنّت و کشف ظلم و عدل به هیچ وجه مبهم و توریه و مسامحه و مداهنه ننموده اند، و بسیار کریم النّفس و سخىّ الطّبع و عالى همت هستند. در سفرِ اوّل حجّ سال 1331ق، در مراجعت از مکّه معظمه الى تبریز با ایشان بودم، و محرم 1332ق، در کشتى نماز جماعت با ایشان و موعظه و روضه با اینجانب، با جمع کثیرى از اعیان و تجّار تبریز منعقد بود، در آن سفر، مراتبِ علم و ورعِ معظمٌ له به همه معلوم و مبرهن گردید.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱ | ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ عبدالمجید باقری مشهور به بنابی در سال ۱۳۱۸ هـ ش در شهر بناب در خانواده علم و معنویت دیده به جهان گشود. پدرش آیت الله حاج شیخ یوسف و مادرش سیده علویه کبری نام داشت. ساده‌زیستی ، زهد ، مناعت نفس ، خدمت به مردم و دفاع از حریم امامت و ولایت از صفات بارز آیت الله حاج شیخ یوسف محسوب می گردید.

 ایشان در سال ۱۳۳۲ هـ ش عازم مدرسه طالبیه تبریز گردید اما پس از مدتی به بناب بازگشت و علاوه بر بهره مندی از محضر آیت الله آقای حاج شیخ یوسف باقری بنابی ، مقداری از ادبیات عرب و شرح لمعه را نیز نزد حجت الاسلام و المسلمین مرحوم آقای شیخ اسماعیل اعلائی فرا گرفت و مدتی هم از محضر برادرش، حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ عبدالحمید باقری بنابی استفاده نمود.

 آقای حاج شیخ عبدالمجید باقری در سال۱۳۳۷ هـ ش به شهر مقدس قم مشرف گردید و تا سال ۱۳۵۳هـ ش از خرمن دانش و معنویت علما وبزرگان ، خوشه ها چید. ایشان ادامه شرح لمعه را از محضر آیت الله آقای میرزا احمد پایانی اردبیلی ، قوانین و رسائل را از محضر آیت الله آقای شیخ مصطفی اعتمادی ، مکاسب را از محضر آیت الله آقای سید جواد خطیب و کفایه را هم از محضر آیت الله آقای میرزا ابوالفضل علمایی سرابی و آیت الله آقای سید محمد باقر سلطانی فرا گرفت. همچنین مقداری از رسائل و مکاسب و درایه را از محضر آیت الله آقای سبحانی و فلسفه را هم از محضر آیت الله شهید مرحوم آقای مفتح فرا‌گرفت.

ایشان همچنین شب های جمعه از جلسات اخلاق آیت الله آقای سید حسین فاطمی و صبح های جمعه از جلسات اخلاق آیت الله آقای شیخ عباس تهرانی و نیز از جلسات اخلاق آیت‌الله آقای مشکینی بهره برد.
       حاج شیخ عبدالمجید باقری بنابی      

 حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ عبدالمجید باقری از سال ۱۳۴۲ در دروس خارج فقه و اصول حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ( رض) ، آیت الله العظمی آقای سید محمد رضا گلپایگانی( ره) ، آیت الله العظمی آقای اراکی ( ره) ، آیت الله العظمی آقای آملی ( ره) و نیز مرحوم آیت الله آقای محقق داماد ( ره) ، حضور یافته و از این بزرگان عالم علم و معرفت بهره مند شد.

 استاد آقای باقری بنابی در سال ۱۳۵۳هـ ش بخاطر امتثال امر پدر ، برای ترویج شریعت نبوی عازم تبریز گردید و همراه برادرشان ـ‌ حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ عبدالحمید ـ در راستای ایجاد تحول در حوزه علمیه تبریز و بازگرداندن شوکت ، رونق و عظمت گذشته آن ، جهاد علمی بزرگی را آغاز نمود و چون این مهم مقدور نگردید، به‌رغم مشکلات سیاسی ناشی از حاکمیت رژیم پهلوی، اقدام به تاسیس مدارس جدیدی نمودند....منبع :سایت حوزه علمیه بناب
 


تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱ | ٢:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد للّه‌ ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللّه‌ فى الأرضین.

خوشامد عرض میکنیم به همه‌ى برادران و خواهران عزیز، مسئولان مکرم و معزز دستگاه‌هاى گوناگون کشور؛ تشکر میکنیم از آقاى رئیس جمهور محترم، به خاطر گزارش خوبى که در اختیار همه‌ى ما قرار دادند.

آنچه که من در آغاز عرایضم عرض میکنم، تحریض و تحریض بر اغتنام فرصت این روزها و شبهاست. ما احتیاج داریم به این که از این ساعات، از این روزها و شبهاى پربرکت حداکثر بهره را ببریم؛ با تقویت رابطه‌ى قلبى خودمان با عالم معنا، با عالم غیب، با ابتهال و تضرع و خشوع در مقابل رب‌الارباب، و با استحکام پیوند ولایت خودمان با اهل بیت (علیهم‌السّلام) و این خاندان مکرم. این اساس همه‌ى کارهاى نیکى است که میتواند از یک انسان مؤمن و کوشنده‌ى در راه حق سر بزند.

اگر از این ساعات استفاده نکردیم، از این فرصت استفاده نکردیم، روزى براى ما مایه‌ى حسرت خواهد شد؛ «و انذرهم یوم الحسرة اذ قضى الأمر و هم فى غفلة و هم لا یؤمنون».(۱) در میانه‌ى غفلت و ناباورى، این فرصتها از دست میرود و در آن روزى که هر ساعت ما، هر دقیقه‌ى ما، هر حرکت ما، هر کلمه‌ى حرف ما حسابى دارد و محاسبه‌اى پاى آن هست، این غفلت مایه‌ى حسرت خواهد شد. آنگاه وقت هم دیگر گذشته است؛ «اذ قضى الأمر». کار از کار گذشته است؛ آن روزى که ما متوجه بشویم، ملتفت بشویم.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩۱ | ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود