علامه طباطبایی سیمرغ عشق ،شهودومعرفت 

 

صعود و پرواز شهید

 

پس از واقعه هفتم تیر که نزدیکان و اطرافیان علامه طباطبایی نمی‌خواستند خبر
شهادت دکتر بهشتی را به علت کسالت علامه به ایشان بدهند، در همین احوال یکی از
اطرافیان علامه طباطبایی به اتاق ایشان می‌روند و علامه به او عبارتی بدین
مضمون می‌فرمایند:

 

« چه به من بگویید و چه نگویید من آقای بهشتی را
می‌بینم که در حال صعود و پرواز است.
»

 

گوش شنوا نیست!

 

استاد فاطمی‌نیا می‌گفتند:

 

« یکی از شاگردان استاد طباطبائی می‌گفت:

با مرحوم علامه کاری داشتم؛ به خانه ایشان رفته و در زدم، اما کسی در را باز
نکرد. هیچ کس هم در کوچه نبود و درها و پنجره‌های همسایگان ایشان هم، همگی، بسته
بود.

 

ناگاه شنیدم صدایی گفت: « علامه در قبرستان حاج شیخ است! »

 

هر چه به اطراف نگریستم، کسی را ندیدم. با خود گفتم:

« به قبرستان حاج شیخ (نو) می‌روم؛ اگر علامه آن جا بود، هم مطلبم را عرض می‌کنم
و هم درستی و راستی این آوای (صدای) ناشناس برایم روشن می‌شود. »

 

به قبرستان که رسیدم، علامه را دیدم و ایشان تا متوجه بنده شدند،
فرمودند:

 

« دست و پایت را گم نکن! از این اصوات، بسیار است؛ گوش شنوا نیست! »

 

 

 

خوشا آنان که دائم در نمازند!

 

نجمه السادات ( دختر علامه ) نقل میکردند:

 

« زمانی در درکه ی تهران بودیم که دیدم مرحوم پدر بر سجاده نماز، مشغول عبادت
اند. همان لحظه به حیاط رفتم و مشاهده کردم که ایشان در حیاط قدم می‌زنند.

 

باز به اتاق رفته و دیدم همان لحظه، سرگرم عبادت اند! تعجب کردم که چطور در یک
لحظه ایشان در دو جا هستند! این مطلب را با مادرم در میان گذاشتم و مادر
فرمود:

 

« دخترم! مگر نمی‌دانی این دست از انسانها (اولیاء خدا) هنگامی‌که دست از عبادت
می‌کشند، خداوند فرشته ای را به شکل آنان می‌آفریند تا به جای آنان عبادت کند؟! »



تاريخ : یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ | ۸:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود