نقدی برخاتمی از زبان کیهان
نوشته شده به دست رامین خورنـــــــژاد(حسینی)
نظرات >

نقدی برخاتمی از زبان کیهان

خاتمی در حالی که ۵ روز درباره انتخابات ریاست جمهوری سکوت کرده بود،

دیروز در دیدار عده‌ای از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران گفت:

آقای روحانی شخصیت شناخته شده،‌ توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و دارای مواضع روشن است که ما هم همین را می‌خواهیم. اگر یکی از کسانی که اصلاح امور را می‌خواست اما اصولگرا بود و می‌دانستیم اهداف ما را پیگیری می‌کند؛ از او هم حمایت می‌کردیم. زیرا ما گفتمان‌مان را می‌خواهیم، ما می‌خواهیم مملکتمان نجات یابد، ما می‌خواهیم کشورمان در دنیا جایگاه خود را پیدا کند و جایگاه مردم ما در جهان ارتقاء یابد.

 

او با جا زدن دعاوی افراطی و ساختارشکنانه مدعیان اصلاح‌طلبی در دل گفتمان اعتدال گفت:

در دل این گفتمان (اصلاح‌طلبی)، اعتدال و بهره‌گیری از همه نیروها در کشور نهفته است. گفتمان اصلاحات گفتمانی است که می‌کوشید سیاست را اخلاقی کند و نه اینکه دین و اخلاق را سیاسی کند و سیاست را نظرگاه تنگ گروه‌های خاصی بداند. این گفتمان از نظر اصلاحات درست نیست و براساس نظر اصلاحات سیاست باید در خدمت اخلاق و دین باشد.

 

خاتمی همچنین گفته است:

در این انتخابات معلوم شد که مردم چه می‌خواهند و راه نجات مملکت کدام راه است. این کار با آرام‌ترین راه انجام شد؛ ما آرام‌ترین انتخابات را داشتیم؛ در عین نگرانی‌ها و دلهره‌ها مردم نشان دادند که رشید هستند و راه خودشان را می‌خواهند و نشان دادند نظام را می‌خواهند، نه تغییر نظام را، ولی از اوضاع راضی نیستند.

 

او در واکنش به اظهارات صریح حسن روحانی که در کنفرانس مطبوعاتی تصریح کرد رئیس جمهور همه ملت ایران است و نه گروه‌ها و اشخاص خاص، گفت:

حرف ایشان درست است... خدا را سپاسگزاریم که اصلاح‌طلبی رشد و اخلاق خود را نشان داد و با تمام وجود در صحنه تأثیرگذار بود، از هیچ کس هم سهم‌خواهی نداریم.

 

خاتمی در ادامه گفته است:

یک رویه‌هایی در کشور ایجاد شده که با کمال تأسف به عنوان گفتمان انقلاب مطرح شده است و گویی بقیه ضدانقلاب هستند. نه! اتفاقاً ما از انقلاب دفاع می‌کنیم. اینکه رهبر گرامی در روز انتخابات می‌گویند کسانی که مخالف نظام هستند هم بیایند رأی دهند، من این را سیاست کلی می‌دانم؛ نه آنکه برخی می‌گویند هر مخالفی باید نابود شود و تمام افراد با سابقه با تهمت جاسوسی کوبیده شوند.

اگر ما یک روز گفتیم زنده باد مخالف من، می‌بینیم که رویکرد نظام همین است. یعنی آقای مخالف! خانم مخالف! تو بیا رأی بده، تو هم شهروند این کشور هستی و حق داری؛ تو هم باید مورد احترام باشی؛ تو هم باید در سرنوشت شرکت کنی! این رویکرد بسیار جالبی است.

وقتی گفته می‌شود رأی مردم حق‌الناس است و این از حق الله با اهمیت‌تر است، آدم یاد جمله امام می‌افتد که گفت «میزان، رأی ملت است».

 

اکنون با عنایت به همین اظهارات جا دارد بپرسیم که آیا ایجاد بلوا و آشوب به خاطر ناکامی در انتخابات سال ۸۸ آن هم با فاصله ۱۱ میلیون رأی، «برای ارتقای جایگاه ایران در جهان بود یا جفا در حق حماسه ملی ۴۰ میلیون نفری؟

آقای خاتمی شما نبودید که به طور متعدد در جلسات محفلی تصریح کردید قطعاً در انتخابات (۸۸) تقلب نشده اما علناً پای آشوب‌طلبی محافل ضدانقلاب ایستادید و حتی در همین انتخابات اخیر- یک ماه پیش- از سر نفاق مدعی شدید «حق نداریم بیش از آنچه می‌خواهند رأی بیاوریم»؟!

آیا آن قانون‌شکنی و آشوب‌طلبی که دشمنان یک ملت بزرگ را گستاخ و امیدوار کرد، کمترین بویی از دینداری، اخلاق و اعتدال با خود داشت که امروز از این کلمات والا هزینه می‌کنید؟

آیا نام نیرنگ، خودکامگی و همراهی با هتاکان به جمهوری اسلامی،‌ ولایت فقیه و ساحت امام حسین علیه‌السلام را می‌توان اصلاح‌طلبی و اعتدال و اخلاق‌گرایی گذاشت؟

 

مردم فقط امروز نبود که آرامش می‌خواستند، ۴ سال پیش هم حق داشتند فارغ از اینکه به کدام نامزد رأی داده و در سرمایه‌گذاری ۴۰ میلیونی شرکت کرده‌اند، امنیت و آرامش داشته باشند و شما به اعتبار بازی در سناریوی از پیش طراحی شده سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس،‌این حق بزرگ را از مردم دریغ کردید.

چرا صریح توضیح نمی‌دهید

که بر مبنای کدام سنخیت، با معرکه‌گیری گروهک تروریستی منافقین و ریگی و گروهک‌های ورشکسته سلطنت‌طلب و بهائیت در فتنه سبز همداستان شدید؟

و از نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی این تاییدیه‌ها را گرفتید که «جنبش سبز سرمایه بزرگ اسرائیل است» و «جنبش سبز به نیابت از ما با جمهوری اسلامی می‌جنگد».

راستی آن روز که روی جمهوری اسلامی خط کشیدند و به نفع آمریکا و اسرائیل شعار دادند کجا بودید که شعار اعتدال و انقلاب و اخلاق سر دهید یا دم از «میزان، رای ملت است» بزنید؟!

هنوز هم حق‌الناس ۴۰ میلیون نفر به گردن شما سنگینی می‌کند و این جنایت و جرم بزرگ با تظاهر به حمایت از رئیس جمهور جدید که علنا علیه فتنه‌گران موضع گرفته، از گردن شما ساقط نمی‌شود. 

به عنوان مثال آقای حسن روحانی درباره فتنه‌انگیزی روز ۲۵ بهمن تاکید می‌کند:

در روز ۲۵ بهمن عده معدودی به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان‌ها آمدند که اتفاقا در شعارهای آنها حمایتی از مردم مصر و تونس به چشم نمی‌خورد و متاسفانه با شعارهای ضد انقلابی، موجبات خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا، رژیم صهیونیستی و ضد انقلاب را فراهم آوردند و موجب ناراحتی قاطبه مردم شریف ایران شدند. در واقع این حرکت ضد اسلامی و ضد ملی، از یک سو می‌خواست فریاد قاطعانه ملت ایران در روز ۲۲ بهمن را تحت‌الشعاع قرار دهد و از سوی دیگر وسیله‌ای برای انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شکست اخیر آنان گردد.

در حالی که مردم در روز ۲۲ بهمن به شکلی کاملا باشکوه حمایت خود را از حرکت‌های آزادیخواهانه در منطقه اعلام کرده بودند، اقدامات نابخردانه و فتنه‌گرانه صورت گرفته در روز ۲۵ بهمن تنها به نفع استکبار و ضد انقلاب بود.

به دنبال این موضوع متاسفانه ما شاهد بودیم که رسانه‌های خبری در سطح جهانی به جای توجه دادن به رویدادهای مهم منطقه که بیش از همه برای آمریکا و اسرائیل نگران کننده بود، توجه مردم جهان را به سمت رویداد کوچکی جلب کردند که بیش از همه موجبات خشنودی آمریکا و اسرائیل را فراهم کرده بود.

حرکت ۲۵ بهمن گروهی فریب‌خورده کاملا محکوم است و قوه قضائیه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضد انقلابی اقدام نماید


تاریخ : جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢
ساعت : ٩:٤٠ ‎ب.ظ
واکنش حزب الله به انتخاب آقای روحانی
نوشته شده به دست رامین خورنـــــــژاد(حسینی)
نظرات >

   واکنش حزب الله به انتخاب آقای روحانی

        از قلم حسین شریعتمداری

پیروزی آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات پرشور و حماسی اخیر، بلافاصله بعد از اعلام نتیجه انتخابات با تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوان و متفاوتی در داخل و خارج کشور روبرو شد. بیشترین حجم این تفسیرها به دو موضوع؛ «احتمال تغییرات جدی در سیاست‌های کلان نظام» و «نقش و تاثیر این انتخاب بر آرایش سیاسی احزاب و جریانات داخلی» اختصاص داشت که هنوز هم ادامه دارد. یادداشت پیش روی اشاره‌ای گذرا به نکات یاد شده دارد.
1- آقای روحانی که در انتخابات حماسی 24 خرداد با کسب اکثریت آرای مردم به ریاست جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده‌اند، اگرچه اعلام کرده‌اند در اداره امور اجرایی کشور سلیقه‌ای متفاوت با اصولگرایان و سایر نامزدها دارند ولی این سلیقه سیاسی متفاوت در چارچوب سلیقه‌های درون نظام تعریف شده و احراز صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان را در پی داشته است بنابراین، تنها رخداد تازه‌ای که این روزها، با انتخاب آقای روحانی اتفاق افتاده- و اتفاق مهمی نیز هست- جابه‌جایی مسئولیت امور اجرایی کشور از یک سلیقه سیاسی به سلیقه سیاسی دیگری در چارچوب و بستر تعریف شده نظام است. رخدادی که در عمر سی‌و چند ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بارها اتفاق افتاده است. این جابه‌جایی نشان می‌دهد که اولا؛ نگاه مردم برای حل مشکلات و از جمله مشکلات اقتصادی به درون نظام است و به قول حضرت آقا؛ «نظر دشمنان برای ملت ایران اهمیتی ندارد» و ثانیا؛ برخلاف آنچه دشمنان بیرونی ادعا می‌کنند، «حلقه‌مدیریت» در نظام اسلامی بسته نیست و مسئولیت‌ها می‌تواند با انتخاب مردم در میان سلیقه‌های مختلف درون نظام جابه‌جا شود.
2- تعیین سیاست‌های کلی و کلان نظام مطابق اصل 110 قانون اساسی از اختیارات رهبری است. بنابراین برخلاف هیاهوی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها، با انتخاب آقای دکتر روحانی، سیاست‌های کلان نظام تغییری نکرده و نخواهد کرد. آقای روحانی سال‌های متمادی دبیر شورای عالی امنیت ملی و یکی از نمایندگان رهبر معظم انقلاب در این شورا بوده- و هنوز هم هستند- و می‌دانند که علاوه بر اختیار قانونی رهبری در تعیین سیاست‌های کلی نظام- ولایت مطلقه فقیه- بسیاری از سیاست‌های کلان با ارجاع رهبر انقلاب، در این شورا مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نهایتاً در صورت تأیید ایشان به اجرا درمی‌آید. اعضای این شورا مطابق اصل 176 قانون اساسی عبارتند از؛ رؤسای سه قوه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام‌رهبری، وزرای امور خارجه، کشور و اطلاعات و برحسب موضوع، وزیر مربوطه و عالی‌ترین مقام‌های ارتش و سپاه. با توجه به نکته یاد شده، با حضور آقای دکتر روحانی در رأس قوه اجرایی کشور، هم نگرانی بعضی‌ها و هم انتظار برخی دیگر درباره تغییر سیاست‌های کلان نظام بی‌اساس و نشدنی است و البته ایشان نیز تاکنون چنین ادعایی را مطرح نکرده‌اند.
3- همزمان با انتخاب آقای روحانی، سه جریان جبهه اصلاحات، اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی و اصحاب فتنه تلاش گسترده و از قبل پیش‌بینی شده‌ای را برای مصادره آرای ایشان به نفع خود آغاز کردند. این تلاش با استناد به حمایت آقایان هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی از آقای روحانی صورت گرفته و ادامه دارد. جریانات یاد شده در تبلیغات و اظهارنظرهای خود به طور زیرکانه‌ای موقعیت آقای دکتر روحانی را تضعیف کرده و ادعا می‌کنند چنانچه هاشمی و خاتمی از وی حمایت نکرده بودند نمی‌توانست اکثریت آراء مردم را به دست آورد! این عملیات روانی گسترده و پرحجم برای مصادره آرای آقای دکتر روحانی در حالی است که؛
الف: مدعیان اصلاحات در همان اوایل کار متوجه شدند نامزد اختصاصی آنها، آقای عارف کمترین شانسی برای پیروزی ندارد و تمامی نظرسنجی‌ها از پایین‌ترین رده مقبولیت ایشان در میان 8 نامزد ریاست جمهوری یازدهم حکایت می‌کند. اصرار آقای عارف که نامزد اصلاح‌طلبان است آراء ایشان را کمتر و کمتر می‌کرد و نهایتا تصمیم به حذف ایشان گرفته شد و با وجود مخالفت‌ها و مقاومت‌های فراوان آقای عارف، او را وادار به انصراف کردند و این در حالی بود که حلقه‌های دوم و سوم جبهه اصلاحات- که معمولاً در جریان تصمیم‌های اصلی نیستند- به شدت اعتراض می‌کردند که چرا نامزد اصلاح‌طلبان را حذف می‌کنید و از روحانی که هیچ قرابتی با اصلاحات ندارد حمایت می‌شود؟!
ب: درباره حمایت گروه‌ها و جریانات اپوزیسیون از کاندیداتوری آقای دکتر روحانی، قبل از همه باید از هوشمندی ایشان قدردانی کرد که برخلاف خاتمی و موسوی و کروبی، نه فقط روی خوشی به این جرثومه‌های فساد و تباهی نشان نداد بلکه با اظهارات خود در مناظره‌های تلویزیونی و تأکید بر آموزه‌های نظام و انقلاب- ولو با سلیقه و بیانی متفاوت- راه سوءاستفاده آنها را در مقیاس قابل توجهی سد کرد.
4- اگرچه مدعیان اصلاحات با سر و صدا و هیاهو و تیترهای اول روزنامه‌ها و نشریات تحت مدیریت خود اصرار داشته و دارند که انتخاب آقای دکتر روحانی را پیروزی اصلاح‌طلبان قلمداد کنند و ایشان را وامدار و مدیون خود بدانند! ولی با توجه به نکته یاد شده؛
الف: آقای روحانی نه فقط مدیون آنها نیست، بلکه مدعیان اصلاحات به ایشان بدهکار هستند، چرا که آنان در پوشش حمایت از نامزدی آقای روحانی فرصت حضور و خودنمایی در عرصه سیاسی کشور را یافته بودند.
ب: اصحاب فتنه و برخی از مدعیان اصلاحات- تاکید می‌شود که برخی و نه همه آنها- بعد از وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که با ادعای تقلب در انتخابات کلید خورده بود، در پی آن بودند که از یکسو پشیمانی خود از جنایاتی که مرتکب شده بودند را نشان بدهند و از سوی دیگر برای این شرمندگی و رسوایی پوششی دست و پا کنند. اعلام حمایت آنان از نامزدی آقای روحانی اگرچه نمی‌تواند مانع مجازات آنها باشد ولی پوشش مورد اشاره را در اختیارشان گذارده است. از این روی با جرأت می‌توان گفت که نه فقط آقای روحانی وامدار مدعیان اصلاحات نیست، بلکه آنها به آقای دکتر روحانی بدهکار هستند، اگرچه پُز طلبکارانه گرفته‌اند.
5- به اعتقاد نگارنده که با شواهد قابل ارائه فراوانی نیز همراه است، آرای آقای دکتر روحانی قبل از آن که خاستگاه گروهی و حزبی داشته باشد، خاستگاه مردمی داشته است و عوامل زیر را می‌توان در کسب آرای ایشان موثر دانست.
الف: روحانی بودن که در میان مردم از اعتبار و اعتماد ویژه برخوردار است. این ویژگی از قضا در میان حلقه‌های اول و دوم جبهه اصلاحات منفی تلقی می‌شود! یکی از همین طیف طی مصاحبه‌ای درباره آقای خاتمی- مصاحبه وی موجود است- گفته بود «گروه خونی ایشان به علت آن که روحانی است، با اصلاحات سازگار نیست!»
ب: تعدد نامزدهای اصولگرا که نهایتا هیچکدام از آنها حاضر نشدند به نفع یکی از میان خود انصراف بدهند. ممکن است گفته شود مجموعه آراء آنها نیز کمتر از آراء آقای روحانی بود که در پاسخ باید گفت؛ مردم با مشاهده تعدد آنها و مخصوصا موضع‌گیری برخی از آنان علیه یکدیگر در مناظره‌های تلویزیونی، بیم آن داشتند که این تفاوت نظرها و کنار نرفتن به نفع دیگری رویه و روشی باشد که هنگام ریاست بر قوه مجریه نیز ادامه یابد و همانند آنچه در دولت دهم شاهد بودند برخی از تنش‌های آسیب‌رسان را در پی داشته باشد.
ج: شرایط ناهنجار اقتصادی کشور و مخصوصا گرانی‌های لگام‌گسیخته و افزایش جهشی قیمت‌ها، همراه با سیاه‌نمایی‌های گسترده علیه دولت کنونی و نادیده گرفتن خدمات برجسته و بعضا کم‌نظیر آن از یکسو و پرداختن دولت به مسائل حاشیه‌ای و بی‌توجهی غیرقابل توجیه به مشکلات معیشتی مردم از سوی دیگر نقش فراوانی در جلب آراء به سمت آقای روحانی داشت. از این روی جناب دکتر روحانی قبل از آن که از حمایت کارگزاران و مدعیان اصلاحات تشکر کنند بایستی خود را مدیون حلقه انحرافی نفوذی در دولت بدانند!
د: تاکید آقای روحانی بر پیروی از رهبر معظم انقلاب، دو دهه نمایندگی حضرت آقا در شورای عالی امنیت ملی و... از جمله عوامل دیگری است که در همپوشانی با سایر عوامل یاد شده در کسب اکثریت آرای مردم نقش داشته است.
6- این روزها مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه در هماهنگی با رسانه‌ها و مراکز بیرونی، اصرار دارند انتخاب آقای روحانی را با مشخصاتی که خود برای ایشان ترسیم نموده‌اند، نشانه تضعیف اصولگرایی و تفکر بسیجی در این مرز و بوم قلمداد کرده و سرخوردگی آنان را دنبال کنند، و حال آن که اقتدار نظام و جایگاه برجسته کنونی آن در منطقه و جهان مدیون فداکاری بسیجیان و حزب‌الله پاکباخته است و این جریان الهی و انقلابی در همه عرصه‌های داخلی و خارجی کشور حرف اول را می‌زند... و شرح بیشتر در این باره را به زمان دیگری موکول می‌کنیم.
7- و بالاخره، اکنون آقای روحانی رئیس جمهور همه ملت هستند و به قول حکیمانه رهبر معظم انقلاب، باید رقابت‌ها تبدیل به رفاقت شود و همگان برای تحقق آنچه رئیس جمهور منتخب وعده داده است به کمک ایشان بشتابند.


تاریخ : چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢
ساعت : ٦:۱٢ ‎ب.ظ
  • ام جی | سیستان دانلود