روزگارجالبی است

اصول گرایان دیروز امروز ریش پرفسوری میگذارند

حامیان دیروز امام امروز مقابل ولایت گارد میگیرند

آری بقول ...مرغ ما تخم نمیگذارد اما نمیدانم چرا هر روز گاومان میزاید

نکند ما در عالم هپروت هستیم وخودمان خبر نداریم

من تبیعض را بی عدالتی را بوضوح حس میکنم اما شاید خواب میبینم

شاید تفاوت آنچنانی تخصیص اعتبارات برای کارهای فرهنگی وغیر فرهنگی

در این کشور  خواب است

نکند خبرهایی هست وما بی اطلاعیم

بخواب دلم بخواب

اصلا به من چه ؟

حزب اللهی را چه به این کارها

چرا نمیگذاریم بعضی ها به نام مردم وبه کام خودشان باشند

روزگار جالبیست این روزها

خودم بهمن میکشم و قلبم تیر

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٢ | ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 سید حمید روحانی:موسسه حفظ و نشر آثار امام یک موسسه خنثی‌ شده و آن رسالت و ماموریتی که مرحوم حاج ‌سیداحمدآقا دنبال می‌کرد به کلی فراموش شده و به شکل باندی درآمده است. اگر موسسه حفظ و تنظیم آثار امام واقعا به مسئولیت خود پایبند بود، حضور فردی چون آقای عبدالله نوری در آنجا معنا نداشت.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

گاهی وقتها میگویم ای کاش ما نیز با امام میمردیم

کاش ما با شهدا می رفتیم

ای کاش این روزهای تلخ را نمیدیدیم

 یاد زمان بچگی بخیر

هیچ نمیفهمیدیم

بی هیچ دغدغه ای...

امروز مسئولین فرهنگی کشور داد می زنند

 امروز جبهه فرهنگی هزینه ای برای جنگ ندارد

 هر جا کم می آورند از اعتبارات فرهنگی می زنند

اما آن جا کنسرتها با پول های آنچنانی  با آهنگهای بنیامین و رقص ...

مظلوم ترین مسئولین در این کشور مسئولین نهادهای فرهنگی هستند

راستی چرا؟؟

نکند امروز نیز بنی صدرها اجازه تجهیز نمیدهند

یاد فیلم آزانس شیشه ای افتادم

یاد سرفه های سعید در از کرخه تا راین

یاد آخرین شب حماسه مجنون

گاهی وقتها میگویم ای کاش ما نیز با امام میمردیم

آقا جان خدا صبــــرت دهــــد



تاريخ : شنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٢ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به مناسبت برگزاری کنگره‌ی عظیم حج پیامی صادر کردند.
متن این پیام که روز دوشنبه بیست و دوم آبان‌ماه ۱۳۹۲ توسط حجت‌الاسلام قاضی‌عسکر -نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی- در مراسم برائت از مشرکان در صحرای عرفات قرائت شد، به این شرح است:
 
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
والحمدللّه ربّ العالمین و الصّلاة والسّلام علی سیّدالانبیاء و المرسلین و علی آله الطّیّبین و صحبه المنتجبین
فرا رسیدن موسم حج را باید عید بزرگ امّت اسلامی به شمار آورد. فرصت مغتنمی که این روزهای گرانبها در همه‌ی سالها برای مسلمانان جهان پدید میآورد، کیمیای معجزهگری است که اگر قدر آن شناخته و چنانکه شایسته است به کار گرفته شود، بسیاری از آسیبها و آسیبپذیریهای دنیای اسلام، علاج خواهد شد.
حج، چشمهی جوشان فیض الهی است. یکایک شما حاجیان سعادتمند، اکنون این اقبال بلند را به دست آوردهاید که در این اعمال و مناسکِ آکنده از صفا و معنویّت، دل و جان را شستشویی بسزا داده، از این منبع رحمت و عزّت و قدرت، ذخیرهای برای همهی عمر خویش بردارید. خشوع و تسلیم در برابر خدای رحیم، تعهّد به وظائفی که بر دوش مسلمان نهاده شده است، نشاط و حرکت و اقدام در کار دین و دنیا، رحم و گذشت در تعامل با برادران، جرأت و اعتماد به نفس در برابر حوادث دشوار، امید به کمک و دستگیری خداوند در همه جا و همه چیز، و کوتاهِ سخن ساخت و پرداخت انسانی در طراز مسلمانی را در این عرصهی الهیِ آموزش و پرورش، میتوانید برای خویش تدارک ببینید و خودِ آراسته به این زیورها و بهرهیافته از این ذخیرهها را برای کشور خویش و ملّت خویش و در نهایت برای امّت اسلامی، سوغات برید.
امّت اسلامی امروز بیش از هر چیز به انسانهایی نیاز دارد که اندیشه و عمل را در کنار ایمان و صفا و اخلاص، و مقاومت در برابر دشمنان کینهورز را در کنار خودسازی معنوی و روحی، فراهم سازند. این یگانه راه نجات جامعهی بزرگ مسلمانان از گرفتاریهایی است که یا آشکارا به دست دشمن و یا با سستیِ عزم و ایمان و بصیرت، از زمانهای دور در آنها فروافتاده است.
بیشک دوران کنونی، دوران بیداری و هویّتیابی مسلمانان است؛ این حقیقت را از خلال چالشهایی که کشورهای مسلمان با آن روبهرو شدهاند نیز بروشنی میتوان دریافت. درست در همین شرایط است که عزم و ارادهی متّکی به ایمان و توکّل و بصیرت و تدبیر، میتواند ملّتهای مسلمان را در این چالشها به پیروزی و سرافرازی برساند و عزّت و کرامت را در سرنوشت آنان رقم زند. جبههی مقابل که بیداری و عزّت مسلمانان را بر نمیتابد، با همهی توان به میدان آمده و از همهی ابزارهای امنیّتی، روانی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی برای انفعال و سرکوب مسلمانان و به خود مشغول ساختنِ آنان بهره میگیرد. نگاهی به وضعیّت کشورهای غرب آسیا از پاکستان و افغانستان تا سوریّه و عراق و فلسطین و کشورهای خلیج فارس، و نیز کشورهای شمال آفریقا از لیبی و مصر و تونس تا سودان و برخی کشورهای دیگر، حقایق بسیاری را روشن میسازد. جنگهای داخلی؛ عصبیّتهای کور دینی و مذهبی؛ بیثباتیهای سیاسی؛ رواج تروریسم قساوتآمیز؛ ظهور گروهها و جریانهای افراطگر که به شیوهی اقوام وحشی تاریخ، سینهی انسانها را میشکافند و قلب آنان را با دندان میدرند؛ مسلّحینی که کودکان و زنان را میکشند، مردان را سر میبرند و به نوامیس تجاوز میکنند، و حتّی در مواردی این جنایات شرمآور و مشمئزکننده را به نام و زیر پرچم دین مرتکب میشوند؛ همه و همه محصول نقشهی شیطانی و استکباری سرویسهای امنیّتی بیگانگان و عوامل حکومتی همدست آنان در منطقه است که در زمینههای مستعدّ داخلی کشورها امکان وقوع مییابد و روز ملّتها را سیاه و کام آنان را تلخ میکند. یقیناً در چنین اوضاع و احوالی نمیتوان انتظار داشت که کشورهای مسلمان، خلأهای مادّی و معنوی خود را ترمیم کنند و به امنیّت و رفاه و پیشرفت علمی و اقتدار بینالمللی که برکات بیداری و هویّتیابی است، دست یابند. این اوضاع محنتبار، میتواند بیداری اسلامی را عقیم و آمادگیهای روحی پدید آمده در دنیای اسلام را ضایع سازد و بار دیگر، سالهای دراز، ملّتهای مسلمان را به رکود و انزوا و انحطاط بکشاند و مسائل اساسی و مهمّ آنان همچون نجات فلسطین و نجات ملّتهای مسلمان از دستاندازی آمریکا و صهیونیسم را به دست فراموشی بسپارد.
علاج بنیانی و اساسی را میتوان در دو جملهی کلیدی خلاصه کرد که هر دو از بارزترین درسهای حج است:
اوّل: اتّحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید،
و دوّم: شناخت دشمن و مقابله با نقشهها و شیوههای او.
تقویت روح اخوّت و همدلی، درس بزرگ حج است. در اینجا حتّی جدال و درشتگویی با دیگران ممنوع است. پوشش یکسان و اَعمال یکسان و حرکات یکسان و رفتار مهربان در اینجا به معنی برابری و برادریِ همهی آن کسانی است که به این کانون توحید معتقد و دلبستهاند. این ردّ صریح اسلام بر هر فکر و عقیده و دعوتی است که گروهی از مسلمانان و معتقدان به کعبه و توحید را از دائرهی اسلام بیرون بداند. عناصر تکفیری که امروز بازیچهی سیاست صهیونیستهای غدّار و حامیان غربی آنان شده و دست به جنایتهای سهمگین میزنند و خون مسلمانان و بیگناهان را میریزند، و کسانی از مدّعیان دینداری و ملبّسین به لباس روحانیّت که در آتش اختلافات شیعه و سنّی و امثال آن میدمند، بدانند که نفس مراسم حج، باطلکنندهی مدّعای آنان است. شگفتا! کسانی که مراسم برائت از مشرکان را که ریشه در عمل پیامبر اعظم صلّیاللّه علیه و آله و سلّم دارد، جدال ممنوع قلمداد میکنند، خود از مؤثّرترین دستاندرکاران ایجاد منازعههای خونین میان مسلمانانند. اینجانب همچون بسیاری از علمای اسلام و دلسوزان امّت اسلامی بار دیگر اعلام میکنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلاف میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدّسات هر یک از گروههای مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام و حرام شرعی است.
شناخت دشمن و شیوههای او نیز دوّمین رکن است. اوّلاً وجود دشمن کینتوز را نباید به دست غفلت و فراموشی سپرد و مراسم چندبارهی رمی جمرات در حج، نشانهی نمادین این حضور ذهن همیشگی است. ثانیاً در شناخت دشمن اصلی که امروزه همان جبههی استکبار جهانی و شبکهی جنایتکار صهیونیسم است، نباید دچار خطا شد. و ثالثاً شیوههای این دشمن عنود را که تفرقهافکنی میان مسلمانان، و ترویج فساد سیاسی و اخلاقی، و تهدید و تطمیع نخبگان، و فشار اقتصادی بر ملّتها، و ایجاد تردید در باورهای اسلامی است، باید بخوبی تشخیص داد و وابستگان و ایادیِ دانسته و نادانستهی آنان را از این راه شناسایی کرد.
دولتهای استکباری و پیشاپیش آنان آمریکا، به کمک ابزارهای رسانهای فراگیر و پیشرفته، چهرهی واقعی خود را میپوشانند و با دعوی طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی، رفتاری خدعهآمیز در برابر افکار عمومی ملّتها در پیش میگیرند. آنان در حالی دم از حقوق ملّتها میزنند که ملّتهای مسلمان، هر روز بیشتر از گذشته، آتش فتنههای آنان را با جسم و جان خود لمس میکنند. یک نگاه به ملّت مظلوم فلسطین که دهها سال است روزانه زخمِ جنایات رژیم صهیونیستی و حامیانش را دریافت میکند؛ یا به کشورهای افغانستان و پاکستان و عراق که تروریسمِ زاییدهی سیاستهای استکبار و ایادی منطقهای آنان، زندگی را به کام ملّتهای آنان تلخ کرده است؛ یا به سوریّه که به جرم پشتیبانی از جریان مقاومت ضدّ صهیونیستی، آماج کینهی سلطهگران بینالمللی و کارگزاران منطقهای آنان شده و به جنگ خونین داخلی گرفتار آمده است؛ یا به بحرین یا به میانمار که در هر یک به نحوی، مسلمانان محنتزده و مغفول، و دشمنانشان مورد حمایتند؛ یا به ملّتهای دیگری که از سوی آمریکا و متّحدانش، پیدرپی به تهاجم نظامی یا تحریم اقتصادی یا خرابکاری امنیّتی تهدید میشوند؛ میتواند چهرهی واقعی این سردمداران نظام سلطه را به همه نشان دهد. نخبگان سیاسی و فرهنگی و دینی در همه جای جهان اسلام باید خود را به افشای این حقایق، متعهّد بدانند. این وظیفهی اخلاقی و دینی همهی ما است. کشورهای شمال آفریقا که متأسّفانه امروز در معرض اختلافات عمیق داخلی قرار گرفتهاند، بیش از همه باید به این مسئولیّت عظیم، یعنی شناخت دشمن و شیوهها و ترفندهایش توجّه کنند. ادامهی اختلافات میان جریانهای ملّی و غفلت از خطر جنگ خانگی در این کشورها، خطر بزرگی است که خسارت آن برای امّت اسلامی به این زودیها جبران نخواهد شد.
ما البتّه تردید نداریم که ملّتهای بهپاخاستهی آن منطقه که بیداری اسلامی را تجسّم بخشیدند، بإذنالله اجازه نخواهند داد که عقربهی زمان به عقب برگردد و دوران زمامداران فاسد و وابسته و دیکتاتور، تکرار شود، لیکن غفلت از نقش قدرتهای استکباری در فتنهانگیزی و دخالتهای ویرانگر، کار آنان را دشوار خواهد کرد و دوران عزّت و امنیّت و رفاه را سالها به عقب خواهد افکند. ما به توانایی ملّتها و قدرتی که خداوند حکیم در عزم و ایمان و بصیرت تودههای مردم قرار داده است، از اعماق دل باور داریم و آن را در بیش از سه دهه در جمهوری اسلامی ایران، به چشم خود دیده و با همهی وجود خود آزمودهایم؛ همّت ما، فراخوان همهی ملّتهای مسلمان به این تجربهی برادرانشان در این کشور سرافراز و خستگیناپذیر است.
از خداوند متعال صلاح حال مسلمانان و دفع کید دشمنان را خواستارم و حجّ مقبول و سلامت جسم و جان و ذخیرهی سرشار معنوی را برای همهی شما حجّاج بیتالله مسألت میکنم.

والسّلام علیکم و رحمة اللّه
سیّد علی خامنهای
پنجم ذیالحجّه ۱۴۳۴ مصادف با ۱۹ مهرماه


تاريخ : سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

دعای عارفانه و  عاشقانه عرفه ی  امام خوبیها

 حضرت حسین بن علی علیه السلام و عید قربان

گوارای وجودتان



تاريخ : دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ | ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت
یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم
از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

می سوخت بین تب تن بابا به خیمه ها
صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت 

هنگامه ی غروب که غارت شروع شد
هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت
چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب
تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا که رأس حسین شهید را 
دیدم به نیزه ، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پیمبر شد آشنا...
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت...

 

http://mahdivahidi.loxblog.com/ 

رضا رسول زاده



تاريخ : یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت
یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم
از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

می سوخت بین تب تن بابا به خیمه ها
صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت 

هنگامه ی غروب که غارت شروع شد
هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت
چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب
تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا که رأس حسین شهید را 
دیدم به نیزه ، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پیمبر شد آشنا...
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت...

 

http://mahdivahidi.loxblog.com/ 

رضا رسول زاده



تاريخ : یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  رهبر انقلاب درهفتمین مراسم مشترک دانش آموختگی:
 از آنچه در سفر اخیر بود حمایت می کنیم البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود لکن ما به هیئت دیپلماسی دولت عزیزمان خوشبین هستیم ولی به آمریکاییها بدبینیم.
 
 ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود حمایت می کنیم البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود لکن ما به هیئت دیپلماسی دولت عزیزمان خوشبین هستیم ولی به آمریکاییها بدبینیم. 
 
رهبر انقلاب تصریح کردند: ما به امریکاییها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم، دولت آمریکا غیرقابل اعتماد و خودبرتربین و غیرمنطقی و عهدشکن است و دولتی در تصرف شبکه صهیونیسم بین المللی است که بخاطر صهیونیستها مجبور است با رژیم غاصب مماشات کنند و نرمش نشان دهند.


تاريخ : شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حاضر شد و به سخنرانی پرداخت.

به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، نتانیاهو بخش اعظم سخنرانی اش را به ایران و حسن روحانی رئیس جمهور ایران اختصاص داد و گفت: به روحانی اعتماد نکنید. اقدامات اخیر ایران، فریبکاری است. احمدی نژاد گرگی در لباس گرگ بود اما روحانی گرگی در لباس میش است.
 
نتانیاهو افزود: اسرائیل آماده است به تنهایی برای جلوگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته ای اقدام کند. روحانی شبیه احمدی نژاد نیست. در زمینه برنامه هسته ای ایران، تنها تفاوت میان این دو این است که  احمدی نژاد گرگی در لباس گرگ بود اما روحانی گرگی در لباس میش است . گرگی است که می تواند چشمان جامعه بین المللی را تغییر دهد.

نخست وزیر اسرائیل با اشاره به بخش هایی از کتاب خاطرات و نوشته های روحانی گفت: رئیس جمهور ایران نوشته است هنگامی که در تهران در حال مذاکرات هسته ای با وزیران اروپایی بودیم؛ فعالیت در مرکز هسته ای اصفهان ادامه داشت.

نتانیاهو خطاب به کشورهای جهان ادامه داد: فشارها علیه ایران را متوقف نکنید. تنها توافقی که می توان با روحانی داشت این است که برنامه هسته ای ایران برای ساخت سلاح هسته ای به طور کامل، برچیده شود.

وی افزود: اگر ثابت شد که دیپلماسی درباره برنامه هسته ای ایران، به بن بست برسد؛ اسرائیل آماده است به اقدام نظامی یکجانبه علیه ایران اقدام کند. روحانی جز یاران مخلص رهبری است.

نخست وزیر اسرائیل تاکید: روحانی فعالیت های خود را با این اقدام آغاز کرد. نخست ، لبخند. سپس دیپلماسی و حرف زدن و وعده دادن و ارائه امتیازات بی اهمیت هسته ای . من به مانند هر فرد دیگری امیدوارم بتوانیم سخنان رهبری را باور کنیم اما باید بر فعالیت های ایران تمرکز کنیم. ایرانی ها به هنگام مذاکره با قدرت های جهانی به طرح های هسته ای خود ادامه می دهند.
 
نتایاهو همچنین شرط های اسرائیل را برای برداشتن تحریم ها از ایران را اینگونه اعلام کرد: ایران باید غنی سازی اورانیوم را به طور کامل متوقف کند. ذخایر اورانیوم غنی شده باید از ایران خارج شوند. تاسیسات زیربنایی هسته ای ایران برچیده شود. تاسیسات آب سنگین و تولید پلوتیوم را تعطیل کند.



تاريخ : چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢ | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

  در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟

حسین شریعتمداری امروز یکشنبه ۰۷/۰۷/۹۲ طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: پرسیدن که عیب نیست.

مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» می‌دانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیده‌اند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزرده‌خاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گسترده‌ای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیس‌جمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟ و در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛

۱- سخنرانی آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مصاحبه‌های بعدی ایشان با رسانه‌های آمریکایی، اگرچه در برخی از موارد که به آن اشاره‌ای گذرا خواهیم داشت، خالی از کاستی نبود ولی در مجموع می‌توان اظهارات جناب روحانی را در تاکید بر سیاست‌های کلان نظام، حمایت و دفاع از حقوق مردم شریف ایران و استدلال‌ها و مستنداتی که برای این منظور ارائه کرده بودند، مثبت ارزیابی کرده و مخصوصا بخش‌هایی از آن را شایسته تقدیر دانست. این بخش از سخنان رئیس‌جمهور محترم کشورمان با عصبانیت دشمنان تابلودار ایران اسلامی، مخصوصا رژیم صهیونیستی روبرو شد تا آنجا که نتانیاهو با شتابزدگی به اوباما و دولتمردان آمریکایی هشدار داد «فریب لفاظی‌های روحانی را نخورند»! لحن آرام و اظهارنظرهای آمیخته به آرامش‌ آقای روحانی در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، مخصوصا آنجا که با استدلال منطقی و محکم همراه بود نیز - که نمونه‌های فراوانی از این دست را می‌توان آدرس داد- تحسین‌برانگیز بود. اما لحن ملایم رئیس‌جمهور محترم کشورمان و نشانه‌ها و پیام‌هایی که از خواست جدی ایشان برای فرو ریختن دیوار بلند بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا حکایت می‌کرد نه فقط غیر از «وعده‌های نسیه» و لفاظی‌های بی‌پشتوانه مقامات آمریکایی هیچ دستاورد دیگری به دنبال نداشت بلکه به گونه‌ای که اشاره خواهیم کرد کفه مواضع‌ طلبکارانه و خواسته‌های باج‌خواهانه حریف را نیز سنگین‌تر کرد.

۲- متاسفانه نرمش رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی - شاید بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند - در برخی از مواضع خود به گونه‌ای سخن گفتند که از دیپلمات‌ کارکشته و پرسابقه‌ای نظیر ایشان دور از انتظار بود. آقای روحانی در پاسخ به خبرنگار سی.ان.ان که نظر ایشان را درباره «هولوکاست» پرسیده بود، به اظهارات قبلی خود دراین‌باره اشاره کرده و گفتند؛ من دیپلمات هستم و نه مورخ و دراین‌باره - هولوکاست - باید مورخان نظر بدهند. این در حالی است که جناب روحانی می‌توانست با استفاده از این پاس - به قول والیبالیست‌ها - آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و در ادامه پاسخ خود اضافه کند «البته تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود.» این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد و جناب روحانی باید می‌دانستند که ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست یکی از پاشنه آشیل‌های به شدت آسیب‌پذیر صهیونیست‌ها و غرب است.

و یا در سخنان دیگری به عنوان یک نظر تعیین‌کننده و برگ برنده! پیشنهاد دادند که اسرائیل (!) نیز باید به معاهده NPT بپیوندد. این پیشنهاد ایشان به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هیئت‌های سیاسی را «بهت‌زده» کرد. چرا، زیرا پیشنهاد آقای روحانی، «امتیاز» بزرگی بود که رژیم صهیونیستی به عنوان یک آرزو دنبال می‌کند و آن، به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است!

۳- مروری گذرا بر مواضع رسما اعلام شده مقامات آمریکایی به وضوح نشان می‌دهد که حریف نه فقط در مقابل نرمش‌ها و امتیازات ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور محترم کشورمان هیچ امتیازی - تاکید می‌شود که هیچ امتیازی - نداده است، بلکه این نرمش و تسامح را به حساب نیاز جمهوری اسلامی نوشته و به روال بارها تجربه شده، به جای امتیاز در مقابل امتیاز، بر مطالبات باج‌خواهانه خود از جمهوری اسلامی ایران نیز افزوده است.

آقای ظریف بعد از مذاکره با وزرای خارجه ۱+۵ و گفت‌وگوی اختصاصی و جداگانه با وزیر امور خارجه آمریکا، از مذاکرات ابراز خشنودی کرد و توضیح داد که ظرف حداکثر یکسال همه مسائل حل شده و تحریم‌ها برداشته می‌شود. اما جان کری، بلافاصله بعد از این نشست در مصاحبه با خبرنگاران، فهرستی طولانی از مطالبات غیرقانونی آمریکا را مطرح کرد و بی‌آن که بگوید آمریکا در مقابل این مطالبات فراقانونی، غیر از لفاظی چه امتیازی را روی میز می‌گذارد گفت؛ اقدامات عملی ایران برای اعتمادسازی‌ می‌تواند شامل دسترسی سریع بازرسان به تأسیسات فردو، امضای پروتکل الحاقی، توقف داوطلبانه غنی‌سازی در حد بالا و... باشد. خبرگزاری رویترز به نقل از اعضای کنگره آمریکا نوشت؛ «بیشتر اعضای کنگره، [آقای] حسن روحانی را فریبکار می‌دانند»! «ادر ویس» رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد «ما می‌توانیم از طریق تحریم‌های فلج‌کننده به اعمال فشار بیشتر بر ایران ادامه دهیم! کاترین اشتون پس از پایان مذاکره با هیئت ایرانی گفت؛ در بسته پیشنهادی ۱+۵ تغییری ایجاد نشده است! رابرت منندز رئیس کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد که باید بر شدت تحریم‌ها علیه ایران افزوده شود، تعدادی از نمایندگان کنگره، از جمله «لیندسی گراهام» و «مک کین» با صدور بیانیه‌ای خطاب به اوباما، نوشته‌اند «ما نباید به ایران اجازه بدهیم از چانه‌زنی به عنوان ابزار فریب و خرید وقت استفاده کند»! و دهها نمونه دیگر که در گزارش‌ها و ستون اخبار ویژه امروز کیهان به مواردی از آنها - فقط به عنوان مشتی از خروارها - اشاره شده است.

و اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان پرسید که آیا می‌توانند فقط به یک نمونه از واکنش مثبت و حاکی از امتیاز مقامات رسمی حریف که در پاسخ به «نرمش»! جناب روحانی ارائه شده باشد اشاره کنند؟! اگر پاسخ منفی است - که منفی است - دستاورد سفر چیست؟!

۴- آخرین بخش از سفر نیویورک که باید آن را تأسف‌بارترین پرده و بزرگترین امتیازی دانست که رئیس‌جمهور محترم کشورمان به حریف داده است، مکالمه تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکاست که در آخرین دقایق حضور رئیس‌جمهور کشورمان در نیویورک و هنگام ترک آمریکا به سوی ایران صورت پذیرفته بود. این رخداد از دو زاویه قابل ارزیابی است؛

الف: خانم سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا بلافاصله بعد از انجام مکالمه تلفنی یاد شده در مصاحبه با سی.ان.ان گفت؛ تماس تلفنی با اوباما به درخواست آقای روحانی صورت پذیرفته و تاکید کرد این درخواست برای ما تعجب‌آور بود. رایس می‌گوید؛ ما در اوایل هفته که اوباما در نیویورک بود تمایل خود را برای ملاقات وی با روحانی اعلام داشتیم اما طرف ایرانی نپذیرفت، ولی امروز - جمعه - در کمال تعجب از طرف آنها با ما تماس گرفته و اعلام شد که رئیس‌جمهور روحانی تمایل دارد در حالیکه می‌خواهد از نیویورک خارج شود با اوباما تماس تلفنی داشته باشد. از سوی دیگر‌ اما، آقای روحانی هنگام ورود به تهران اعلام کرد که درخواست مکالمه از سوی آمریکا بوده است.

و اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکایی‌ها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکایی‌ها بوده است، نشان‌دهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلام‌نظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد می‌کنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟!

ب: ممکن است گفته شود مگر یک تماس تلفنی صرف‌نظر از آن که کدام طرف در انجام آن پیشقدم شده است، چه امتیازی برای حریف تلقی می‌شود که در این‌باره باید گفت؛ آمریکا طی سی و چند سال گذشته و مخصوصا طی چند سال اخیر به مذاکره با ایران اسلامی نه برای حل و فصل مسائل فیمابین بلکه به «مذاکره برای مذاکره» نیاز مبرم و حیاتی داشته است، چرا که به وضوح می‌داند و بارها به صراحت اعتراف کرده است که انقلاب‌های اسلامی منطقه و نهضت‌های مقاومت از ایستادگی ایران اسلامی الگو گرفته‌اند بنابراین بلافاصله پس از مذاکره، می‌تواند انجام آن را با این پیوست برای دنیا و جهان اسلام - یعنی عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران - فاکتور کند که اگر الگوی شما ایران است، جمهوری اسلامی ایران نیز در نهایت و پس از سی‌ و چند سال مقاومت چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا و متحدانش نداشته است! فقط نگاهی به انبوه تفسیرها و تحلیل‌ها و گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌ها و مقامات آمریکایی‌ و صهیونیستی بیندازید و ببینید که چگونه از مکالمه تلفنی مورد اشاره با عنوان «تسلیم ایران اسلامی»! و ضعف و ناچاری ناشی از فشار تحریم‌ها یاد کرده‌اند؟!

۵- و بالاخره گفتنی است که انتظار گشایش اقتصادی از مذاکره و رابطه با آمریکا نهایت ساده‌لوحی است و به این نکته و مستندات آن خواهیم پرداخت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

یه سئوال هم منو درگیر کرده

اگه آقای قالیباف و یا جلیلی  وحتی محسن رضایی وولایتی رئیس جمهور می شدند

 باز هم اینگونه مذاکرات وجود داشت؟

یا این فقط ایده کسانی است که کــــــــدخــــــــدا را دوست دارند؟!!!!

و خودشان را رعیت میدانند



تاريخ : یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢ | ۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

حضرت آیت الله سیستانی  خطاب به محمد جواد ظریف وزیر خارجه کشورمان گفت:

 اقتدار امروز شما مرهون رهبری هوشمند ایران اسلامی است.

مشکلات کنونی عراق هم ناشی از نداشتن رهبری چون حضرت آیت الله خامنه ای است. 

قدر رهبری عزیزخود رابدانید.من هر روزبرای ایشان دعامی کنم.

 



تاريخ : شنبه ٦ مهر ۱۳٩٢ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

طبق آمار بنیاد شهید،آمار شهدای روحانی دو و نیم برابر سایر

 اقشار جامعه است.یعنی به ازای هر دو شهید اقشارمختلف

 پنج روحانی شهید وجود دارد

 بنیاد شهید آمار شهدای روحانی را دو هزار و هفتصد و هفتاد و شش شهید اعلام کرده است که پس از تلاش‌های ستاد یادواره برای شناسایی روحانیان گمنام بسیجی، این آمار به چهار هزار و سیصد و شصت و سه نفر رسیده است

حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنوری دبیر ستاد یادواره شهدای روحانی کشور در برنامه مقاومت که از رادیو معارف پخش می‌شد، گفت: بنیاد شهید آمار شهدای روحانی را دو هزار و هفتصد و هفتاد و شش شهید اعلام کرده است که پس از تلاش‌های ستاد یادواره برای شناسایی روحانیان گمنام بسیجی، این آمار به چهار هزار و سیصد و شصت و سه نفر رسیده است. وی با اشاره به جزئیات آمار شهدای روحانیت افزود:‌ تعداد شهدای روحانی که در سمت فرماندهی به شهادت رسیدند 143 نفر است، همچنین از میان روحانیون 124 آرپی‎جی زن به شهادت رسیده‌اند. روحانیان تخریبچی حجت‌الاسلام ذوالنوری با اشاره به بالا بودن تعداد روحانیون تخریبچی، شهدای تخریبچی طلبه را 47 شهید و تعداد شهدای روحانی اطلاعات و عملیات را 28 شهید عنوان و خاطرنشان کرد:برادران اطلاعات و عملیات در لایه اول و قبل از تخریبچی‎ها حرکات دشمن را رصد می‌کردند و در بسیاری از مواقع تخریبچی به وسیله محاسبات اطلاعات و عملیات قادر به باز کردن معبر بود. دبیر ستاد یادواره شهدای روحانی کشور با اشاره به 23 شهید روحانی حوادث هوایی در زمان جنگ اضافه کرد: شهید محلاتی نماد روحانیت و دفاع مقدس زمانی که همراه تعدادی از نمایندگان و قضات برای بازدید از مناطق عملیاتی آمده بودند، بر اثر حمله هواپیمای دشمن در اطراف اهواز به شهادت رسید. هواپیمای شهید محلاتی را زدند وی با تصریح بر اینکه اول اسفند روز شهادت شهید محلاتی و تعدادی از نمایندگان و قضات با نظر مساعد حضرت امام به عنوان روز روحانیت و دفاع مقدس ثبت شد، افزود: نباید فراموش شود که قوه قضائیه 20 شهید و مجلس شورای اسلامی 26 شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده‎اند که این‌ها علاوه بر شهدای ترور است. حجت‌الاسلام ذوالنوری اظهار داشت: 126 نفر از روحانیان ترور و شهید شدند، همچنین 53 روحانی امدادگر،‌72 روحانی غواص، و 88 روحانی مخابرات ، بخشی ز شهدای روحانیت در طول دوران دفاع مقدس است. وی با بیان اینکه تعداد شهدای طلبه که همزمان دانشجو نیز بودند 29 نفر است،‌ ادامه داد: 33 نفر از مسؤولان عقیدتی سیاسی در نیروهای مسلح و 45 طلبه معلم در جنگ به شهادت رسیدند. ائمه جمعه شهید فرمانده سابق تیپ مستقل 83 امام جعفر صادق در ادامه خاطرنشان کرد: 62 امام جماعت و 43 امام جمعه به جز شهدای روحانی در طول هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند. وی با اشاره شهادت 15 بانوی طلبه در فاع مقدس اضافه کرد: 84 نفر از بین روحانیون اهل سنت در دفاع مقدس به شهادت رسیدند و تعداد شهدای طلبه غیر ایرانی هم بالغ بر 248 نفر است که این آمار را می‌توان قابل توجه دانست. طلاب غیر ایرانی در جنگ حجت‌الاسلام ذوالنوری با بیان اینکه موانع زیادی بر سر راه حضور طلاب غیر ایرانی در جبهه بود اما بعضی مشتاقانه این محنت را به دوش می‎کشیدند، تصریح کرد: این نشان دهنده این است که هرچند دولت‌های دنیا بر علیه ما بودند اما دل ملت‎ها در این دفاع مقدس با ما بود. وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به روحانیانی که فرزندان خود را همچون دیگر مردم صبور این سرزمین تقدیم انقلاب کردند ابراز داشت: تعداد پدران شهدای روحانی فراوان است، حتی پدران شهدای روحانی که چند فرزند خود را فدای انقلاب کرده‌اند هم بسیارند و بعضی از آن‌ها هم پدر شهیدند، هم خودشان شهید شده‎اند. علمای پدر شهید دبیر ستاد یادواره شهدای روحانی کشور از میان پدران روحانی شهدا به آیت الله احمدی میانجی و آیت الله بُدلا اشاره کرد و افزود: آیت‎الله معرفت و آیت الله سید مهدی روحانی از جمله پدران شهدای روحانی هستند که در قم مستقر بودند. وی با اشاره به پدران شهدای شهرستان‌ها تصریح کرد: چهار فرزند از مرحوم آیت الله جنیدی امام جمعه رودسر در زمان جنگ به شهادت رسیدند و پنجمین فرزندشان سال‌ها پس از جنگ و بر اثر عوارض شیمیایی به شهادت رسید. حجت‌الاسلام ذوالنوری در ادامه با اشاره به فرزند طلبه امام جمعه آستانه‌اشرفیه که در جنگ به شهادت رسیده خاطرنشان کرد: از این نمونه‌ها در تاریخ دفاع مقدس بسیار و در تاریخ بشر کم سابقه است. فراموش شدگان وی با اشاره به روحیه فداکاری علما آن را دلیلی بر اطاعت مردم هنگام تشویق به دفاع دانست و گفت: یکی از بخش‌های فراموش شده تاریخ جنگ که در این برنامه هم فرصت نشد به آن پرداخته شود تأثیر حضور روحانیت در دوران اسارت است. فرمانده سابق تیپ مستقل 83 امام جعفر صادق با اشاره به نقش مرحوم ابوترابی و حاج آقای جمشیدی فرد شماره دو روحانیت در بند، بیان داشت: بیش از 300 روحانی آزاده در چنگال دژخیم بعثی اسیر بودند که نمی‌شود نقش آن‌ها را در معنویت بخشی و روحیه دادن به رزمندگان انکار کرد. وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: از جمله مباحثی که باید به آن پرداخته شود روحانیان جانباز است که در میان آن‌ها روحانیون قطع نخاعی و روحانیونی که دو پا یا دو دست یا یک دست و یک پا در این راه فدا کرده‎اند مشاهده می‎شوند



تاريخ : سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢ | ۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود