مطلبی رو توی یکی از وبلاگها دیدم هر چقدرخواستم کش نرم نتونستم بالاخره ... البته با اجازه صاحب وبلاگ فانوس بصیرت یه نمکی تغییر جزئی دادم

حضورحضرت ماه

 

 

آقا جان ، سید و راهبر عزیز تر از جانم ! دلمان سرگردان شده در کوچه های دلدادگی  و در روشنی نور ماهتاب پی شمع میگردد و غافل شده از جلوه پر فروغ رخ چون ماهت .

نیمه خرداد هم رسید آقا بی آنکه خبری از مولایمان امام عصر (عج) آید. این الرجبیون را دمیدند و ما باز هم غافلیم ... شعبان هم با همه سخاوت و نورانیت می آید بی آنکه ما ذره ای از وجودش توشه برگیریم ... باز قرار است اینقدر شبهای قدر آواره کوچه ها شویم تا از تلالو حضرت صاحب نظری برگیریم آنکه نمی شود هیچ!  در حضور حضرت ماه ، در پشت با م بیتش اختر شناسان به استهلال ماه مشغول خواهند شد !!

 

هنوز نمی دانیم حالا که موعود  نیست آقاسید علی هست ، عشق هست ، امید هست ، انتظار هست ، شور هست  ومابوی گل نرگس را ازاو مشنویم

 

مولا جان دردانه جدت در بین ماست و هنوز رسم اطاعتش نیاموخته ایم ! می خواهی دعای ظهور بخوانیم برای چه ؟ بیای تا پس فردا در عراق شعار سر دهند ما اهل تهران نیستیم مهدی تنها بماند ... می خواهی خون دل ثقیفه تهران را بخوری و 25 سال خانه نشین باشی یا لابد تشنه زهر ابن ملجم هستی ... نکند دلت هوای کرب و بلای تهران را کرده !

 

نه اینطور نیست مولای قائم ما به تاسی از جدش جگرش سوخته از زهر نارفیقانی چون ما ... سالهاست در پادگان شهوت پرستی و  غفلت ما چون پدر بزرگوارش دربند است. آقا جان میخواهی دعا کنیم که چه ؟ بیایی و به پاس وعده  صندلی های مسئولیت نعوذ بالله بر بدنت بتازیم ؟ یا خانواده ات را  الشام الشام رنج تازه ای باشد ؟ دعا کنم که بیایی و داغ مادرت در تئاتر تهران تازه شود  یا زخم پهلویش از جهالت سران فتنه عمیق تر شود ... آقا جان اگر آنروز ها مالک اشتر بود حالا آقازاده ها سوار بر شترند و راه و بی راه بر ولایت می تازند ...

اگر به نام بهشت بر حسینت شوریدند امروز همانها به نام جریان انحرافی بر بدن عاشقان حسینت میشورند

 

دعای فرج بخوانم به امید چه ؟ بیاییم در جمل بر امیر مومنان بتازیم  یا به پاس عظمت محاربه مان  خیابان به ناممان کنند و میدان ولی عصر شود میدان ابن ملجم مرادی ؟ نه آقا اگر این وضع است همان بهترکه نیایی که دیگر کمر عمه سادات طاقت ندارد و پهلوی مادر تازه التیام یافته ، آبله های پای رقیه تازه آرام گرفته و جگر سوخته پدرتان تنها مدتی است که نمی سوزد اما هنوز قلب علی (ع)  نه از زخم فرقش که از بوی تعفن فتنه خوارج وسهم خواهان جنگ جمل جراحت ها برداشته ...

 

مولا جان در پس غیبت عنایتت را از ما نگیرید برایمان دعا کنید ، برای فرجتان دعا کنید تا بلکه قدر این ماه پرفروغ که در شبهای بی خمینی خورشید راهشناسی مان است را بدانیم ، قدم در رکاب بصیرت گذاریم و پا به پای امام ، امتی باشیم که پیامبر وعده حضورمان را در عصر ظهور به اصحاب دادند ... نه دارو دسته سفیانی ها بلکه آنها که به خطی بر روی کاغد چنان ایمان دارند که جانشان را در راه صدور ارزش ها و ایاتش و حفظ کراماتش فدا می کنند.

 

مولا جان ! اماممان تنهاست ... دورش به ظاهر شلوغ است از حضور مسئولین اما ترسم بشود نماز مسلم در مسجد کوفه و بعد تازه مختارها بیدار شوند ...

 

سید ما آقای ما دعا کن برای ما !  تا بلکه فقط شکر نعمتی را که خداوند به ما عطا نمود در برهوت فراغ خمینی کبیر به جا آوریم تا نمک خورده و نمکدان شکسته نباشیم. امروز که یاد خمینی در دل مستضعفین جهان یعنی شور و شعور و دفع ظالم و در دل مستکبرین فقط یاس می آورد و سرخوردگی و حقارت ، دعا کن که رابطه فرهنگ غنی امام - امت را حفظ کنیم و بدانیم فرهنگ و رابطه معمول غرب لیبرال دولت - ملت  گنجایش هدف عظیم و والای حکومت جهانی اسلام را در خود ندارد . نصرتمان ده تا یادمان باشد که ما و همه مستضعفین جهان به دنبال پیشرفت با عدالت گرایی علوی هستیم  و نـــــه ما قشر آسیب پذیریم که به دنبال الگوهای توسعه غربی سینه چاک باشیم بلکه  تا  محو کامل استکبار جهانی علم مبارزه بر زمین نخواهیم گذاشت.مبارزه تا زمانی که همه دریابند که این غول بی شاخ و دم ساختگی ابرقدرت جهانی  سایه ایی است بی آزار و رنجور و در حال احتضار از استکبار جهانی !

 

مولا جان فقط دعا کن که بفهمیم وبدانیم او امـــام  است و ما امـــت و بیداری جهان اسلام در انتظار حضور وایفای نقش آگاهانه امت ماست که یاد گیرد تبعیت از امـــــام خامنه ای را ...

 

و چقدر با بصیرت است مالک اشتر امام خامنه ای سید حسن نصرالله  که گفت: اللهم الحفظ قائدنا الامام خامنه ای !

 برداشتی آزاد از وبلاگ فانوس بصیرت



تاريخ : پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠ | ۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود