نقدی برخاتمی از زبان کیهان

خاتمی در حالی که ۵ روز درباره انتخابات ریاست جمهوری سکوت کرده بود،

دیروز در دیدار عده‌ای از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران گفت:

آقای روحانی شخصیت شناخته شده،‌ توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و دارای مواضع روشن است که ما هم همین را می‌خواهیم. اگر یکی از کسانی که اصلاح امور را می‌خواست اما اصولگرا بود و می‌دانستیم اهداف ما را پیگیری می‌کند؛ از او هم حمایت می‌کردیم. زیرا ما گفتمان‌مان را می‌خواهیم، ما می‌خواهیم مملکتمان نجات یابد، ما می‌خواهیم کشورمان در دنیا جایگاه خود را پیدا کند و جایگاه مردم ما در جهان ارتقاء یابد.

 

او با جا زدن دعاوی افراطی و ساختارشکنانه مدعیان اصلاح‌طلبی در دل گفتمان اعتدال گفت:

در دل این گفتمان (اصلاح‌طلبی)، اعتدال و بهره‌گیری از همه نیروها در کشور نهفته است. گفتمان اصلاحات گفتمانی است که می‌کوشید سیاست را اخلاقی کند و نه اینکه دین و اخلاق را سیاسی کند و سیاست را نظرگاه تنگ گروه‌های خاصی بداند. این گفتمان از نظر اصلاحات درست نیست و براساس نظر اصلاحات سیاست باید در خدمت اخلاق و دین باشد.

 

خاتمی همچنین گفته است:

در این انتخابات معلوم شد که مردم چه می‌خواهند و راه نجات مملکت کدام راه است. این کار با آرام‌ترین راه انجام شد؛ ما آرام‌ترین انتخابات را داشتیم؛ در عین نگرانی‌ها و دلهره‌ها مردم نشان دادند که رشید هستند و راه خودشان را می‌خواهند و نشان دادند نظام را می‌خواهند، نه تغییر نظام را، ولی از اوضاع راضی نیستند.

 

او در واکنش به اظهارات صریح حسن روحانی که در کنفرانس مطبوعاتی تصریح کرد رئیس جمهور همه ملت ایران است و نه گروه‌ها و اشخاص خاص، گفت:

حرف ایشان درست است... خدا را سپاسگزاریم که اصلاح‌طلبی رشد و اخلاق خود را نشان داد و با تمام وجود در صحنه تأثیرگذار بود، از هیچ کس هم سهم‌خواهی نداریم.

 

خاتمی در ادامه گفته است:

یک رویه‌هایی در کشور ایجاد شده که با کمال تأسف به عنوان گفتمان انقلاب مطرح شده است و گویی بقیه ضدانقلاب هستند. نه! اتفاقاً ما از انقلاب دفاع می‌کنیم. اینکه رهبر گرامی در روز انتخابات می‌گویند کسانی که مخالف نظام هستند هم بیایند رأی دهند، من این را سیاست کلی می‌دانم؛ نه آنکه برخی می‌گویند هر مخالفی باید نابود شود و تمام افراد با سابقه با تهمت جاسوسی کوبیده شوند.

اگر ما یک روز گفتیم زنده باد مخالف من، می‌بینیم که رویکرد نظام همین است. یعنی آقای مخالف! خانم مخالف! تو بیا رأی بده، تو هم شهروند این کشور هستی و حق داری؛ تو هم باید مورد احترام باشی؛ تو هم باید در سرنوشت شرکت کنی! این رویکرد بسیار جالبی است.

وقتی گفته می‌شود رأی مردم حق‌الناس است و این از حق الله با اهمیت‌تر است، آدم یاد جمله امام می‌افتد که گفت «میزان، رأی ملت است».

 

اکنون با عنایت به همین اظهارات جا دارد بپرسیم که آیا ایجاد بلوا و آشوب به خاطر ناکامی در انتخابات سال ۸۸ آن هم با فاصله ۱۱ میلیون رأی، «برای ارتقای جایگاه ایران در جهان بود یا جفا در حق حماسه ملی ۴۰ میلیون نفری؟

آقای خاتمی شما نبودید که به طور متعدد در جلسات محفلی تصریح کردید قطعاً در انتخابات (۸۸) تقلب نشده اما علناً پای آشوب‌طلبی محافل ضدانقلاب ایستادید و حتی در همین انتخابات اخیر- یک ماه پیش- از سر نفاق مدعی شدید «حق نداریم بیش از آنچه می‌خواهند رأی بیاوریم»؟!

آیا آن قانون‌شکنی و آشوب‌طلبی که دشمنان یک ملت بزرگ را گستاخ و امیدوار کرد، کمترین بویی از دینداری، اخلاق و اعتدال با خود داشت که امروز از این کلمات والا هزینه می‌کنید؟

آیا نام نیرنگ، خودکامگی و همراهی با هتاکان به جمهوری اسلامی،‌ ولایت فقیه و ساحت امام حسین علیه‌السلام را می‌توان اصلاح‌طلبی و اعتدال و اخلاق‌گرایی گذاشت؟

 

مردم فقط امروز نبود که آرامش می‌خواستند، ۴ سال پیش هم حق داشتند فارغ از اینکه به کدام نامزد رأی داده و در سرمایه‌گذاری ۴۰ میلیونی شرکت کرده‌اند، امنیت و آرامش داشته باشند و شما به اعتبار بازی در سناریوی از پیش طراحی شده سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس،‌این حق بزرگ را از مردم دریغ کردید.

چرا صریح توضیح نمی‌دهید

که بر مبنای کدام سنخیت، با معرکه‌گیری گروهک تروریستی منافقین و ریگی و گروهک‌های ورشکسته سلطنت‌طلب و بهائیت در فتنه سبز همداستان شدید؟

و از نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی این تاییدیه‌ها را گرفتید که «جنبش سبز سرمایه بزرگ اسرائیل است» و «جنبش سبز به نیابت از ما با جمهوری اسلامی می‌جنگد».

راستی آن روز که روی جمهوری اسلامی خط کشیدند و به نفع آمریکا و اسرائیل شعار دادند کجا بودید که شعار اعتدال و انقلاب و اخلاق سر دهید یا دم از «میزان، رای ملت است» بزنید؟!

هنوز هم حق‌الناس ۴۰ میلیون نفر به گردن شما سنگینی می‌کند و این جنایت و جرم بزرگ با تظاهر به حمایت از رئیس جمهور جدید که علنا علیه فتنه‌گران موضع گرفته، از گردن شما ساقط نمی‌شود. 

به عنوان مثال آقای حسن روحانی درباره فتنه‌انگیزی روز ۲۵ بهمن تاکید می‌کند:

در روز ۲۵ بهمن عده معدودی به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان‌ها آمدند که اتفاقا در شعارهای آنها حمایتی از مردم مصر و تونس به چشم نمی‌خورد و متاسفانه با شعارهای ضد انقلابی، موجبات خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضد انقلاب را فراهم آوردند و موجب ناراحتی قاطبه مردم شریف ایران شدند. در واقع این حرکت ضد اسلامی و ضد ملی، از یک سو می‌خواست فریاد قاطعانه ملت ایران در روز ۲۲ بهمن را تحت‌الشعاع قرار دهد و از سوی دیگر وسیله‌ای برای انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شکست اخیر آنان گردد.

در حالی که مردم در روز ۲۲ بهمن به شکلی کاملا باشکوه حمایت خود را از حرکت‌های آزادیخواهانه در منطقه اعلام کرده بودند، اقدامات نابخردانه و فتنه‌گرانه صورت گرفته در روز ۲۵ بهمن تنها به نفع استکبار و ضد انقلاب بود.

به دنبال این موضوع متاسفانه ما شاهد بودیم که رسانه‌های خبری در سطح جهانی به جای توجه دادن به رویدادهای مهم منطقه که بیش از همه برای آمریکا و اسرائیل نگران کننده بود، توجه مردم جهان را به سمت رویداد کوچکی جلب کردند که بیش از همه موجبات خشنودی آمریکا و اسرائیل را فراهم کرده بود.

حرکت ۲۵ بهمن گروهی فریب‌خورده کاملا محکوم است و قوه قضائیه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضد انقلابی اقدام نماید



تاريخ : جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢ | ٩:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

   واکنش حزب الله به انتخاب آقای روحانی

        از قلم حسین شریعتمداری

پیروزی آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات پرشور و حماسی اخیر، بلافاصله بعد از اعلام نتیجه انتخابات با تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوان و متفاوتی در داخل و خارج کشور روبرو شد. بیشترین حجم این تفسیرها به دو موضوع؛ «احتمال تغییرات جدی در سیاست‌های کلان نظام» و «نقش و تاثیر این انتخاب بر آرایش سیاسی احزاب و جریانات داخلی» اختصاص داشت که هنوز هم ادامه دارد. یادداشت پیش روی اشاره‌ای گذرا به نکات یاد شده دارد.
1- آقای روحانی که در انتخابات حماسی 24 خرداد با کسب اکثریت آرای مردم به ریاست جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده‌اند، اگرچه اعلام کرده‌اند در اداره امور اجرایی کشور سلیقه‌ای متفاوت با اصولگرایان و سایر نامزدها دارند ولی این سلیقه سیاسی متفاوت در چارچوب سلیقه‌های درون نظام تعریف شده و احراز صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان را در پی داشته است بنابراین، تنها رخداد تازه‌ای که این روزها، با انتخاب آقای روحانی اتفاق افتاده- و اتفاق مهمی نیز هست- جابه‌جایی مسئولیت امور اجرایی کشور از یک سلیقه سیاسی به سلیقه سیاسی دیگری در چارچوب و بستر تعریف شده نظام است. رخدادی که در عمر سی‌و چند ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بارها اتفاق افتاده است. این جابه‌جایی نشان می‌دهد که اولا؛ نگاه مردم برای حل مشکلات و از جمله مشکلات اقتصادی به درون نظام است و به قول حضرت آقا؛ «نظر دشمنان برای ملت ایران اهمیتی ندارد» و ثانیا؛ برخلاف آنچه دشمنان بیرونی ادعا می‌کنند، «حلقه‌مدیریت» در نظام اسلامی بسته نیست و مسئولیت‌ها می‌تواند با انتخاب مردم در میان سلیقه‌های مختلف درون نظام جابه‌جا شود.
2- تعیین سیاست‌های کلی و کلان نظام مطابق اصل 110 قانون اساسی از اختیارات رهبری است. بنابراین برخلاف هیاهوی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها، با انتخاب آقای دکتر روحانی، سیاست‌های کلان نظام تغییری نکرده و نخواهد کرد. آقای روحانی سال‌های متمادی دبیر شورای عالی امنیت ملی و یکی از نمایندگان رهبر معظم انقلاب در این شورا بوده- و هنوز هم هستند- و می‌دانند که علاوه بر اختیار قانونی رهبری در تعیین سیاست‌های کلی نظام- ولایت مطلقه فقیه- بسیاری از سیاست‌های کلان با ارجاع رهبر انقلاب، در این شورا مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نهایتاً در صورت تأیید ایشان به اجرا درمی‌آید. اعضای این شورا مطابق اصل 176 قانون اساسی عبارتند از؛ رؤسای سه قوه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام‌رهبری، وزرای امور خارجه، کشور و اطلاعات و برحسب موضوع، وزیر مربوطه و عالی‌ترین مقام‌های ارتش و سپاه. با توجه به نکته یاد شده، با حضور آقای دکتر روحانی در رأس قوه اجرایی کشور، هم نگرانی بعضی‌ها و هم انتظار برخی دیگر درباره تغییر سیاست‌های کلان نظام بی‌اساس و نشدنی است و البته ایشان نیز تاکنون چنین ادعایی را مطرح نکرده‌اند.
3- همزمان با انتخاب آقای روحانی، سه جریان جبهه اصلاحات، اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی و اصحاب فتنه تلاش گسترده و از قبل پیش‌بینی شده‌ای را برای مصادره آرای ایشان به نفع خود آغاز کردند. این تلاش با استناد به حمایت آقایان هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی از آقای روحانی صورت گرفته و ادامه دارد. جریانات یاد شده در تبلیغات و اظهارنظرهای خود به طور زیرکانه‌ای موقعیت آقای دکتر روحانی را تضعیف کرده و ادعا می‌کنند چنانچه هاشمی و خاتمی از وی حمایت نکرده بودند نمی‌توانست اکثریت آراء مردم را به دست آورد! این عملیات روانی گسترده و پرحجم برای مصادره آرای آقای دکتر روحانی در حالی است که؛
الف: مدعیان اصلاحات در همان اوایل کار متوجه شدند نامزد اختصاصی آنها، آقای عارف کمترین شانسی برای پیروزی ندارد و تمامی نظرسنجی‌ها از پایین‌ترین رده مقبولیت ایشان در میان 8 نامزد ریاست جمهوری یازدهم حکایت می‌کند. اصرار آقای عارف که نامزد اصلاح‌طلبان است آراء ایشان را کمتر و کمتر می‌کرد و نهایتا تصمیم به حذف ایشان گرفته شد و با وجود مخالفت‌ها و مقاومت‌های فراوان آقای عارف، او را وادار به انصراف کردند و این در حالی بود که حلقه‌های دوم و سوم جبهه اصلاحات- که معمولاً در جریان تصمیم‌های اصلی نیستند- به شدت اعتراض می‌کردند که چرا نامزد اصلاح‌طلبان را حذف می‌کنید و از روحانی که هیچ قرابتی با اصلاحات ندارد حمایت می‌شود؟!
ب: درباره حمایت گروه‌ها و جریانات اپوزیسیون از کاندیداتوری آقای دکتر روحانی، قبل از همه باید از هوشمندی ایشان قدردانی کرد که برخلاف خاتمی و موسوی و کروبی، نه فقط روی خوشی به این جرثومه‌های فساد و تباهی نشان نداد بلکه با اظهارات خود در مناظره‌های تلویزیونی و تأکید بر آموزه‌های نظام و انقلاب- ولو با سلیقه و بیانی متفاوت- راه سوءاستفاده آنها را در مقیاس قابل توجهی سد کرد.
4- اگرچه مدعیان اصلاحات با سر و صدا و هیاهو و تیترهای اول روزنامه‌ها و نشریات تحت مدیریت خود اصرار داشته و دارند که انتخاب آقای دکتر روحانی را پیروزی اصلاح‌طلبان قلمداد کنند و ایشان را وامدار و مدیون خود بدانند! ولی با توجه به نکته یاد شده؛
الف: آقای روحانی نه فقط مدیون آنها نیست، بلکه مدعیان اصلاحات به ایشان بدهکار هستند، چرا که آنان در پوشش حمایت از نامزدی آقای روحانی فرصت حضور و خودنمایی در عرصه سیاسی کشور را یافته بودند.
ب: اصحاب فتنه و برخی از مدعیان اصلاحات- تاکید می‌شود که برخی و نه همه آنها- بعد از وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که با ادعای تقلب در انتخابات کلید خورده بود، در پی آن بودند که از یکسو پشیمانی خود از جنایاتی که مرتکب شده بودند را نشان بدهند و از سوی دیگر برای این شرمندگی و رسوایی پوششی دست و پا کنند. اعلام حمایت آنان از نامزدی آقای روحانی اگرچه نمی‌تواند مانع مجازات آنها باشد ولی پوشش مورد اشاره را در اختیارشان گذارده است. از این روی با جرأت می‌توان گفت که نه فقط آقای روحانی وامدار مدعیان اصلاحات نیست، بلکه آنها به آقای دکتر روحانی بدهکار هستند، اگرچه پُز طلبکارانه گرفته‌اند.
5- به اعتقاد نگارنده که با شواهد قابل ارائه فراوانی نیز همراه است، آرای آقای دکتر روحانی قبل از آن که خاستگاه گروهی و حزبی داشته باشد، خاستگاه مردمی داشته است و عوامل زیر را می‌توان در کسب آرای ایشان موثر دانست.
الف: روحانی بودن که در میان مردم از اعتبار و اعتماد ویژه برخوردار است. این ویژگی از قضا در میان حلقه‌های اول و دوم جبهه اصلاحات منفی تلقی می‌شود! یکی از همین طیف طی مصاحبه‌ای درباره آقای خاتمی- مصاحبه وی موجود است- گفته بود «گروه خونی ایشان به علت آن که روحانی است، با اصلاحات سازگار نیست!»
ب: تعدد نامزدهای اصولگرا که نهایتا هیچکدام از آنها حاضر نشدند به نفع یکی از میان خود انصراف بدهند. ممکن است گفته شود مجموعه آراء آنها نیز کمتر از آراء آقای روحانی بود که در پاسخ باید گفت؛ مردم با مشاهده تعدد آنها و مخصوصا موضع‌گیری برخی از آنان علیه یکدیگر در مناظره‌های تلویزیونی، بیم آن داشتند که این تفاوت نظرها و کنار نرفتن به نفع دیگری رویه و روشی باشد که هنگام ریاست بر قوه مجریه نیز ادامه یابد و همانند آنچه در دولت دهم شاهد بودند برخی از تنش‌های آسیب‌رسان را در پی داشته باشد.
ج: شرایط ناهنجار اقتصادی کشور و مخصوصا گرانی‌های لگام‌گسیخته و افزایش جهشی قیمت‌ها، همراه با سیاه‌نمایی‌های گسترده علیه دولت کنونی و نادیده گرفتن خدمات برجسته و بعضا کم‌نظیر آن از یکسو و پرداختن دولت به مسائل حاشیه‌ای و بی‌توجهی غیرقابل توجیه به مشکلات معیشتی مردم از سوی دیگر نقش فراوانی در جلب آراء به سمت آقای روحانی داشت. از این روی جناب دکتر روحانی قبل از آن که از حمایت کارگزاران و مدعیان اصلاحات تشکر کنند بایستی خود را مدیون حلقه انحرافی نفوذی در دولت بدانند!
د: تاکید آقای روحانی بر پیروی از رهبر معظم انقلاب، دو دهه نمایندگی حضرت آقا در شورای عالی امنیت ملی و... از جمله عوامل دیگری است که در همپوشانی با سایر عوامل یاد شده در کسب اکثریت آرای مردم نقش داشته است.
6- این روزها مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه در هماهنگی با رسانه‌ها و مراکز بیرونی، اصرار دارند انتخاب آقای روحانی را با مشخصاتی که خود برای ایشان ترسیم نموده‌اند، نشانه تضعیف اصولگرایی و تفکر بسیجی در این مرز و بوم قلمداد کرده و سرخوردگی آنان را دنبال کنند، و حال آن که اقتدار نظام و جایگاه برجسته کنونی آن در منطقه و جهان مدیون فداکاری بسیجیان و حزب‌الله پاکباخته است و این جریان الهی و انقلابی در همه عرصه‌های داخلی و خارجی کشور حرف اول را می‌زند... و شرح بیشتر در این باره را به زمان دیگری موکول می‌کنیم.
7- و بالاخره، اکنون آقای روحانی رئیس جمهور همه ملت هستند و به قول حکیمانه رهبر معظم انقلاب، باید رقابت‌ها تبدیل به رفاقت شود و همگان برای تحقق آنچه رئیس جمهور منتخب وعده داده است به کمک ایشان بشتابند.



تاريخ : چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 مهندسی نامرئی

حسین شریعتمداری در یادداشت کیهان نوشت:  در یادداشتی با عنوان «مهندسی نامرئی» از یک «پروژه دو سویه» خبر داده و آورده بودیم یک سوی این پروژه، یکپارچگی آراء جبهه مدعیان اصلاحات و سوی دیگر آن ادامه پراکندگی در آراء اصولگرایان است. در همان یادداشت اشاره کرده بودیم که پروژه یاد شده کلید خورده و در اولین گام قرار است آقای عارف از کاندیداتوری کنار برود. در پی انتشار یادداشت مزبور برخی از دوستان اصولگرا در تماس با نگارنده، با استناد به اظهارات قاطع آقای عارف که کناره‌گیری خود را ناممکن دانسته و حتی در این باره سوگند یاد کرده بود، نسبت به درستی پروژه یاد شده ابراز تردید می‌کردند و پاسخ آن بود که این پروژه و مهندسی نامرئی آن جدی است و آقای عارف چاره‌ای جز انصراف ندارد و اساساً تصمیم در این باره برعهده آقای عارف نیست که بخواهد بماند یا انصراف بدهد!... و سرانجام آقای عارف همانگونه که پیش‌بینی شده بود انصراف داد- بخوانید کنار گذارده شد- اما، چرا؟! پاسخ این سؤال پیچیده و دشوار نیست و می‌تواند تحلیل و تابلوی روشنی از میدان پیش‌روی رقابت‌های انتخاباتی و «باید»ها و «نباید»های آن ارائه بدهد. بخوانید؛
1- مدعیان اصلاحات می‌دانند که علی‌رغم تبلیغات سیاه و دروغ‌پردازی‌ها و توهم‌پراکنی‌های گسترده علیه وضعیت کنونی، از رأی «قابل رقابت» با اصولگرایان برخوردار نیستند و عکس مار کشیدن‌های پی‌درپی آنها با این مقصود که خود را «فرشته نجات»! معرفی کنند نیز در جلب آراء مردم تأثیر چندانی ندارد، چرا که ادعاهای آنان با سوابق و کارنامه آنها همخوانی ندارد. بنابراین طبیعی است که از هم اکنون خود را بازنده انتخابات 24 خرداد تلقی کنند.
2- حالا باید به این پرسش پاسخ داد که مدعیان اصلاحات برای خروج از بن‌بست مورد اشاره چه راهی پیش‌روی دارند؟ مگر نه اینکه اصلی‌ترین مانع و سد پیش روی آنها، رأی متراکم و چند برابری اصولگرایان است؟ بنابراین تنها راه باقی مانده آن است که در گام اول آراء پراکنده خود را در یک سبد جمع کنند. وادار کردن آقای عارف به کناره‌گیری که علی‌رغم اصرار ایشان به ماندن صورت پذیرفت، همین گام اول بود. و گام دوم آن که آراء اصولگرایان را پراکنده ساخته و برای خود «قابل‌رقابت» کنند، اما آراء انبوه اصولگرایان را چگونه می‌توان در حد و اندازه‌ای کاهش داد که برای مدعیان اصلاحات قابل رقابت باشد؟! آیا می‌توانند مانع رأی دادن مردم به اصولگرایان شوند؟ بدیهی است که این راه بسته است و رویکرد مردم به اصولگرایان بارها به اثبات رسیده است، پس چگونه باید «سد» پیش‌روی را «کوتاه» و قابل عبور کرد؟ چاره کار و شرایط مورد نیاز برای عبور از این سد را - با عرض پوزش- نامزدهای اصولگرا برای مدعیان اصلاحات فراهم آورده و سخاوتمندانه!- بخوانید با بی‌توجهی غیرقابل توجیه- در اختیار آنها قرار داده‌اند و آن، تعدد و حضور چند نامزد اصولگرا در صحنه است.
تعدد نامزدهای اصولگرا باعث می‌شود که آراء متراکم و چند‌برابری اصولگرایان به جای آن که در یک بستر واحد ریخته و رودخانه‌ای غیرقابل عبور پیش روی مدعیان اصلاحات ایجاد کند، در چند بستر جداگانه جاری شده و به «چند نهر» قابل عبور تبدیل می‌شود. در این حالت آراء اصولگرایان اگرچه در مجموع «انبوه» است ولی از آنجا که به چند شاخه تبدیل شده است، می‌تواند برای مدعیان اصلاحات- حداقل در حد و اندازه پریدن به دور دوم- قابل رقابت باشد. آیا غیر از این است؟!
3- اکنون باید از نامزدهای محترم اصولگرا با حفظ احترام کامل آنها، پرسید، اگر حضور و ادامه گفتمان اصولگرایی که ترجمان دیگری از گفتمان امام و انقلاب و رهبری است را به حضور خود بر کرسی ریاست جمهوری ترجیح می‌دهید- که باید بدهید وگرنه اصولگرا نیستید- چرا و با کدام توجیه منطقی، شرعی و انقلابی صورت مسئله را از حالت «چندکاندیدایی» به تک‌کاندیدا تغییر نمی‌دهید؟ آیا حضور پررأی یک نامزد اصولگرا، بر پراکندگی آراء اصولگرایان ترجیح ندارد؟!
این نکته نیز گفتنی است که مدعیان اصلاحات اگرچه ادعا می‌کنند برای پیروزی در انتخابات آمده‌اند ولی با توجه به سوابق خود و مخصوصاً سوابق سوء و بعضاً ننگین برخی از مدافعان خود، کمترین امیدی به پیروزی ندارند. آنها، پیروزی خود را در آراء کمتر نامزد پیروز اصولگرا تعریف کرده‌اند تا در نهایت فاصله خود را با اصولگرایان،‌ اندک! قلمداد کنند ولی از آنجا که برخی از افراد آلوده به وطن‌فروشی و خیانت را آشکارا به عنوان حامیان خود معرفی کرده‌اند، همین اندازه -یعنی فاصله کم با نامزد پیروز اصولگرا- هم برای آنها زیاد تلقی می‌شود و البته، زیادشان نیز هست.
کوتاه سخن، انتظار آن است- و انتظاری عاقلانه نیز هست- که نامزدهای اصولگرا هر چه زودتر و بدون فوت وقت و از دست‌دادن فرصت، دور هم بنشینند و یکی را از میان خود به عنوان نامزد همه اصولگرایان برگزینند و در نهایت پس از پیروزی- که در این صورت قطعی و بدون کمترین تردید در همان دور اول خواهد بود- دولتی با حضور مؤثر سایر نامزدهای اصولگرا تشکیل بدهند. و مطمئن باشند این اقدام خداپسندانه آنها مانند اقدام در خور تقدیر و انقلابی دکتر حداد عادل، فردای قیامت که روز «شمارین» است در کارنامه اعمال آنان به شمار خواهد آمد و در خاطر ملت خداجوی و پاکباخته این مرز و بوم نیز به صورت نقطه‌ای درخشان باقی می‌ماند...
بسم‌الله! روز آزمون است



تاريخ : پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢ | ۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

امام خمینی (ره) از دیدگاه اندیشمندان و شخصیت های جهان

 گویی شخصیتی از شخصیت های آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنه الکبری) با معجزه ای به دنیا  بازگشته تا پس از  امویان و به خون غلتیدن شهیدان اهل بیت علیهم السلام سپاه علی علیه السلام را رهبری کند. محمد حسنین هیکل (نویسنده مشهور مصری)

وی از جمله افرادی بود که خداوند سبحان، علمی نافع و عقلی جلوتر از زمان به وی اعطاء کرده بود. شیخ محمد طنطاوی (مفتی اعظم دانشگاه الازهر مصر)

در نظر بسیاری از آمریکاییان چهره واقعی اسلام آن است که توسط امام خمینی معرفی شده است. دیوان حداد (استاد دانشگاه ماساچوست)

در خمینی ذوب شوید همانگونه که او در اسلام ذوب گردید.

در میان پیروان پیامبر اکرم (ص) طی چهارده قرن که از تاریخ اسلام گذشته است کمتر کسی را می توان پیدا کرد که تأثیر جامعی چون امام خمینی از خود بر جای گذاشته باشد. شهید آیت الله سیدمحمد باقر صدر (ره)

نهضت موفقیت آمیز امام خمینی در ذات خود یک انقلاب فرهنگی جامع و فراگیر را علیه غرب و ارزش های آن در بر داشت. مثال ایران مجدداً نشان داد که تصورات غرب، مبنی بر اینکه فرهنگ های خارج از جغرافیای اروپا و آمریکا با ماشین و آسمان خراش، ارزش های غربی را نیز خواهند پذیرفت، باطل و گمراه کننده بود. پرفسور محمدحسین هدی (اندیشمند مسلمان- مقیم اتریش)

امام خمینی از نظر بسیاری از مسلمانان، آخرین شخصیت از سلسله آموزگاران و داعیان بازگشت به خودآگاهی در عصر جدید محسوب می گردند.

سرمشق امام خمینی، اسلام گرایان را در سراسر گیتی به حرکت در آورده است. کلاوس برینگ (نویسنده برجسته اتریشی)

امام خمینی مبشر عصر جدیدی در ادوار زندگی بشریت اند که به نظر می رسد در این مرحله برای روحیه آشفته بشریت بیش از هرچه به معنویت نیاز خواهد بود. والینتن پروساکوف (اندیشور و نویسنده روسی)

از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامی ایران فرایند عمومی جهان روند معکوسی را آغاز کرده و به سمت دینی شدن پیش می رود. آنتونی گیدنز (جامعه شناس مشهور انگلیسی)

امام خمینی بیدارگر همه موحدان در عصر ماست. در روزگاری که سیطره مادیت و ابزار مادی و اندیشه های ضد معنوی جامعه بشری را در چنبره خود گرفته بود، احیای دین و معنویت مدیون امام خمینی و یاران انقلاب اسلامی است. پروفسور یاوس اوسوس

بی تردید جهانیان همچنان تحت تأثیر انقلاب معنوی او (امام خمینی) قرار دارند. آنتونیوا مورانو (نویسنده اسپانیایی)

امام خمینی در نزدیک شدن به خدا فصل جدیدی را گشود و با حمایت مردم، انقلاب اسلامی را که نقطه عطف مهمی در تاریخ قرن بیستم است. به سرانجام پیروزمندانه ای رساند.

انقلاب امام خمینی حتی سیر تطّوری انسان را تغییر داد. لنسل (پروفسور اتریشی)

اگر ما پیشگویی های آیت الله خمینی را در آن پیام جدی می گرفتیم، امروز قطعاً شاهد چنین وضعی (فروپاشی شوروی و ضعف روز افزون روسیه) نبودیم.

آیت الله خمینی توانست اثر بزرگی در جهان بگذارد و من معتقدم ایشان فراتر از زمان می اندیشید و در بعد مکان نمی گنجید. گورباچف (آخرین رئیس جمهور شوروی سابق)

 مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران برای ما (روس ها) نامه حضرت امام به گورباچف بود که در آن به رهبری شوروی تذکر داده شد که در فرایند پروستریکا مواظب باشید در باتلاق غرب گرفتار نشوید و اگر گورباچف به این نصایح امام توجه می کرد، دچار این گرفتاری ها نمی شد. بابورین (نماینده مجلس دومای روسیه)

تردیدی نمی باشد که ایشان امام خمینی یکی از مردان بزرگ تاریخ در این قرن بود. کمتر کسی را امروز می توان یافت که از نفوذی همانند آن چه که نه تنها در ایران بلکه در جهان داشت برخوردار باشد و توجه قدرت های بزرگ را تا این حد به خود معطوف دارد. هنری کرانک (کاردار سیاسی و نظامی سفارت آمریکا در ایران در سال های 1972 تا 1978 میلادی)

چه باید کرد، با چه وسیله و امکانی جلوی حرکت بنیاد گرایی اسلام را باید گرفت! این پیرمرد جماران ما را دیوانه کرده است. الکساندر هیک (وزیر اسبق امور خارجه آمریکا)

 منبع: بنیاد اندیشه های اسلامی امام خمینی (ره)



تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٢ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

وطنم ای شکوه پابرجا                               در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار                                 زخمی سربلند بحرانها

ایستادی بر جنگ رودررو                             خنجر از پشت می زند دشمن

گویی از ما در نهان بر ما                              وطنم پشت حیله را بشکن

رگت امروز تشنه عشق است                       دل رنجیده خون نمی خواهد

دل تو تا ابد برای تپش                                  غیرعشق و جنون نمی خواهد

شرم بر من اگر حریم تو                                پیش چشمان من شکست شود

وای بر من اگر ببینم چشم                            رو به رویای عشق بسته شود

وطنم ای شکوه پابرجا                                    در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار                                     زخمی سربلند بحرانها


از تب سرد موجهای خزر                               تاخلیجی که فارس بوده و هست

می شود با تو دل به دریا زد                            می شود با تو دل به دنیا بست



تاريخ : یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٢ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود