وقتی خدا با همه آبروی خودش بازی کرد وآدم و آفرید

بااینکه ملائکه اعتراض میکردند همه محبت خودشو ریخت پای این آدم

انگار خدا عاشق آدم شده بود

همه عیبهاشو پوشوند

 همه عزیزترینهاشو از خودش روند مث ملائکه بزرگی که

اونقد خدا رو عبادت کرده بود که از جن بودن به ملک بودن رسیده بود

شد ه بودشیطان رجیم

اما  خدا یه بارخواست این معشوقه لجوج رو امتحان کنه

یه درخت آفرید اسمشو گذاشت میوه ممنوعه خدا اون درختو خودش آفرید

خواست ببینه اینهمه سوختنش برا این آدم می ارزه یا نه

اما انگار آدم  نامردی کرده اینهمه محبت خدا رو ندید و وسوسه ای اونو از خدا دور کرد 

وخدا انگار باخته بود

داشت آبرویش میرفت

عشق نافرجام... وشاید شماتت ملائکه

ناگاه صدایی در آسمانها پیچید

هل من ناصر ینصرنی آیا کسی هست که مرا یاری کند

 این نوای نی بریده صدای تمامیت دلتنگی کل عالم بود

در هنجره ای بریده برای خدای غریب ومظلوم

این نوای فقر محض واین ناله مطلق عبودیت

عاشق شکست خورده ای مث خدا رو آروم میکرد

نور محمد واهل بیتش ومقتل گاه عشقی مث نینوا

خدا انگار نباخته بود

چون حسین در کربلا از همه وجودش گذشت از  عباسش تاشش ماهه

با تن پاره پاره زیر نعل های اسب

حسین آبروی آدم را خرید وخدا برای همیشه برای حسین سوخت 

و فرمود من ارادالله  به الخیر قذف فی قلبه حب الحسین علیه السلام

خدا خیر هر کس را بخواهد درقلب او محبت امام حسین را می گذارد

انگار خدا همه عشق را در حسین یافت

عاشقی که معشوق را یافته بود

حسین  علیه السلام چشمه خورشید بود

وخدا تا ابد با حسین عشق بازی کرد تا ابد....

السلام علیک یا ابا عبدالله

______________________________________________

پی نوشت

این مطلب ادبی و به نوعی نگرش عاشقانه به چهره خلقته

هر چند خودم میدونم خدا آبروی مطلقه وشکست در وجود مطلق راه ندارد

واستفاده از عبارت نامرد به حضرت آدم سلام الله  نیست مطلق افراد بی وفا ست

خواهشا با نگاه ادبی عرفانی بخونید نه کلامی

 

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ | ۸:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود