آیت الله سید احمد خسروشاهی

 

 

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى و عدّه اى دیگر از علماى آذربایجان به علت اعتراض به حرکتها و فعالیتهاى ضد دینى رضا خان به همراه فرزندش آیت الله حاج سیّد احمد خسروشاهى و آیت الله سیّد ابوالفضل خسروشاهى دستگیر و به سمنان تبعید گردید.

معظم له و سایرِ زندانیان، پس از چهل روز حبس آزاد گردیدند. عده اى از زندانیان از جمله آیت الله خسروشاهى راهى مشهد مقدّس شدند. وى پس از 6 ماه به تقاضاى مردم به تبریزمراجعت نمود و در مسجد بزرگ پدر، با ایرادِ خطابه هاى آتشین به مبارزه علیهِ دشمنان اسلام ادامه داد، حتى در حکومتِ پوشالى پیشهوریهابدون ترس، مطابقِ معمول به منبر مى رفت و مردم را موعظه و از نقشه هاى حکومت آگاه کرد.

 

خصوصیات اخلاقى

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى، از هیچ نیرویى به جز خدا نمى ترسید و با کمالِ شهامت و مردانگى، گفتنیها را بى پرده براى مسلمانان بیان مى کرد و حتى با اشخاصى که زیر نقاب مشروطه خواهى اعمال ضدّ اسلامى انجام مى دادند، به شدّت مبارزه مى کرد.

آن مرحوم داراى صفات برجسته انسانى بود و در میان عام و خاص و دوست و دشمن، به تقوى و پرهیزکارى و زهد و ورع متّصف بود.

آیت الله حاج ملاّ على واعظ خیابانى تبریزى درباره فضائل اخلاقى و خصوصیات شخصى او مى نویسد:

«مترجَمِ معظّم از طرازِ اوّل علما و طبقه اولى از فقها تبریز مى باشد، عالم تقىِ نقى، و فاضلِ زکى و فقیهِ بارعِ جامع، در امر به معروف و نهى از منکر متصلّب، و در حفظ قوانین دینیّه و نوامیسِ شرعیّه و حرمات الهیه متعصّب، خشنٌ فى ذات الله، لا یخافُ لومة لائم، جمع کثیرى از تبلیغات منبرى آن عالم متبحّر، متنبّه و جمِ غفیرى از طلاب و محصلین از تدریس و تعلیمات دینى آن فاضل یگانه و عالم، متفقّه، مخصوصاً در صفتِ کریمه تعفّف متفرّد و حفظ حیثیّت و وضعیّت و صیانت نفس خویش نزیر النّظیر است.

در این مدت چهل سال، با این تفرّق آراء و تشتّت اهواء و اختلافات مسلک ـ که هرگز در این گونه اختصارات نمى گنجد و عشرى از معشارش بیان نمى شود ـ ابداً قدمى از وظیفه شرعیّه خود بیرون ننهاده، و کلمه حق و طریقِ قویم دین حنیف را بدونِ مزاج جوئى و اقتراحِ مستمعین در منبر و محضر اعلان و ابلاغ فرموده و در هیچ حکمى از احکام و بیان حلال و حرام و توضیح بدعت و سنّت و کشف ظلم و عدل به هیچ وجه مبهم و توریه و مسامحه و مداهنه ننموده اند، و بسیار کریم النّفس و سخىّ الطّبع و عالى همت هستند. در سفرِ اوّل حجّ سال 1331ق، در مراجعت از مکّه معظمه الى تبریز با ایشان بودم، و محرم 1332ق، در کشتى نماز جماعت با ایشان و موعظه و روضه با اینجانب، با جمع کثیرى از اعیان و تجّار تبریز منعقد بود، در آن سفر، مراتبِ علم و ورعِ معظمٌ له به همه معلوم و مبرهن گردید.


خاندان خسروشاهى

خاندان خسروشاهى یکى از خاندانهاى علمى آذربایجان است که بیش از 200 سال علم و فقاهت در آن خاندان ریشه دوانده و شخصیتهاى ممتاز علمى از آن برخاسته اند.

جدّ اعلاى این خاندان آیت الله سیّد ابوالحسن خسروشاهى است که بعد از او فرزندش سیّد على خسروشاهى و نوادگان و نبیرگانش سیّد محمّد خسروشاهى، سیّد احمد خسروشاهى، سیّد مرتضى خسروشاهى، سیّد ابوالفضل خسروشاهى، سیّد احمد خسروشاهى، استاد سیّد هادى خسروشاهى و استاد سیّد رضا خسروشاهى در عرصه فقاهت و اجتهاد ظهور کرده اند.[1]

ولادت

آیت الله سیّد مرتضى حسینى خسروشاهى فرزند آیت الله سیّد احمد که سیادت را با 26 واسطه از امام حسین(علیه السلام) به ارث مى برد، در 14 شوال المکرم 1299ق در نجف اشرف زاده شد و سپس به اتفاق خانواده اش به تبریز آمد.

تحصیلات

ایشان پس از سپرى نمودن دوره کودکى در بیت سیادت و فقاهت، وارد حوزه علمیه تبریز گردید و علوم مقدماتى، فقه و اصول را در محضر پدرش، آیت الله سیّد احمد خسروشاهى به خوبى فراگرفت. در سال 1310ق. و در 20 سالگى به نجف اشرف رفت و در محضر میرزا ابوالقاسم جواهرى و میرزا رضا (بالا آقا) به تحصیل پرداخت.

در 24 سالگى به حدّ استنباط و اجتهاد احکام اسلامى دست یافت و در تاریخ 24 رمضان 1323 اوّلین اجازه ى اجتهاد را از سیّد محمّد کاظم یزدى طباطبایى دریافت نمود و در سال 1347ق. از دیگر شخصیتها مانند آیت الله میرزا على اصغر تبریزى، میرزا ابوالحسن حسینى انگجى تبریزى، حاج شیخ عبدالکریم حائرى تبریزى و میرزا محمّد نجفى اجازه اجتهاد گرفت. در سال 1348ق نیز از میرزا محمّد حسین نائینى اجازه اجتهاد و نقل حدیث دریافت نمود.

وى پس از سالها تحصیل در کشور عراق به تبریز مراجعت نمود و بیش از نیم قرن در مسجد پدرش در بازار تبریز به خدمات علمى، دینى، تبلیغ، اقامه جماعت، امر به معروف و نهى از منکر و پاسخ گویى به سؤالات شرعى پرداخت.

ایشان روزها در مسجدِ بزرگ خودشان در بازار، و شبها در مسجد واقع در خیابانِ تربیت (مسجدِ مناره) اقامه نماز جماعت مى نمود. وى علاوه بر روزهاى جمعه، در ایّام محرّم و رمضان نیز در مسجد خود به منبر مى رفت.[2]

شاگردان

آیت الله خسروشاهى بعد از مراجعت از نجف اشرف به تدریس سطوح و سپس درس خارج پرداخت. اینک به اسامى برخى از شاگردانش اشاره مى شود:

1. میرزا ولى الله اشراقى سرابى (1289 ـ 1350ش)

آیت الله حاج میرزا ولى محمّد اشراقى سرابى در سال 1329ق در یک خانواه مذهبى در روستاىِ شیره جین شهرستان سراب به دنیا آمد. پدرش، کربلایى هاشم شخصى با ایمان و زارعت پیشه بود.

در 7 سالگى به فراگیرى کلام الهى پرداخت و تحصیلات ابتدایى را در مکتب خانه زادگاهش نزد حاج میرزا عبدالحمید شیره جینى به خوبى یاد گرفت. آنگاه به شهرستان سراب عزیمت نمود و مقدمات علوم عربى را از محضرِ آیت الله حاج میرزا محمّد تقى نورى سرابى و ... اخذ کرد. در 17 سالگى (1346ق.) راهى حوزه علمیّه تبریز گردید و در دروس خارج فقه و اصولِ حاج میرزا محمود دوزدوزانى، سیّد مرتضى خسروشاهى، حاج میرزا فتّاح شهیدى، حاج میرزا ابوالقاسم گرگرى و ... حاضر شد و آنگاه خود به تدریس کلام، تفسیر و سطوح خارج فقه پرداخت و از استادان بزرگ حوزه هاى علمیّه نجف، قم، مشهد و تبریز موفق اجازات روایى و اجتهادى گرفت.

آیت الله اشراقى فعالیتهاى اجتماعى، تبلیغى و علمى وسیعى داشت و قائل به وجوب عینى نماز جمعه بود. حاصل تلاشهاى خستگى ناپذیر و مطالعات بیش از شانزده ساعته وى در طول شبانه و روز موجب تحریر، تحقیق و تدوین بیش از چهل و پنج عنوان کتاب در رشته هاى مختلف علمى (تاریخ اهل بیت، تفسیر، علوم قرآنى، فقه، اصول، حدیث، رجال، تراجم و کلام) گردید.

وى در 3 محرّم الحرام 1392ق در تبریز بدرود حیات گفت و پیکر پاکش پس از تشییع شایسته در گورستان محله امیرخیز معروف به قوم تپه به خاک سپرده شد.[3]

2. میرزا على الهامى (1303ش.)

آیت الله حاج میرزا على الهامى کلوانقى فرزند عزیز، در سال 1303ش (1343ق) در روستاى کِلْوانَق واقع در 32 کیلومترى شمال غربى بستان آباد در یک خانواده کشاورز پیشه به دنیا آمد. در 6 سالگى قرآن کریم و برخى کتابهاى فارسى متداول را آموخت و در نوجوانى به مدرسه طالبیه تبریز آمد و صرف و نحو را از مرحوم میرزا حسین على، حاشیه را از میرزا على گوگانى، شرح باب حادى عشر، شرح تجریدالاعتقاد و کشف المراد را از آیت الله سیّد محمّد بادکوبه اى، شرح لمعه را از آیت الله حاج سیّد ابراهیم دروازه اى، رسائل را از حاج سیّد مرتضى خسروشاهى و قسمتى از مکاسب را از میرزا فتّاح شهیدى فراگرفت و با میرزا حسین ایوقى، میرزا عبدالکریم ملاّئى و میرزا محمّد فیض زرنقى به مباحثه پرداخت.

در سال 1364ق راهى حوزه علمیّه قم گردید و در مدرسه فیضیه و حجتیه ساکن شد. بخش دیگرى از مکاسب را از آیت الله حاج میرزا محمّد مجاهدى تبریزى و کفایة الاصول را از سیّد محمّد باقر سلطانى طباطبایى و تفسیر را از محضر علاّمه سیّد محمّد حسین طباطبایىآموخت و با دوستانى همچون سیّد مهدى روحانى، حاج میرزا على احمدى میانجى، سیّد کاظم حسینى میانجى (امام جمعه خرم آباد)، شیخ احمد آذرى قمى و ... به مباحثه تفسیرى پرداخت.

پس از سپرى نمودن دوره سطح در درسهاى خارج فقه و اصول سیّد محمّد حجّت کوهکمرى، حاج آقا حسین بروجردى، شیخ عباسعلى شاهرودى، سیّد محمّد رضا گلپایگانى، سیّد کاظم شریعتمدارى و امام خمینى (مدت 15 سال) حاضر گردید و سالها از فضل و دانش آنها استفاده نمود و به مقام بلند اجتهاد نائل آمد. وى از آیت الله بروجردى، سیّد محسن حکیم، سیّد ابوالقاسم خویى، سیّد مرتضى خسروشاهى، سیّد محمّد تقى خوانسارى و شیخ محمّد على اراکى اجازه امور حسبیه دریافت داشت و خود نیز به گروهى اجازه اخذ وجوهات داد. آثار علمى وى چنین است:

1. توضیح المسائل (فارسى، قم، 1384ش)

2. مناسک حج (آماده چاپ)

3. حاشیه بر تکملة المنهاج (خطى)

4. حاشیه بر عروة الوثقى (خطى).

از فعالیتهاى چشم گیر وى در طى سالهاى اخیر تبلیغ و ارشاد مردم در شهرهاى تهران، قزوین، میاندوآب و اقامه نماز جماعت ـ ظهر و عصرـ در مسجد امام حسین در ابتداى بلوار امین در شهرستان قم، تدریس سطوح مختلف حوزوى و قضاوت 15 ساله در دیوان عالى کشور است که بنابر اظهارات خود با تشخیص وجوب قضاوت بر خویش به تشکیلات قضایى وارد گردیده است.

وى هم اینک در حوزه علمیّه قم سکونت دارد. و پسرش صادق الهامى از شهیدان سرافراز انقلاب اسلامى است. فرزند دیگرش حجت الاسلام دکتر رضا الهام نیز از فضلاى حوزه علمیه قم مى باشد.[4]

3. شیخ عبدالحسین امینى (1320 ـ 1390ق)[5]

4. میرزا کاظم تبریزى (1340ـ1416ق)

آیت الله حاج میرزا کاظم قاروبى تبریزى فرزند حاج فرج الله در سال 1300ش (1340ق) در محله دَوَچى تبریز متولد شد. ادبیات و سطوح را در محضر استادانى چون میرزا على اکبر نحوى، حاج میرزا على اصغر فقیهى باغمیشه اى، حاج میرزا محمود انصارى، فاضل دنبرانى، ملاّ احمد تاهباز و آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى فراگرفت. سپس به زنجان و تهران رفت. در تهران فلسفه را از آیت الله شیخ محمّد على شاه آبادى و آیت الله میرزا مهدى آشتیانى یاد گرفت و در سال1361ق به همراه علاّمه شیخ محمّد تقى جعفرى به نجف اشرف رفت و در مدرسه بخارایى سکنى نمود. وى در سطوح عالیه، خارج فقه و اصول، تفسیر و رجال از این اساتید بهره برد: شیخ موسى خوانسارى، شیخ مرتضى طالقانى، شیخ محمّد على کاظمى، سیّد ابوالحسن اصفهانى، میرزا على آقا قاضى طباطبایى، شیخ محمّد کاظم شیرازى، سیّد هادى خراسانى، شیخ جعفر بدیدى، شیخ محمّد رضا آل یاسین، شیخ محمّد حسین تهرانى، سیّد ابراهیم اصطهباناتى، سیّد محسن حکیم، شیخ حسین حلى، میرزا باقر زنجانى، سیّد محمود شاهرودى، سیّد محمّد هادى میلانى، سیّد على بهبهانى رامهرمزى و سیّد ابوالقاسم خویى.

او همزمان با تحصیل به تدریس سطوح عالیه و خارج فقه و اصول پرداخت.

آثار علمى ایشان بسیار است و در این مقال نمى گنجد.

این عالم پر تلاش در پى یک بیمارى طولانى در صبح 18 رجب 1416ق (20 شهریور ماه 1374ش) چشم از جهان فروبست و پس از اقامه نماز به امامت آیت الله سیّد تقى قمى در قبرستان ابوحسین و در جوار حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) به خاک سپرده شد.[6]

5. شیخ رضا توحیدى (1332 ـ 1427ق)

آیت الله حاج شیخ رضا توحیدى نجفى تبریزى فرزند محمّد على، فرزند عبدالحسین در سال 1332ق در یک خانواده متدین در تبریز دیده به جهان گشود. به تشویق آیت الله حاج سیّد اسماعیل سجادى وارد حوزه علمیه تبریز گردید و دروس مقدماتى، معانى، بیان، منطق و قسمتى از شرح لمعه را از آیت الله فاضل دامبرانى و شرایع الاسلام را از حاج سیّد عبدالله کمارى و قسمتى از رسائل و مکاسب را از آیت الله حاج سیّد اسماعیل سجادى یاد گرفت. در سال 1363ق به تشویق و همراهى استاد اخیرش به نجف اشرف رفت و تتمه رسائل و مکاسب را از حاج میرزا احمد اهرى و کفایة الاصول و قسمتى از معارف را از شیخ محمّد على اردبیلى و حاج میرزا باقر نعیمى (خرازى تبریزى) کسب فیض نمود.

بعد از تأیید آیت الله اهرى، در جلسات خارج فقه و اصول آیت الله حاج سیّد ابوالقاسم موسوى خویى (دو دوره اصول)، حاج شیخ حسین حلى(یک دوره تقریرات آیت الله نائینى اعم از مباحث الفاظ و عقلیه، خارج مکاسب از اوّل مکاسب محرمه تا آخر مکاسب ابواب قضاء و غیره)، حاج آقا رضا همدانى (مبحث خارج صلاة)، سیّد محمود شاهرودى (مبحث حجّ و اجاره عروة الوثقى)، سیّد محسن حکیم (فقه)، سیّد حسین خُمامى مشهور به حمامى (فقه)، سیّد ابراهیم اصطهباناتى مشهور به آقا میرزا آقا، شیخ کاظم شیرازى (بحث لباس مشکوک) و سیّد محمّد هادى میلانى (فقه، اصول، اخلاق و معارف) حاضر گردید و سالها از محضر علمى آنها خوشه چینى نمود و از محضر آیات محترم میلانى، خویى، شاهرودى، سیّد عبدالهادى شیرازى، حکیم، سیّد کاظم شریعتمدارى، میرزا حبیب الله ملکى تبریزى و سیّد محمّد روحانى اجازه دریافت نمود و خود به عده اى افاضل اجازه روایى داد.

ایشان پس از 25 سال اقامت در نجف اشرف در سال 1348ش به تبریز مراجعت نمود و به خدمات دینى علمى و تدریس اشتغال ورزید. وى شبها در مسجد توحید و ظهرها در مسجد آیت الله بادکوبه اى اقامه جماعت مى نمود و مؤمنان زیادى در نمازش شرکت مى کردند.

آثار قلمى و علمى ایشان بدین ترتیب است:

1. اللّئالى المنضوده فى تفسیر الآیات المأثوره 2. نفحة القدیر فى شرح خطبة الغدیر، 2 جلد 3. القرآن و الحجة 4. اربعینیات 5. الدراسات الدینیة 6. تقریرات دروس فقهى و اصولى، آیت الله خویى7. تقریرات دروس فقهى و اصولى، آیت الله شاهرودى 8. تقریرات دروس فقهى و اصولى، آیت الله حلى 9. شرح حدیث اهلیلجه.

آیت الله توحیدى دل باخته حضرت بقیة الله الاعظم (عج) و از خطاطان و کنده کاران ماهر و ممتاز کشور بود که تا آخر عمر در گمنامى زیست و در شب شنبه 19 محرم الحرام 1427ق برابر با 28 بهمن ماه 1384ش در ساعت 12 شب تبریزچشم از جهان فروبست. پیکر شریفش به شهر مقدس قم انتقال داده شد و پس از تشییع مجدد از مسجد امام حسن عسکرى(علیه السلام) به سمت حرم مطهر و اقامه نماز توسط آیت الله حاج میرزا جواد آقا تبریزى در قبرستان ابوحسین و در جوار مرقد ملکوتى حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) به خاک سپرده شد.[7]
موضع سیاسی ایشان در قبال انقلاب مورد نقد است فافهم

6. سیّد محمّد حجّت کوه کمرى (1310 ـ 1372ق)[8]

7. سیّد احمد خسروشاهى (1330ـ1398ق)[9]

8. سیّد جواد خطیبى (1299 ـ 1350ش)

آیت الله حاج سیّد جواد خطیبى در سال 1299ش در محله خطیبِ تبریز در خانواده شادروان سیّد ابراهیم پا به عرصه گیتى نهاد. نسب شریفش به حضرت سیّد الشهداء(علیه السلام)منتهى مى شود. در سال 1323ش وارد حوزه علمیّه تبریز شد و در مدرسه طالبیّه سکنى گزید. در محضر فرزانگانى همچون سیّد مرتضى خسروشاهى به تحصیل پرداخت و بعد از یک سال اقامت در مدرسه طالبیّه به شهر مقدّس قمسفر نمود و نزدیک به ده سال از اساتید آن دیار بهره مند گردید و آنگاه براى تکمیل تحصیلات رهسپار عتبات عالیات شد و یک سال در حوزه کهن نجف اشرف به تحصیل پرداخت. سپس به شهر مقدّس قم مراجعت کرد و 7 سال بعد (در اواخر سال 1342ش) به تبریز بازگشت. او هم زمان با تحصیل، به تدریس شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایة الاصول در حوزه علمیّه قم پرداخت و بیش از 500 نفر از طلاب علوم اسلامى در آن شرکت مى کردند. برنامه تدریس وى بعد از مراجعت به تبریز ادامه پیدا کرد و یکى از کرسیهاى فعّال تدریس به ایشان تعلّق داشت.

او در تاریخ 21/4/1350ش به دیدار حضرت حقّ شتافت و پیکر مطهّرش با تشییع جمع کثیرى از مردم در قبرستان محله خطیب و در کنار مادر مهربانش به خاک سپرده شد.[10]

9. سیّد عبدالله شبسترى (1334 ـ 1420ق)

آیت الله سیّد عبدالله فرزند ثقة الاسلام سیّد اسدالله، فرزند میر بابا در شهرستان شبستردیده به جهان گشود. پس از سپرى نمودن دوران ابتدایى، در سال 1350ق به تحصیل علوم اسلامى روى آورد و مقدمات و علوم ادبى را پیش پدرش و حاج میرزا رسول هریسى و کتابهاى مطول، شرح شمسیه و شرح منظومه را نزد سیّد مرتضى شبسترى فرا گرفت. در سال 1356ق به حوزه علمیّه تبریز پیوست و در مدرسه طالبیه مشغول تحصیل شرح لمعه نزد علامه شیخ ابراهیم بادکوبه اى و سیّد على مولاناشد. کتاب قوانین الاصول و دیگر متون حوزوى را هم نزد حاج میرزا محمود دوزدوزانى، سیّد مرتضى خسروشاهى، شیخ حسین شنب غازانى، میرزا کاظم مجتهد شبسترى و حاج میرزا محمّد توتونچى فراگرفت.

در اواخر سال 1360ق به قم رفت و باقى درس شرح لمعه را نزد سیّد شهاب الدین مرعشى نجفى به پایان رساند و دروس خارج را پیش فقهایى چون سیّد محمّد حجّت کوهکمرى، سیّد محمّد تقى خوانسارى، میرزا محمّد فیض قمى، سیّد صدرالدین صدر، شیخ محمّد کبیر قمى، شیخ عباسعلى شاهرودى، شیخ عبدالنبى عراقى و دروس کلام و حکمت را در محضر سیّد حسین قاضى طباطبایى تبریزى استفاده کرد.

در سال 1366ق براى معالجه به تهران رفت و در پى درخواست عده اى از مؤمنان در مسجد حاج میرزا احمد در خیابان مولوى به وظایف دینى اشتغال ورزید. وى در تهران از تحصیل باز نماند و در دروس آیات شیخ على مدرس تهرانى(خارج کفایة الاصول)، شیخ محمّد تقى آملى، سیّد احمد خوانسارى و سیّد ابوالحسن رفیعى قزوینى (خارج فقه، اصول و حکمت) حاضر شد. در ضمن به ارشاد و وعظ هم پرداخت و به همراه آیت الله سیّد مرتضى شبسترى و افراد خیر به تجدید بناى مسجد سپهسالار واقع در خیابان چراغ همت گمارد.

در سال 1394ق و پس از 28 سال خدمت در تهران، به مشهد مقدس رفت و شروع به تدریس فقه، اصول، تفسیر و اقامه جماعت در حرم مطهر (دارالسلام) کرد. پس از 22 سال اقامت در جوار حضرت ثامن الائمه(علیه السلام) در اوایل سال 1416ق در حوزه علمیّه قم مسکن گزید و فقط به تدریس تفسیر و احیاى مراسم مذهبى اشتغال داشت و در این اوقات غالباً بر اثر کسالت و شدت بیمارى در منزل بسترى بود.

آیت الله شبسترى سرانجام در صبح روز چهارشنبه 12 خرداد ماه 1378ش (17 صفر المظفر 1420ق) در یکى از بیمارستانهاى تهران درگذشت و پیکر پاکش عصر روز پنجشنبه در قم تشییع و پس از اداى نماز توسّط آیت الله سیّد محمّد وحیدى شبسترى، در ابتداى قبرستان ابوحسین به خاک سپرده شد.[11]

10. میرزا عبدالمطلب فقیه اردوبادى (1304 ـ ح 1378ق)

فقیه اردوبادى فرزند اسماعیل در سال 1304ق در اردوباد پا به گیتى گشود. در غائله بلشویکها به همراه برخى از علما به ایران آمد و در ارومیه سکونت گزید. سپس به تبریز رفت و در حوزه درسى آیت الله انگجى و سیّد مرتضى خسروشاهى حاضر شد و فقه و اصول را از آنها استفاده نمود و در اخلاق و تهذیب نفس از حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى بهره برد و سرانجام ارومیه را براى اقامت خود انتخاب کرد. وى در پى بعضى حوادث و بیم از حکومت، در بازار به فرش فروشى مشغول شد. آثار وى بدین ترتیب است:

1. تقریرات درس طهارت آیت الله انگجى(خطى) 2. کتابى درباره امام زمان (عج) (خطى) 3. دعوت محمدیه (چاپى) 4. حاشیه بر عروة الوثقى (خطى).

وى در جمادى الآخر 1378ق (دى ماه 1337ش) در سن 74 سالگى در ارومیه وفات نمود و جسم پاکش در قبرستان شیخان قم دفن گردید.[12]

11. میرزا على قزلجه اى، (1305ش.)

قزلجه اى فرزند ملاّ محمود، فرزند ملاّ رفیع، فرزند شیخ حسن، فرزند شیخ آقا در سال 1305ش (1345ق) در روستاى قزلجه از محله عباسى شهرستان بستان آباد در خانواده اى روحانى به دنیا آمد. پدرانش همه از سلسله جلیله روحانیت بودند.

در سال 1324ش به تبریز آمد و طى 6 سال اقامت در آن شهر کتابهاى حاشیه، سیوطى، مغنى، جامى، مطول را نزد حاج میرزا على اکبر قارى و علاّمه شیخ على اکبر نحوى فرا گرفت. شرح لمعه را از سیّد احمد خسروشاهى، رسائل را از سیّد هادى خسروشاهى و بخشى از مکاسب را از سیّد مرتضى خسروشاهى یاد گرفت. در سال 1329ش به قم رفت و از درس حاج آقا حسین بروجردى و امام خمینى استفاده نمود. سپس به نجف اشرف مهاجرت نمود و باقیمانده مکاسب را نزد میرزا احمد اهرى آموخت. درس خارج فقه و اصول را از سیّد ابوالقاسم خویى، شیخ حسین حلى، سیّد محسن حکیم، سیّد عبدالهادى شیرازى فراگرفت. در این ایام با آقایان سیّد محمّد رجایى، شیخ جواد دشتى، حاج سیّد محمّد باقر کاشانى هم درس و بحث گردید و پس از 10 سال اقامت در نجف اشرف به تبریز آمد. آثار علمى ایشان چنین است:

1. تقریرات بحث اجاره و حجّ آیت الله حکیم (خطى), 2. تقریرات مباحث الفاظ و خیارات مکاسب آیت الله حلى (خطى), 3. تقریرات بحث مکاسب آیت الله خویى (خطى).

آیت الله قرلچه اى هم اکنون در تبریز اقامت دارد و امام جماعت مسجد جامع تبریز است.[13]

12. سیّد مهدى کمارى (1322 ـ 1402ق)

آیت الله سیّد مهدى کمارى قراجه داغى تبریزى فرزند علاّمه سیّد محمّد، فرزند محمّد تقى موسوى کمارى تبریزى در بیست و ششم ذى الحجة 1323ق در شهر تبریز به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات، سطح را پیش آیت الله انگجى، سیّد محمّد مولانا، سیّد مرتضى خسروشاهى و میرزا على اصغر ملکى تبریزىآموخت. در سال 1346ق به حوزه علمیه قمرفت و سطح را پیش میرزا محمّد همدانى و شیخ محمّد على حائرى قمى به پایان برد و دروس خارج را از عبدالکریم حائرى یزدى و سیّد محمّد حجّت کوه کمرى بهره مند گردید.

در سال 1350ق به نجف اشرف رفت و تحصیل خود را نزد میرزا محمّد حسین نائینى، آقا ضیاءالدین عراقى، شیخ محمّد حسین غروى اصفهانى و سیّد ابوالحسن اصفهانى به پایان رسانید و اجازه اجتهاد گرفت.

وى پس از 10 سال اقامت در آن دیار به تهرانآمد و در مسجد امامزاده زید(علیه السلام) واقع در بازار تهران به اقامه جماعت، ارشاد و تدریس اهتمام ورزید.

آثار علمى و قلمى وى بدین قرار است:

1. المباحث العقلیة، 2 جلد, 2. رسالة فى الإجازة, 3. شرح وسیلة النجاة, 4. قاعدة لاضرر, 5. کتاب الحج, 6. مباحث الألفاظ، 2 جلد.

آیت الله کمارى در روز چهارشنیه اوّل رمضان 1402ق در سن 80 سالگى در تهران دارفانى را وداع گفت و پیکر پاکش در ابتداى قبرستان وادى السلام قم به خاک سپرده شد.[14]

13. میرزا محسن کوچه باغى (1305ش)

آیت الله حاج میرزا محسن طالب حقیقت (کوچه باغى) در دوم مهرماه سال 1305ش (22 ربیع المولود 1345ق) در محله کوچه باغِ تبریزمتولد شد. پدرش از علماى تبریز بود.

پس از اتمام ختم قرآن کریم، در 6 سالگى به مدرسه اعتماد (انورى) رفت و در سال ششم دبستان شاگرد ممتاز در ایران شناخته شد و کتاب تاریخ اسلام تألیف کارلایل را به عنوان جایزه دریافت نمود.

پس از فراغت از کلاس نهم دبستان وارد مدرسه طالبیه تبریز گردید و دروس مقدماتى، مغنى و مطول را نزد میرزا باقر ویجویه اى و حاج شیخ حسن معصمى پشت سر گذاشت و کتابهاى شرح لمعه، رسائل، مکاسب، کفایة الاصول، شرح اشارات و منظومه حاج ملاّ هادى سبزوارى را از محضر استادان بنامى همچون: میرزا باقر ویجویه اى، شیخ جعفر شیخ الائمه، میرزا عبدالله مجتهدى تبریزى، سیّد على مولانا، سیّد حسن انگجى، سیّد محمّد کاظم مفید، شیخ حسین شنب غازانى، حاج میرزا فتّاح شهیدى و حاج سیّد ابوالقاسم قارىبا دقت فراوان یاد گرفت. آنگاه در حلقه هاى استدلالى و استنباطى خارج فقه و اصول میرزا فتّاح شهیدى، سیّد مرتضى خسروشاهى و میرزا رضى زنوزى حاضر شد و یک دوره کامل از محضر علمى آنها بهره ها برد.

وى در 23 سالگى (1368ق) به عتبات عالیات مهاجرت نمود و در نجف اشرف و کربلاى مُعلى از دروس فقه و اصول سیّد محسن حکیم، سیّد ابوالقاسم موسوى خویى، سیّد عبدالله شیرازى، سیّد عبدالهادى شیرازى، شیخ حسین حلى، محمّد حسین کاشف الغطاء، آقا بزرگ تهرانى و سیّد محمّد هادى میلانىاستفاده نمود و در همان سال ورود به عراق در جوار بارگاه ملکوتى حضرت سیّد الشهداء(علیه السلام)به دست مبارک سیّد محمّد هادى میلانى ملبس به لباس مقدس روحانیت گردید.

وى از بسیارى از شخصیتهاى علمى اجازه اجتهاد دارد و در موضوعات مختلف فقهى و اصولى، اعتقادى، کتب علمى به یادگار گذاشته است.

ایشان هم اکنون به تدریس خارج فقه و اصول در تبریز اشتغال دارد.[15]

14. میرزا محمّد مجاهدى(1324 ـ 1380ق)[16]

15. میرزا عبدالصمد مقدم دانایى(1305 ـ 1378ش)

آیت الله حاج میرزا عبدالصمد مقدم دانایى در سال 1305ش در تبریز به دنیا آمد. قرائت قرآن را در 6 سالگى به خوبى آموخت و در 7 سالگى به فراگیرى علوم جدیده پرداخت. پس از اتمام کلاس ششم ابتدایى، به عشق فراگیرى علوم اسلامى در ردیف طلاب مدرسه طالبیّه قرار گرفت و مقدمات و سطح را از محضر سیّد محمّد بادکوبه اى، شیخ جعفر شیخ الائمه راسته کوچه اى، میرزا احمد اهرى، سیّد مرتضى خسروشاهى و سیّد محمّد کاظم طباطبایى(مفید آقا) بهره مند گردید. در حدود سال 1368ق به شهر مقدس قم هجرت نمود و کفایة الاصول، سطوح عالى و تفسیر را به ترتیب از محمّد مجاهدى تبریزى، سیّد محمّد باقر سلطانى طباطبایى، حجّت کوه کمرى، آیت الله حاج آقا حسین بروجردى، سیّد محمّد تقى خوانسارى، مرعشى نجفى و علاّمه سیّد محمّد حسین طباطبایى آموخت و در حدود سال 1375ش به زادگاهش برگشت و به تدریس، اقامه نماز جماعت، تفسیر قرآن مجید و بیان احکام الهى در مسجد گازران و مسجد شعبانپرداخت.

آیت الله مقدم دانایى کتابخانه اى عظیم حاوى کتابهاى چاپى و خطى نفیسى داشت و به فضائل اخلاقى و شعر و ادب موصوف بود. اشعار ایشان بیشتر در موضوعات دینى، اخلاقى، الهى، مراثى و مداحى اهل بیت(علیهم السلام)مى باشد.

تألیفات وى چنین است: 1. مقالات اخلاقیه یا خطابات مقدمیّه (فارسى، تبریز، 1341ش، 1374ش) 2. مناجات دانایى (فارسى، تبریز) 3. توحید یا خداشناسى (فارسى، خطى) 4. منظومه اى در منطق (فارسى، خطى) 6. نواى عندلیب، در اشعار متفرقه، (فارسى، خطى) 5. دیوان اشعار 2 جلد (فارسى، خطى).

این عالم فرهیخته در اواخر شعبان 1420ق برابر با 5/9/1378ش در 73 سالگى در تبریزوفات نمود و پس از تشییع و اقامه نماز در قبرستان وادى رحمت در قطعه صدیقین به خاک سپرده شد.[17]

16. میرزا عبدالکریم ملایى (1308ش)

آیت الله حاج میرزا عبدالکریم ملاّیى پور قرجه داغى تبریزى فرزند کربلایى عباسعلى، فرزند عبدالکریم در سال 1308ش (1348ق) در تبریز دیده به جهان گشود. در 7 سالگى تحصیلات خویش را آغاز نمود و ادبیات فارسى را در محضر پدر آموخت. سپس وارد حوزه علمیّه تبریز گردید و در مدرسه طالبیه و حسن پادشاه سکنى نمود و جامع المقدمات و حاشیه ملاّ عبدالله را از حاج میرزا على گوگانى، سیوطى، جامى و معالم را از حاج میرزا محمود انصارى، مغنى را از میرزا ولى الله اشراقى سرابى و مطول را از علاّمه شیخ على اکبر نحوى فراگرفت. آنگاه شرح تجرید را از آیت الله حاج سیّد محمّد بادکوبه اى، شرح لمعه، شرح منظومه (قسمت منطق) و رسائل را از سیّد هادى خسروشاهى، سیّد مرتضى خسروشاهى و سیّد کاظم شریعتمدارى و مکاسب محرمه را از شیخ حسین شنب غازانى آموخت. در حالى که 22 سال داشت (1330ش) به شهر قم رفت. 12 سال در مدرسه حجتیه اقامت گزید. در آنجا باقى مانده شرح منظومه (قسمت حکمت) را از علاّمه سیّد محمّد حسین طباطبایى و قسمت بیع و
خیارات مکاسب را از میرزا محمّد مجاهدى و سیّد شهاب الدین مرعشى نجفى و کفایة الاصول را از سلطانى طباطبایى و مجاهدى کسب فیض نمود. او با دوستان فاضلش آیت الله حاج میرزا على الهامى کلوانقى، حاج میرزا اسماعیل سرابى و حاج میرزا حسین قزوینى به مباحثه نشست و در جلسات درس خارج فقه و اصول آیت الله حاج آقا حسین بروجردى، امام خمینى، شیخ عباسعلى شاهرودى، مرعشى نجفى و شریعتمدارى حاضر شد و در سایه تلاش و کوشش وافى به دریافت اجازه (شفاهى) استنباط و اجتهاد احکام الهى از دو استاد اخیر و اجازه امور حسبیه از آیت الله مجاهدى نائل آمد. خودش نیز به برخى از روحانیان اجازه امور حسبیه داده است.

آثار علمى و پژوهشى وى بدین قرار است:

1. تقریرات بحث خمس آیت الله بروجردى (عربى، قم، 1366ش) 2. تقریرات بحث هاى صلاة، حج، منجزات مریض، قضاء، طهارت آیت الله بروجردى (عربى، خطى) 3. تقریرات یک دوره اصول و مطهرات آیت الله شاهرودى (عربى، خطى),: تقریرات اصول آیت الله شریعتمدارى (عربى، خطى), 4. نثر الئالى فى شرح نظم الئالى (فارسى، قم، 1365ش) 5. صیغ نکاح و طلاق (فارسى، قم، 1360ش) 6. موضح رموز الرسائل در شرح بحث قطع رسائل (عربى، خطى).

او هم اینک در شهر مقدس قم اقامت دارد و از اساتید مسلم حوزه علمیّه قم است. بیش از 60 سال است که به تدریس ادبیات عربى، معالم، منطق، تجوید، لمعه، رسائل، مکاسب، کفایة الاصول و خارج فقه اشتغال دارد.[18]

17. سیّد محمّد على موسوى زرین(1278 ـ 1361ق)

آیت الله سیّد محمّد على موسوى زرین فرزند مرحوم حجت الاسلام سیّد عبدالرحیم در سال 1287ق در روستاى زرین در 5 کیلومترى شرق اهر دیده به جهان گشود. نسب شریفش با 36 واسطه به امام موسى بن جعفر(علیه السلام) مى رسد. وى پس از رشد و نما مشغول فراگیرى علوم اسلامى گردید و در حوزه هاى علمیه هریس، اهر، تبریز و مشهد به فراگیرى علوم آل محمّد(علیهم السلام)پرداخت و از اساتیدى چون: شیخ على مجتهد هریسى، شیخ احمد قراجه داغى، شیخ محمّد على فخرالعلماء، میرزا صادق آقا مجتهدى تبریزى، میرزا ابوالحسن آقا انگجى، سیّد محمّد مولانا، سیّد مرتضى خسروشاهى، آقا حسین قمى، میرزا محمّد آخوندزاده، شیخ على اکبر نهاوندىو شیخ حسنعلى نخودکى اصفهانى استفاده نمود و به مقام بلند علمى نایل آمد. در طول تحصیل با عده اى از مفاخر آذربایجان مانند: شیخ عیسى سدیدى، سیّد ابوالفضل حسینى منیقى، سیّد مهدى انگجى، سیّد ابراهیم دروازه اى، سیّد على مولانا، سیّد احمد خسروشاهى هم دوره بود.

وى در سال 1320ش (1361ق) رخ در نقاب خاک کشید و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد.[19]

18. میرزا عباسقلى واعظ چرندابى (1315 ـ 1386ق)[20]

تبعید به سمنان

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى و عدّه اى دیگر از علماى آذربایجان به علت اعتراض به حرکتها و فعالیتهاى ضد دینى رضا خان به همراه فرزندش آیت الله حاج سیّد احمد خسروشاهى و آیت الله سیّد ابوالفضل خسروشاهى دستگیر و به سمنان تبعید گردید.

معظم له و سایرِ زندانیان، پس از چهل روز حبس آزاد گردیدند. عده اى از زندانیان از جمله آیت الله خسروشاهى راهى مشهد مقدّس شدند. وى پس از 6 ماه به تقاضاى مردم به تبریزمراجعت نمود و در مسجد بزرگ پدر، با ایرادِ خطابه هاى آتشین به مبارزه علیهِ دشمنان اسلام ادامه داد، حتى در حکومتِ پوشالى پیشهوریها[21] بدون ترس، مطابقِ معمول به منبر مى رفت و مردم را موعظه و از نقشه هاى حکومت آگاه کرد.

سیّد هادى خسروشاهى در مورد فعالیتهاى سیاسى پدر و دو برادرش مى نویسد:

«در آن دوران دیکتاتورى، دفاع از شریعت و بیان حقیقت جرمى بود که رضا خان و مزدورانش را تحمل ناپذیر بود و به همین دلیل و پس از افشاى مفاسد کشف حجاب رضاخان و زورگویى نظام در این رابطه و هشدار دادن به مردم، با توقیف شبانه و ارعاب ایشان که همزمان با تبعید والد معظم مرحوم آیت الله حاج سیّد مرتضى خسروشاهى و دیگر علماى تبریز به «سمنان» بود، مانع از ادامه مبارزه شدند و برادر بزرگوار (آیت الله سیّد ابوالفضل خسروشاهى) از ظلم دژخیمان بسترى شد و یک عمر تمام، درد و رنج آن دوران را با خود همراه داشت ... البته چیزى نگذشت که دوران باطل به پایان رسید و این بار نه تنها پدر از تبعیدگاه برگشت، بلکه برادر دیگر، آیت الله حاج سیّد احمد خسروشاهى هم از قم به تبریز آمد و مبارزه با طاغوت آغاز شد ... سلطه ظالمانه دمکرات هاى وابسته و اعلام تجزیه آذربایجان و تشکیل حکومت قلابى: «آذربایجانین دمکرات فرقه سنین، ملى حکومتى»! باعث شد که نبرد پدر و دو برادر، علیه متجاسرین و نظام منحوسشان شدت یابد ... تا آنجا که نام آنان در «لیست سرخ» آقایان به اصطلاح «دمکرات ها»! جاى گرفت و قرار بر آن بوده که در روز «قان بایرامى» ـ عید خون ـ! همراه دیگر علماى بزرگ مبارز تبریز به دار آویخته شوند ... که این بار نیز با قیام مردم آذربایجان و فرار مزدوران وابسته به اجنبى، به آن سوى مرزها، دوران قلدرى این گروه ستمگر نیز به پایان رسید و مسجد بازار تبریز، به عنوان سنگر تسخیرناپذیر پدر و فرزندانش، باقى ماند و از همانجا، مبارزه با طاغوت، ادامه یافت.

گفتنى است که پس از فرار سران فرقه دمکرات و تسخیر و آزادى شهر ما به وسیله مردم، سه روز بعد ارتش شاهى از میانه وارد تبریز شد و بعد از آن شاه به تبریز آمد و علیرغم فشار، و شرایط مساعد روز، نه پدر و نه برادران، حاضر به دیدار با شاه در مدرسه طالبیه نشدند و این روش همیشگى آنان با حکام بود که شرح و تفصیل آن در این مقال مختصر نگنجد.[22]

خصوصیات اخلاقى

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى، از هیچ نیرویى به جز خدا نمى ترسید و با کمالِ شهامت و مردانگى، گفتنیها را بى پرده براى مسلمانان بیان مى کرد و حتى با اشخاصى که زیر نقاب مشروطه خواهى اعمال ضدّ اسلامى انجام مى دادند، به شدّت مبارزه مى کرد.

آن مرحوم داراى صفات برجسته انسانى بود و در میان عام و خاص و دوست و دشمن، به تقوى و پرهیزکارى و زهد و ورع متّصف بود.

آیت الله حاج ملاّ على واعظ خیابانى تبریزى درباره فضائل اخلاقى و خصوصیات شخصى او مى نویسد:

«مترجَمِ معظّم از طرازِ اوّل علما و طبقه اولى از فقها تبریز مى باشد، عالم تقىِ نقى، و فاضلِ زکى و فقیهِ بارعِ جامع، در امر به معروف و نهى از منکر متصلّب، و در حفظ قوانین دینیّه و نوامیسِ شرعیّه و حرمات الهیه متعصّب، خشنٌ فى ذات الله، لا یخافُ لومة لائم، جمع کثیرى از تبلیغات منبرى آن عالم متبحّر، متنبّه و جمِ غفیرى از طلاب و محصلین از تدریس و تعلیمات دینى آن فاضل یگانه و عالم، متفقّه، مخصوصاً در صفتِ کریمه تعفّف متفرّد و حفظ حیثیّت و وضعیّت و صیانت نفس خویش نزیر النّظیر است.

در این مدت چهل سال، با این تفرّق آراء و تشتّت اهواء و اختلافات مسلک ـ که هرگز در این گونه اختصارات نمى گنجد و عشرى از معشارش بیان نمى شود ـ ابداً قدمى از وظیفه شرعیّه خود بیرون ننهاده، و کلمه حق و طریقِ قویم دین حنیف را بدونِ مزاج جوئى و اقتراحِ مستمعین در منبر و محضر اعلان و ابلاغ فرموده و در هیچ حکمى از احکام و بیان حلال و حرام و توضیح بدعت و سنّت و کشف ظلم و عدل به هیچ وجه مبهم و توریه و مسامحه و مداهنه ننموده اند، و بسیار کریم النّفس و سخىّ الطّبع و عالى همت هستند. در سفرِ اوّل حجّ سال 1331ق، در مراجعت از مکّه معظمه الى تبریز با ایشان بودم، و محرم 1332ق، در کشتى نماز جماعت با ایشان و موعظه و روضه با اینجانب، با جمع کثیرى از اعیان و تجّار تبریز منعقد بود، در آن سفر، مراتبِ علم و ورعِ معظمٌ له به همه معلوم و مبرهن گردید.[23]

آثار و تألیفات

آیت الله خسروشاهى، با کبر سنّ و کثرت مشاغل، در مواقعى که فراغت حاصل مى نمود، مشغول تألیف مى شد که از جمله آنها، کتب ذیل مى باشد:

1. فوائد الافهام فى قواعد الاحکام(خطى).[24]

2. نثارات الکواکب على خیارات المکاسب[25]

این کتاب تعلیقه اى است دقیق و ظریف بر مباحث خیارات مکاسب که در سال 1412ق با مقدمه فرزندش سیّد هادى خسروشاهى چاپ و منتشر شده است.

وى در این کتاب به حل مشکلات مباحث خیارات پرداخته و آنها را با توضیحى ساده و روان به قلم جارى ساخته و گاهى ایرادات محشین را بر شمرده است. عبارات کتاب به دور از اطناب و ایجاز است و مولف مقصود خود را در جملات فصیح ارائه مى دهد.

3. هدایة الاُمّة الى زیارت الائمة

که در مشهد به طبع رسید.

4. اهداء الحقیر الى اخیه البارع البصیر

این کتاب را در ردّ اوهام و خرافات فرقه ى منحرف وهابیّه نوشته شده است.[26]

علامه شیخ آقا بزرگ تهرانى، در معرفى این کتاب مى گوید:

«اهداء الحقیر بمعنى حدیث الغدیر للسّیّد المرتضى بن السّید احمد بن السّید محمّد ... و هو عن المبرّزین و عن بیت علم رفیع، جدّه السیّد محمّد بن على بن ابى الحسن، من تلامیذ العلامة الانصارى و مؤلف مشکاة المصابیح فى سنة 1269.»

این کتاب ارزشمند، تحت عنوانِ معنى حدیث الغدیر، به کوشش و مقدمه سیّد هادى خسروشاهى و مقدمه اى از امام موسى صدر، توسط مرکز بررسیهاى اسلامى حوزه علمیه قم، در 192 صفحه رقعى، تجدید چاپ شده است. عنوان نوشته امام صدر بر این کتاب سابقات الغدیر نام دارد.

5. تعلیقةٌ استدلالیّه (خطى) بر بحثِ اجتهاد و تقلید از عروة الوثقى.[27]

6. رساله عملیه، در ضمن حاشیه بر رساله آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانى (ذخیرة العباد لیوم المعاد) چاپ شده است.

7. مجلّد الطهارة (خطى) در حکم طهارت.

8. امطار الدّرّ فى مقدار الکُرّ (خطى).

9. ذورة العاده فى نیّة العبادة (خطى)[28].

10. مختصر الکلام فى حکم السلام(خطى)[29].

11. قمع الشکوک عن لباس المشکوک (خطى)[30].

12. متنزّه الاخبار، (خطى) ادلّه کراهت تشبّه به کُفّار

13. تسهیل التناول (خطى)

14. فى احکام الصّرفة المستحدثه (خطى)

15. رسالة فى التّقیه (خطى)

16. حاشیه عروة الوثقى (خطى)

17. حاشیه بر قوانین (خطى)

18. حاشیه بر رسائل شیخ انصارى (خطى)

19. حاشیه بر شرایع (خطى)

20. حاشیه بر شرح لمعه (خطى)

21. حاشیه صید و ذباحة، (خطى) مرحوم شیخ محمد حسن مامقانى

22. حاشیه بر مناسک آیت الله بروجردى (خطى)

23. رسائل مفرده در مسائل متفرّقه (خطى)

24. مواعظ و منابر، 4 جلد (خطى).

آثارِ دیگر ایشان به صورت خطى بوده که برخى از آنان ناتمام مى باشند.

از منظر بزرگان

آیت الله سیّد کاظم یزدى، آیت الله تبریزى، آیت الله میرزا ابوالحسن انگجى، آیت الله میرزا محمد نجفى و آیت الله نائینى در اجازه هاى خویش، ایشان را با عبارات:

«صاحب فضایل و محامد سید سند، عالم معتمد، کهف الانام، رکن الاسلام، جامع معقول و منقول، مجتهد در فروع و اصول، صاحب قوه قدسیه، عالم عامل، فاضل کامل، فخر محققین، افتخار مُدققین، سیّد الفقهاء الرّاشدین، و عماد العلماء العاملین، عمدة العلماء، نخبة الاتقیاء، عمادالاعلام، ثقة الاسلام و ...»

ستوده اند.

مرحوم شیخ محمّد شریف رازى در آثار الحجة در مورد ایشان مى گوید:

«علمُ الحجة، آیت الله الکبرى, حاج سیّد مرتضى الخسروشاهى تبریزى ـ اعلى الله مقامه ـ به درستى که آن مرحوم(قدس سره) در تمامى عمر خود، مواظبِ عمل و صلاح بود، بلکه حلیف تقوى بودند و با کبر سنّ، بر تدریس اشتغال داشت و تدریس آن مرحوم، به وجهى بود که طلابِ فقه و علم بر آن رغبت مى کردند و از این لحاظ، همه منقاد و جمیعِ اهل علم به آن مرحوم خاضع بودند و به فقه و فقاهت آن مرحوم اقرار کرده اند.

آن مرحوم، مقتداء و پیشوا بود و از علم ایشان جمع کثیرى از معمّرین اهل علم استفاده نمودند، به طورى که هر روز به منزل آن مرحوم براى کسبِ استضائه از نور دانش و اخذِ هدایت از ظلمات جهل به دورِ شمس هدایت آن مرحوم جمع مى شدند.

عابد و مجتهد بود و بر اقامه ستونِ علم اشتغال داشت و بر بزرگى علم و جلالت شأنِ آن مرحوم کفایت مى کند.»[31]

آیت الله حاج میرزا ولى الله اشراقى سرابى که از تربیت یافتگان مکتب معظم له است در مورد او مى نویسد:

«... حضرت آیت الله الکُبرى و آن قائد عظیم الشأن که به رحلت آن، ایّام عید بر عموم طبقات اهالى آذربایجان، به ویژه به حضرات آقایان اهل علم و دانش، مبدّل به سوگوارى شد، در واقع استاد الکُلّ در علوم اسلامى على الخصوص در فقه جعفرى و مقبول دلپسند تمام طبقات اهل علم و مسلمین بوده و سال هاى سال، پس از فراغ از تحصیل علم و اخذِ نصیب خودشان از بحارِ علوم اسلامى در نجف و حوزه هاى علمیّه نامى، در منزل خودشان مشغول تدریس علوم دینیّه از فقه و اصول و تربیت طلاب و فضلاءِ اهل علم شده و آنى غفلت نورزید.

هزاران نفر از علماء اعلام، از حوزه درس آیت الله در اثر تربیت ایشان به درجه کمال علماً و عملا رسیده و حوزه هاى علمیه نامى شهرستان ها و قصبات را اشغال و مشغول تدریس و تبلیغ احکام هستند.

از این است که تمامى مسلمین و دانشجویان، با چشم گریان در فوت آن فقید، سرا پا غرق به ماتم هستند.

آیت الله فقید، عالم بزرگ و متعصّب در دین بود و در همه اوقات در ترقّى و تعالى علم و دین و حفظِ ناموس الهى مواظبت داشت، و تا اینکه کارهاى شخصى خود را به عقب مى انداخت و بر اقدام بر اصلاح و پیشرفت اوضاع اجتماعى دینى، به طرز مخصوصى که عنوان دیانت باقى بماند، از جهت فرط شوق به عالمِ دیانت مى نمود...[32]

اولاد

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى در پشت قرآن مجید اسامى فرزندان و نوه هاى خود را با سلیقه خاصى نوشته است. وى هشت فرزند دارد که اسامى پسرانش چنین است:

1. آیت الله حاج سیّد ابوالفضل خسروشاهىدر سال 1279ق در تبریز به دنیا آمد. علوم مقدماتى را در زادگاه خویش آموخت و براى ادامه تحصیل راهى عراق گردید و در نجفاشرف از محضر آیات میرزا ابوالحسن مشکینى(نویسنده حاشیه بر کفایة الاصول)، میرزا على ایروانى، فیروزآبادى و سیّد یونس اردبیلىاستفاده نمود. او در دوران اختناق سیاه رضاخانى به تبریز بازگشت و در کنار پدرش آیت الله حاج سیّد مرتضى خسروشاهى به دلیل افشاى مفاسد کشف حجاب و زورگویى نظام رضاخانى به سمنان تبعید شد که تا پایان عمر درد و رنج آن دوران را با خود داشت.

معظم له در اثر درد و رنج حاصل از فشارهاى عصر رضاخانى مدتها از حضور در مسجد محروم شد و بعد از وفات پدر مدت کمى به محراب و منبر برگشت. عده زیادى پاى منبرش گرد مى آمدند و از محضرش استفاده مى کردند.

آنچه از او به یادگار مانده، نوارهاى سخنرانى و خطابه هاى شیرین و کتابى با عنوان نهج البیان است.

سرانجام این مرد میدان هاى علم و عمل در تاریخ 20/8/1365ش در زادگاهش به لقاء حق پیوست و از خود جزء 2 اطاق موروثى پدرى و لوازم بسیار محدود و تعدادى کتاب چیزى باقى نگذاشت. پیکر پاک ایشان پس از تشییع شایسته در قبرستان وادى رحمت (بلوک 22، ردیف 62، شماره 2) به خاک سپرده شد.[33]

2. آیت الله حاج سیّد احمد خسروشاهى.[34]

3. آقا سیّد محمّد خسروشاهى4. آقا سیّد جعفر خسروشاهىهر دو در بازار مشغول کسب و تجارت هستند

5. استاد سیّد هادى خسروشاهىاستاد خسروشاهى شبِ چهارم شعبان 1356ق (1317ش) در تبریز به دنیا آمد.

تحصیلاتِ مقدّماتى را پیش استادانى همچون علامه میرزا على اکبر نحوى و میرزا على اکبر یالقوزآقاجى، میرزا محرم و آیت الله حاج میرزا عبدالکریم ملایى تبریزى در حوزه علمیه تبریز به پایان رسانید. پس از رحلت پدر در 1332 شمسى، در حالى که 15 سال بیش نداشت، و نخستین تألیف خود را در زمینه شرح حال پدر در کارنامه خویش ثبت کرده بود، عازمِ قم شد. باب حادى عشر را از شیخ کاظم تبریزىو شیخ محمّد تقى ستوده، قوانین را از میرزا مصطفى اعتمادى، مکاسب را از شیخ جعفر سبحانى، ناصر مکارم شیرازى و میرزا باقر مرندى، کفایة الاصول را از سلطانى طباطبایى و میرزا محمّد مجاهدى تبریزى، منظومه را از سبحانى و اسفار را از علاّمه سیّد محمّد حسین طباطبایى فراگرفت و در عرفان و اخلاق از سیّد حسین فاطمى قمى و شیخ على سعادت پرور(پهلوانى) استفاده نمود. در تفسیر از محضر حاج میرزا على اصغر باغمیشه اى، میرزا على اکبر محدث و شیخ حسین شنب غازانىبهره برد. پس از اتمام دوره سطح، در محافل درس خارج آیات بروجردى و امام خمینى (یک دوره اصول) حاضر گردید. در سفر به عتبات عالیات (دو و نیم ماه) نیز در درسهاى خویى و شاهرودى شرکت جست.

او موفق دریافت اجازات از امام خمینى، خویى، شریعتمدارى، میلانى (امور حسبیه) و شیخ ابوالفضل زاهدى قمى، سیّد احمد زنجانى، مرتضى حائرى، سیّد صادق روحانى، شریعتمدارى و عبدالجواد فلاطورى اصفهانى (اجازه اجتهاد) و میلانى، آقا بزرگ تهرانى و مرعشى نجفى (اجازه روایتى) شد.

وى از فعالان سیاسى بود و قبل از پیروزى انقلاب به دست عمّال رژیم زندانى و تبعید شد.و پس از انقلاب هم به مدت 5 سال سفیر ایران در واتیکان و مدتى نمایندگى سیاسى در کشور مصر بود.

او هم اینک در تهران و قم مشغول خدمات علمى بوده و بیش از 200 اثر علمى از او منتشر شده یا در حال نشر است.[35]

وفات

آیت الله سیّد مرتضى خسروشاهى روز شنبه، اوّل فروردین ماه 1332ش به مناسبت عید نوروز در منزلش از واردین پذایریى کرد و شب یکشنبه دوّم فروردین ماه همان سال (6 رجب 1372ق) دعوت حق را لبّیک گفت. با انتشار خبر رحلتش مردم اشک ماتم ریختند و پیکر پاکش پس از مراسم غسل و نماز به امامت فرزندش آیت الله سیّد احمد خسروشاهى، به صورت امانت در جوار امامزاده سیّد ابراهیم در محله شتربان به خاک سپرده شد و سپس به نجف اشرف حمل گردید و در جوار مرقد مطهر جدّش امیرالمومنین (علیه السلام) به خاک سپرده شد.

با اعلام خبر درگذشت این عالم فرزانه برخى از نشریات استانى و کشورى از جمله روزنامه اطلاعات، روزنامه توحید افکار (شماره 16، سال چهل و چهارم، صفحه 3) و مجله هفتگى نورِ دانش (چاپِ تهران، شماره 11، سال ششم، صفحه 242) اقدام به چاپ عکس و شرح حال او کردند و وفات او را تسلیت گفتند.

همچنین به منظور تجلیل از یک عمر خدمت به اسلام و مسلمین مجالس متعدد بزرگداشتى از سوى بازماندگان و دیگر قشرهاى مختلف مردمى در شهرهاى مختلف برگزار گردید. از جمله در «مشهد» از سوى علماء، در «قم» از طرف آیت الله بروجردى، در «نجف اشرف» از طرف آیت الله خویى، در «خوى» از طرف علما و مردم و در «خسروشاه» از طرف مردم و علما.

[1]. براى اطلاع مختصراز مشاهیر خاندان خسروشاهى ر. ک. به: گلشن ابرار، ج 3، ص 477.

[2]. علماء معاصرین، ملاّ على واعظ خیابانى، ص 251.

[3]- عرشیان خاک نشین، ص 205ـ208.

[4]. همان.

[5]. ر. ک: گلشن ابرار، ج 2، ص 726.

[6]. گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 241ـ242, تربت پاکان قم، عبدالحسین جواهرکلام، ج 2، ص 1297ـ1300.

[7]. علماى معاصر آذربایجان، این کتاب توسط نگارنده در مرحله تدوین است.

[8]. ر. ک. به: ستارگان حرم، ج اوّل، ص 183.

[9]. ر. ک. به: گلشن ابرار، ج 3، ص 477.

[10]- عرشیان خاک نشین، ص 171ـ172, نامداران تاریخ، عمران علیزاده ج 2، ص 293ـ294.

[11]. علماى معاصر آذربایجان.

[12]. همان.

[13]. همان.

[14]. همان.

[15]. همان.

[16]. ستارگان حرم، ج 18، ص 176.

[17]. همان، ص 196.

[18]. علماى معاصر آذربایجان.

[19]. همان.

[20]. ر. ک: گلشن ابرار، ج 7، ص 327.

[21]. سیّد جعفر پیشهورى به کمک شوروى در 21 آذرماه 1324ش وارد تبریز گردید و حزب دمکرات آذربایجان را تأسیس نمود. وى حدود یک سال به کل آذربایجان حکومت نمود. در این زمان برخى از علماء به مقابله با آنها پرداختند و برخى به مسافرت رفتند و برخى دیگر سکوت اختیار نمودند. پیشهورى در سالگرد حکومت خود به شوروى فرار نمود و در آنجا کشته شد.

[22]. مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، ش 3 و 4، س اوّل، ص 280ـ281.

[23]. علماء معاصر، ص 252.

[24]. الذریعه، ج 23، ص 213.

[25]. الذریعه، ج 24، ص 50.

[26]. همان، ج 2، ص 482.

[27]. همان، ج 13، ص 370.

[28]. همان، ج 10، ص 34.

[29]. همان، ج 20، ص 205.

[30]. همان، ج 17، ص 171.

[31]. آثارالحجة، ج 2، ص 232.

[32]ـ جزوه منتشر شده به مناسبت وفات معظم ,,,,له.

[33]. عرشیان خاک نشین، ص 170ـ171.

[34]. براى اطلاع از شرح او به گلشن ابرار، ج 3، ص 477ـ484 مراجعه شود.

[35]. علماى معاصر آذربایجان.
فرهیختگان تمدن شیعه

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱ | ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود