چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده ی زینب گرفت راه
مبهوت می نمود به سر نیزه ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
که ای جان پناه زینب و اطفال بی پناه
راحت بخواب چون که پرستار، زینب است
تو بر فراز نیزه و من در قفای نی
آنقدر سنگ خورده ام از لابه لای نی
تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی
عشق تو هست آتش و نیزار زینب است
خورشید روی قله ی نی آشکار شد
کوچیک ترین ستاره سر شیر خوار شد
ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد
هشتادو چهار خسته به هم، هم قطار شد
زیباترین ستاره دنباله دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
چهل روز میشود تو هم پرکشیده ای
من هم به سوی پر زدن تو نشسته ام
شاید به جا نیاوری ام آشنای من

میبینی از فراغ تو خیلی شکسته ام...



تاريخ : یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ | ٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود