سرخی رنگ مغرب از خون دل توست

 دریای پر امواج مجنون در دل توست
...

....
عشق عباس است وعالم مشک او
چشمه یعنی آبروی اشک او
گر زمژگان درنمی غلطید اشک
بی گمان از اشک پر میگشت مشک
عاشق آن باشد که اشکی آورد
ازلب احساس مشکی آورد
وه چه تیری در پر عشق اوفتاد
دست عشق از پیکر عشق اوفتاد
ای فلک دست فتوت را ببین
روزگار بی مروت راببین
عرش بر روی زمین افتاده است
حیدر ثانی ز زین افتاده است
 
آه پشت عشق پشت زین شکست
زین مصیبت پشت شاه دین شکست
 
مثل بغضی در گلو آمد حسین
یاخی عباس گوآمد حسین
 
آمدم سویت اخی جان آمدم
دستهایت را به قربان آمدم
 
آه آه ای نیزه پایت بشکند
آی خنجر دستهایت بشکند...     ( شعر احمد عزیزی -ملکوت تکلم -آواز علقمه )
                                          شاعر آیینی که در بستربیماریست برای سلامتیش یک حمد قرائت فرمایید
 
 
 
برای پیامبر علی علیه السلام جان فشانی کرد
برای علی علیه السلام مالک اشتر جان داد
برای امام حسن امام حسین داغداری کرد
برای حسین علیه السلام عباس وفاداری کرد
قربان مظلومیت امام غریب وپرده نشین
کدام صاحبدلی چشمان پرخون عزیز زهرا را پاک میکند
کدام علمداری برای غربت او سینه سپر میکند
کدام دلسوخته ای صدای ناله های عزیز زهرا را میشنود
کدام علی اکبری مقابل امام خویش رقص خون میکند
کدام حبیب ابن مظاهری به یاری می شتابد
عباس امام زمان کیست
ساقی بی دست حضرت مهدی عج کیست
 
 
اگر امام غریب است پس فرق میان ما وکوفیان چیست
اگر امام تنهاست پس فرق میان ما و فراریان شب عاشورا چیست
قربان دل پاره پاره ات یابن الحسن
قربان چشمهاییکه بجای اشک خون گریه میکند
 
 
 
 
  دولتی آخر به یاری میرسد
روزی اینجا شهسواری میرسد
میرسد روزی که عین گل شویم
کاغذ خون دل بلبل شویم
      
یک شب آخر پرده ها خواهد فتاد
چشم شه بربرده ها خواهد فتاد...
 
 

 


تاريخ : دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ | ٧:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود