تقدیر پرز از همراهی سران عرب در جنگ غزه
 
رئیس سابق رژیم صهیونیستی گفت:
 
 «جنگ غزه اولین جنگی است که در آن تل آویو
 
 حمایت اکثریت اعراب را به دست آورده است.»
 
 

«ما این دردها را کجا ببریم؟ این مصیبتها را پیش کى طرح کنیم؟ این سکوتهاى مرگبار را، این سکوتهایى که تأیید مى‏کند جنایتکاران را، این سکوتهایى که تشویق مى‏کند ستمکاران را، باید به کى عرضه کنیم، و از کى بخواهیم که عنایت کند و این سکوتها را بشکند؟

جمعیتتان کم است؟ ثروتتان کم است؟ نفتتان ناچیز است؟ زمینهایتان کم است؟ مراکز مهمى که در [مراکز] سوق الجیشى بسیار معتبر است، شما دستتان نیست؟ همه امکانات هست، لکن یک چیز نیست و آن ایمان است. ایمان نیست ..» (صحیفه امام ، ج‏16 ،   ص326 )  



تاريخ : شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
پستچی را هم آوردند مسجد، روز سومش بود. پستچی نامه را داد به پدرش. خودش زودتر از نامه رسیده بود. پدرش نامه را بوسید. باز کرد و همان جا خواند برای همه؛ ... و شما را به نماز اول وقت اهمیت دادن به مسائل شرعی و حفظ ارزش های انقلاب و پیروی از امام و خدمت به انقلاب توصیه و سفارش می کنم ... خداحافظ؛ حمید آزاد. هیچ کس توی مسجد نبود که گریه نکند.


تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳ | ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

درد دلهای خاموش امام خمینی ره

"خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز،

و ما را هم از وصول به آن محروم مکن.

خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند

و نیازمند به مشعل شهادت؛

 تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش

. خوشا به حال شما ملت!

خوشا به حال شما زنان و مردان!

خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏هاى معظم شهدا!

و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام

و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‏ام،

 و در برابر عظمت و فداکارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏کنم.

بقیه در ادامه مطلب

خیلی قابل تامله

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢ | ٩:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

گاهی وقتها میگویم ای کاش ما نیز با امام میمردیم

کاش ما با شهدا می رفتیم

ای کاش این روزهای تلخ را نمیدیدیم

 یاد زمان بچگی بخیر

هیچ نمیفهمیدیم

بی هیچ دغدغه ای...

امروز مسئولین فرهنگی کشور داد می زنند

 امروز جبهه فرهنگی هزینه ای برای جنگ ندارد

 هر جا کم می آورند از اعتبارات فرهنگی می زنند

اما آن جا کنسرتها با پول های آنچنانی  با آهنگهای بنیامین و رقص ...

مظلوم ترین مسئولین در این کشور مسئولین نهادهای فرهنگی هستند

راستی چرا؟؟

نکند امروز نیز بنی صدرها اجازه تجهیز نمیدهند

یاد فیلم آزانس شیشه ای افتادم

یاد سرفه های سعید در از کرخه تا راین

یاد آخرین شب حماسه مجنون

گاهی وقتها میگویم ای کاش ما نیز با امام میمردیم

آقا جان خدا صبــــرت دهــــد



تاريخ : شنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٢ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

مقام معظم رهبری در جمع با شکوه شرکت‌کنندگان در مراسم سالروز ارتحال امام خمینی (ره) اظهار کردند: این روز بهانه‌ای شد تا بار دیگر گرد هم جمع شویم و برای تجدید عهد و بیعت با امام (ره) بزرگوار، سیره و درس‌های امام را که درس‌های انقلاب است برای روشن کردن راه آینده و تصحیح مسیرمان بازخوانی کنیم.

 اگر عزت نفس در درون لایه‌های عمیق وجود انسان و جامعه نفوذ کرد، آن وقت شیاطین، هواهای نفسانی، شهوت و غضب در انسان اثر نمی‌گذارد.

 

وقتی در ادبیات انقلابی امام خمینی (ره) نگاه می‌کنیم، تکیه اصلی بر احیای روح عزت و استحکام ساخت درونی ملت است که این یک کار مقطعی نیست بلکه کار مستمر است که ملت باید با عوامل رکود و ایستایی مقابله کند. عواملی وجود دارد که انسان پیشرو را متوقف می‌کند که برخی در درون خود انسان و برخی براساس تهدیدات دشمن است و اگر بخواهیم دچار رکود ذلت و عقب‌گرد نشویم باید حرکت متوقف نشود که در اینجا با مفهومی به نام پیشرفت روبرو می‌شویم و باید دائما پیشرفت کنیم.

بقیه فرمایشات در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱ | ٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

بخش هایی از وصیتنامه امام ره و دکترین سیاسی  ایشان

 

" ... قبل‌ از آشنایی‌ به‌ مسائل‌، به‌ اشکالتراشی‌ و انتقاد کوبنده‌ و
فحاشی‌ برنخیزید؛ و به‌ حال‌ این‌ اسلام‌
غریب‌ که‌ پس‌ از صدها سال‌ ستمگری‌ قلدرها و جهل‌ توده‌ها امروز طفلی‌ تازه‌پا و
ولیده‌ای‌ است‌ محفوف‌ به‌ دشمنهای‌ خارج‌ و داخل‌، رحم‌ کنید. و شما
اشکالتراشان‌ به‌ فکر بنشینید که‌ آیا بهتر نیست‌ به‌ جای‌ سرکوبی‌
به‌
اصلاح‌ و کمک‌ بکوشید؛ و به‌
جای‌ طرفداری‌ از منافقان‌
و ستمگران‌ و سرمایه‌داران‌
و محتکران‌ بی‌انصاف‌ از خدا
بیخبر،
طرفدار مظلومان‌ و ستمدیدگان‌ و محرومان‌
باشید؛ و

به‌ جای‌ گروههای‌ آشوبگر و تروریستهای‌ مفسد و طرفداری‌ غیرمستقیم‌ از آنان‌، توجهی‌ به‌ ترور
شدگان‌ از روحانیون‌ مظلوم‌ تا خدمتگزاران‌ متعهد مظلوم‌ داشته‌ باشید؟

اینجانب‌ هیچ‌ گاه‌ نگفته‌ و
نمی‌گویم‌ که‌ امروز در این‌ جمهوری‌ به‌ اسلام‌ بزرگ‌ با همة‌ ابعادش‌ عمل‌
می‌شود و اشخاصی‌ از روی‌ جهالت‌ و عقده‌ و بی‌انضباطی‌ برخلاف‌ مقررات‌ اسلام‌ عمل‌
نمی‌کنند؛ لکن‌ عرض‌ می‌کنم‌ که‌ قوة‌ مقننه‌ و قضاییه‌ و اجراییه‌ با
زحمات‌ جانفرسا کوشش‌ در اسلامی‌ کردن‌ این‌ کشور می‌کنند و
ملتِ دهها میلیونی‌
نیز طرفدار و مددکار آنان‌ هستند؛
و اگر این‌ اقلیت‌

اشکالتراش‌ و کارشکن‌ به‌ کمک‌ بشتابند، تحقق‌ این‌
آمال‌ آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای‌ نخواسته‌ اینان‌ به‌
خود نیایند، چون‌ تودة‌ میلیونی‌ بیدار شده‌ و متوجه‌ مسائل‌ است‌ و در صحنه‌ حاضر
است‌، آمال‌ انسانی‌ ـ اسلامی‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ جامة‌ عمل‌ به‌ طور
چشمگیر خواهد پوشید و کجروان‌ و اشکالتراشان‌ در مقابل‌ این‌ سیل‌ خروشان‌ نخواهند
توانست‌ مقاومت‌ کنند.

... اینجانب‌ در اینجا یک‌ وصیت‌ به‌ اشخاصی‌ که‌ به‌ انگیزة‌
مختلف‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ مخالفت‌ می‌کنند و
به‌ جوانان‌، چه‌ دختران‌ و چه‌ پسرانی‌ که‌ مورد بهره‌برداری‌ منافقان‌ و
منحرفان‌ فرصت‌ طلب‌ و سودجو واقع‌ شده‌اند می‌نمایم‌، که‌ بیطرفانه‌ و با فکر آزاد به‌
قضاوت‌ بنشینید و تبلیغات‌ آنان‌ که‌ می‌خواهند جمهوری‌ اسلامی‌ ساقط‌ شود و
کیفیت‌ عمل‌ آنان‌ و رفتارشان‌ با توده‌های‌ محروم‌ و گروهها و دولتهایی‌ که‌ از
آنان‌ پشتیبانی‌ کرده‌ و می‌کنند و گروهها و اشخاصی‌ که‌ در داخل‌ به‌ آنان‌ پیوسته‌
و از آنان‌ پشتیبانی‌ می‌کنند و اخلاق‌ و رفتارشان‌ در بین‌ خود و هوادارانشان‌ و
تغییر موضعهایشان‌ در پیشامدهای‌ مختلف‌ را، با دقت‌ و
بدون‌
هوای‌ نفس‌ بررسی‌ کنید، و مطالعه‌ کنید
حالات‌ آنان‌ که‌ در این‌

جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ دست‌ منافقان‌ و
منحرفان‌ شهید شدند، و ارزیابی‌ کنید بین‌ آنان‌ و دشمنانشان‌؛ نوارهای‌ این‌
شهیدان‌ تا حدی‌ در دست‌ و نوارهای‌ مخالفان‌ شاید در دست‌ شماها باشد، ببینید
کدام‌ دسته‌ طرفدار محرومان‌ و مظلومان‌ جامعه‌ هستند...

... و یک‌ وصیت‌ به‌ ملت‌ شریف‌ ایران‌ و سایر ملتهای‌ مبتلا به‌ حکومتهای‌
فاسد و دربند قدرتهای‌ بزرگ‌
می‌کنم‌؛ اما به‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌
نعمتی‌
که‌ با جهاد عظیم‌ خودتان‌ و
خون‌ جوانان‌ برومندتان‌ به‌ دست‌ آوردید همچون‌ عزیزترین‌ امور قدرش‌ را
بدانید و از آن‌ حفاظت‌ و پاسداری‌ نمایید و در راه‌ آن‌، که‌ نعمتی‌ عظیم‌ الهی‌ و
امانت‌ بزرگ‌ خداوندی‌ است‌ کوشش‌ کنید و از مشکلاتی‌ که‌ در این‌ صراط‌ مستقیم‌ پیش‌
می‌آید نهراسید که‌ إن‌ تَنْصرواالله ینْصُرْکم‌ و
یثَبِّتْ اَقدامَکم‌
.
و در مشکلات‌ دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با جان‌ و دل‌
شریک‌ و
در رفع‌
آنها کوشا باشید، و دولت‌ و مجلس‌ را از خود بدانید، و چون‌ محبوبی‌
گرامی‌ از آن‌ نگهداری‌
کنید
. "



تاريخ : یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱ | ٢:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما


غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما


باز صدای سرود بوی گل وسوسن و یاسمن اید به همه جا پیچیده

باز تصویر زیبای امام خمینی کبیر در هنگام پیاده شدن از هواپیما

ستون فقرات استعمار را خرد میکند

باز سرودایران ایران رضا رویگری روحمان را به پرواز در می آورد 

نمی دانم دشمن چه خیال کرده چقدر سنگ در هاون کوبیدن

چقدر تلاش برای شکست یک ملت از جنگ نظامی گرفته تا محاصره اقتصادی

از جنگ روانی گرفته تا فتنه سبزاز بی بی سی گرفته تا الجزیره انگلیسی

اما هنوز انقلاب بیدار است

بیدار تر وپر قدرتر از هر سال

رمز این ماندگاری و استواری هم وصیتنامه شهداست

همان دکترین سیاسی فقهی امام خمینی ره که فرمود

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا این مملکت آسیبی نبیند

سالگرد پیروزی انقلاب مبارک



تاريخ : پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ | ۳:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

رهیافت تاریخی در اندیشه امام خمینی(ره)
میزان پرداختن امام به تاریخ معاصرو ابعاد مختلف آن به گونه‌ای است که می‌توان ادعا کرد بنیاد بینش سیاسی آن حضرت به طور گسترده بر همین اندیشه تاریخ‌پژوهی، استوار گردیده است.امام علاوه بر مطالعات وسیعی در تاریخ معاصر ایران، خود نیز در خانواده‌ای سیاسی به دنیا آمد و پدر بزرگوار ایشان در بدو تولد او به شهادت رسید.1 امام در پاسخ به سؤال یک خبرنگار ایتالیایی که در سال 57 از ایشان پرسید چه عواملی موجب یک رنسانس معاصر شیعی گردیده است؟ ضمن تکیه بر یکی از خصلت‌های ذاتی تشیع یعنی مقاومت که خود به سبب اشراف امام بر تاریخ تشیع می‌باشد، به برخی از این تحولات مهم تاریخ معاصر ایران اشاره کرده‌اند:
«یکی از خصلتهای ذاتی تشیع از آغاز تاکنون مقاومت و قیام در برابر دیکتاتوری و ظلم است که در تمامی تاریخ تشیع به چشم می‌خورد، هر چند که اوج این مبارزات در بعضی از مقطع‌های زمانی بوده است. در صد سال اخیر حوادثی اتفاق افتاده است که هر کدام در جنبش امروز ملت ایران تأثیر داشته است. انقلاب مشروطیت، جنبش تنباکو و ... قابل اهمیت فراوان است. تأسیس حوزه علمی دینی در بیش از نیم قرن اخیر در شهر قم و تأثیر این حوزه در داخل و خارج کشور ایران و نیز تلاش روشنفکران مذهبی در داخل مراکز دانشگاهی و قیام سال 42 ـ 41 ملت ایران به رهبری علمای اسلامی که تا امروز ادامه دارد، همه عواملی هستند که اسلام شیعی را در سطح جهانی مطرح می‌کند.» 2
علاه بر نگاه کلی، هر یک از این تحولات نیز جداگانه مورد توجه امام بوده‌‌اند:

1ـ نهضت تنباکو
نهضت تنباکو یکی از این تحولات است که امام مکرر به آن پرداخته‌اند:
«قریب صد سال پیش دیدند که یک پیرمردی در یکی از دهات عراق وقتی که ایران در معرض فشار بود، یک سطر نوشت و همه قوای خارج و داخل نتوانستند در مقابل این یک سطر مقاومت کنند. آن مرحوم میرزای بزرگ رحمت‌الله‌علیه در سامره تنباکو را تحریم کرد برای اینکه ایران را تقریباً در اسارت گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباکو، و ایشان یک سطر نوشت که تنباکو حرام است حتی بستگان خود آن جائر (ناصرالدین شاه) هم و حرمسرای آن جائر هم ترتیب اثر دادند به آن فتوی و قلیانها را شکستند و در بعضی جاها تنباکوهایی که قیمت زیاد داشت در میدان آوردند و آتش زدند و شکست دادند آن قرارداد را و لغو شد قرارداد.» 3
در جای دیگری امام از جهت فقهی نیز به این حکم میرزای شیرازی می‌نگرند:
«حکم مرحوم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو چون حکم حکومتی بود برای فقیه دیگر هم واجب‌الاتباع بود و همه علمای بزرگ ایران جز چند نفر از این حکم متابعت کردند. حکم قضاوتی نبود که بین چند نفر سر موضوعی اختلاف شده باشد و ایشان روی تشخیص خود قضاوت کرده باشند. روی مصالح مسلمین و به عنوان ثانوی این حکم حکومتی را صادر فرمودند و تا عنوان وجود داشت این حکم نیز بود و با رفتن عنوان حکم هم برداشته شد.» 4

2ـ نهضت مشروطیت
با مطالعه و بررسی نوشته‌ها و اثار امام خمینی (ره) در می‌یابیم که انقلاب مشروطیت ایران نیز سخت ایشان را به خود مشغول داشته است. بی‌تردید کسی که رهبری انقلابی بزرگ را دردست داشت ضروری می‌نمود تا حادثه‌ای چون انقلاب مشروطیت را به خوبی بازشناسد. زوایای مختلف انقلاب مشروطه آنچنان به روی امام گشوده است که آدمی تصور می‌کند آن حضرت خود در آن نهضت حضوری گسترده داشته است. اما با توجه به آنکه آن انقلاب در سنین کودکی امام اتفاق افتاده است، در می‌یابیم که حضرتش با مطالعه عمیق و نگرشی دقیق به درک صحیحی از واقعه مذکور دست یازیده است. از نکات قابل توجه امام، نقش علما در نهضت مشروطیت است:
«در جنبش مشروطیت همین علما در رأس بودند، اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و به پیش رفت. آنقدر که آنها می‌خواستند که مشروطه تحقق پیدا کند و قانون اساسی در کار باشد.» 5
امام انحراف مشروطیت را هم به سبب توطئه بیگانگان و استبداد و هم کوتاهی مردم و علما می‌دانند. در ادامه همان سخنان آمده است:
«لکن بعد از آنکه شد دنباله‌اش گرفته نشد. مردم بی‌طرف بودند، روحانیون هم رفتند هر کس سراغ کار خودش، از آن طرف عمال قدرتهای خارجی بخصوص در آن وقت انگلستان در کار بودند که اینها را از صحنه خارج کنند یا به ترور و یا به تبلیغات گویندگان و نویسندگان. آنها کوشش کردند به اینکه روحانیون را از دخالت در سیاست خارج کنند و سیاست را به دست آنهایی که به قول آنها می‌توانند، بدهند. یعنی فرنگ رفته‌ها و غربزده‌ها و شرق‌زده‌ها و کردند آن چه کردند. یعنی اسم مشروطه بود و واقعیت استبداد.»
امام به خطر تکرار تفرقه‌های مشروطه اشاره می‌کنند:
«باید ملت ایران بیدار باشد. نگذارید خون شهدای ما هدر برود، نگذارید خون جوانان ما پایمال شود، پایمال اغراض شخصیه. اغراض شخصیه را به دور بریزید. دستهای خیانتکار گروههای مختلف درست نکند،‌گروههای مختلف اسباب تفرقه می‌شود، رشد سیاسی نیست، درصدر مشروطیت هم با ایجاد گروههای مختلف نگذاشتند که مشروطه به ثمر خودش برسد. او را بر خلاف مسیر خودش راندند.» 6
نگاه امام به مشروطه آکنده از عبرت‌آموزی است و از باب سرمشق گرفتن از تاریخ می‌باشد:
«ببینید چه جمعیتهایی هستند که روحانیون را می‌خواهند کنار بگذارند. همان طوری که در صدر مشروطه با روحانی این کار را کردند و اینها را زدند و کشتند و ترور کردند، همان نقشه است. آن وقت ترور کردند سید‌عبدالله بهبهانی را،‌کشتند مرحوم نوری را و مسیر ملت را از آن راهی که بود برگرداندند به یک مسیر دیگر و همان نقشه الآن هست.» 7
امام هر چند خود روحانی است و مردم را به همراهی با روحانیون توصیه می‌کند، با این وجود ابایی از معرفی چهره‌های فاسد روحانی ندارد و آنان را به مردم می‌نمایاند:
«شما می‌دانید که مرحوم شیخ‌فضل‌الله نوری را کی محاکمه کرد. یک معمم زنجانی، یک ملای زنجانی محاکمه کرد و حکم قتل او را صادر کرد. وقتی معمم و ملا مهذب نباشد فسادش از همه کس بیشتر است.» 8
«شما تاریخ انقلاب مشروطه را بخوانید و ببینید در انقلاب مشروطه چه بساطی بوده است.» «اگر روحانیون، ملت، خطبا، علما، نویسندگان و روشنفکران متعهد سستی بکنند و از قضایای صدر مشروطیت عبرت نگیرند به سر این انقلاب آن خواهد آمد که بر سر انقلاب مشروطه آمد.» 9
از تأمل و تدبیر در سخنان امام در می‌یابیم که آن حضرت به سرنوشت انقلاب اسلامی ایران ـ با توجه به سرنوشت تاریخ اسلام پس از پیامبر و افتادن حکومت بدست امویان و همچنین سرنوشت انقلاب مشروطیت ایرانی و انحرافی که در آن پدید آمد بسیار می‌اندیشید و نگران بود و همگان را به عبرت‌گیری از تاریخ اسلام و همچنین انقلاب مشروطه دعوت می‌کرد.

3ـ کودتای انگلیسی رضاخان
کودتای 1299 ش. و روی کار آمدن رضاخان و انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی و آنچه در عصر رضاشاه گذشت، نیز تجلی گسترده‌ای در آثار امام دارد. تقارن زندگی نوجوانی و جوانی امام با این عصر نیز در توجه بیشتر ایشان مؤثر می‌باشد:
«شما می‌دانید که در ظرف پنجاه و چند سال در ایران چه گذشت. البته همه شما شاهد حوادث ایران نبودید. چون اکثراً جوان هستید لیکن من از زمان کودتای رضاخان تا به امروز شاهد تمام مسایل بوده‌ام.» 10
«رضاخان آمد در اول کار با چاپلوسی، اظهار دیانت، سینه‌زدن، روضه‌خوانی بپا کردن و از این تکیه به آن تکیه در ماه محرم رفتن، مردم را اغفال کرد. پس از آنکه حکومتش مستقر شد، شروع به مخالفت با اسلام و روحانیون کرد بطوری که برگزاری مجالس روضه امکان نداشت.»
امام درباره نقش انگلستان در روی کار آوردن و بیرون بردن وی می‌گویند:
«از اول که رضاشاه آمد اینجا، این را انگلیسی‌ها آوردند.‌آن وقت امریکاییها خیلی مطرح نبودند. انگلیسی‌ها آوردند. در رادیو دهلی که آن وقت تحت تسلط انگلیسی‌ها بود گفتند که رضاخان را ما آوردیم در ایران و بعد به ما خیانت کرد بردیم آن را.» 11

4ـ جریان ملی شدن نفت
نهضت ملی شن صنعت نفت نیز از حوادث قابل توجه تاریخ معاصر کشور ماست که مورد توجه امام قرار گرفته است. امام در نگرش تاریخی خویش به این تحول، نقش شخصیت‌هایی چون آیت‌ا لله کاشانی و دکتر مصدق را مورد ارزیابی قرار داده است:
«قدرت دست دکتر مصدق آمد لکن اشتباهات هم داشت. او برای مملکت می‌خواست خدمت بکند لکن اشتباه هم داشت. یکی از اشتباهات این بود که وقتی که قدرت دستش آمد این را (منظور شاه است) خفه‌اش نکرد که تمام کند قضیه را. این کاری برای او نداشت. آن وقت هیچ‌کاری برای او نداشت... آن وقت اینطور بود که این یک آدم قدرتمندی باشد مثل بعد که شد. آن وقت ضعیف بود و زیر چنگال او بود لکن غفلت شد. دیگر اینکه مجلس را ایشان منحل کرد و یکی یکی وکلا را وادار کرد که بروید استعفا بدهید. وقتی استعفا دادند یک طریق قانونی برای شاه پیدا شد و آنکه بعد از اینکه مجلس نیست، تعیین نخست‌وزیر با شاه است. شاه تعیین کرد نخست‌وزیر را. این اشتباهی بود که از دکتر واقع شد و دنبال او این مرد را دوباره برگرداندند به ایران، به قول بعضی‌ها محمد‌رضا رفت و رضاشاه آمد. بعضی گفته بودند این را به دکتر، که کار شما این شد که محمد‌رضا شاه رفت ـ محمد‌رضا آن وقت یک آدم بی‌ عرضه‌ای بود و تحت چنگال او بود ـ او رفت و رضاشاه ‌آمد یعنی یک نفر قلدر آمد.» 12
امام همچنین در مورد نزاع آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق می‌گویند:
«اولش هم وقتی که مرحوم آیت‌الله کاشانی دید که اینها دارند خلاف می‌کنند صحبت کرد. اینها کاری کردندکه یک سگی را نزدیک مجلس عینک بهش زدند،‌اسمش را آیت‌الله گذاشته بودند. این در آن زمان بودکه اینها فخر می‌کنند به وجود او. آن هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت‌الله توی خیابانها می‌گردانند. من به این آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود، سیلی را بر اسلام می‌زد.» 13
اقدامات آیت‌الله کاشانی نیز از نظر امام، بی‌ایراد نبوده است:
«در خلال نهضت (آیت‌الله کاشانی) و دکتر مصدق که جنبه سیاسی نهضت قویتر بود، در نامه‌ای که به کاشانی نوشتم که لازم است برای جنبه دینی نهضت اهمیت قائل شود. او بجای اینکه جنبه مذهبی را تقویت کند و بر جنبه سیاسی چیرگی دهد، به عکس رفتار کرد به گونه‌ای که رئیس مجلس شورای ملی شد و این اشتباه بود. من از او خواستم که برای دین کار کند، نه اینکه سیاستمدار شود.» 14
گذشته از آنچه تاکنون ذکر کردیم، تحولات و حوادث دیگری همچون واقعه پانزده خرداد سال 42 نیز انعکاس زیادی در اندیشه تاریخ‌نگری امام خمینی (ره) دارد. امام به روزهای تاریخی نیز توجه فراوانی داشتند و بر زنده ماندن یاد آنها تأکید می‌ورزیدند:
«باید پانزده خرداد و نوزده دی جاوید و زنده نگه داشته شود تا جلادی شاه از خاطرها نرود و نسلهای آتیه جرائم شاهان سفاک را بدانند.» «ملت ایران، نباید پانزده خرداد را از یاد ببرند.» «پانزده خرداد را بشناسید، مقصد پانزده خرداد را بشناسید.» 15

5ـ حوادث خاص
قطع نظر از تحولات برجسته و حوادث چشمگیر، تاریخ‌ اندیشی امام در شناخت برخی موضوعات خاص نیز مؤثر می‌افتاد. برای نمونه امام در شناخت علم طب در ایران به سابقه آن در عصر ساسانیان توجه کرده و می‌نویسد:
«استادان دانشگاه جندی‌شاپور همان اطبای رومی و یونانی بودند که طب عالی یونان را به دانش‌آموزان ایرانی می‌آموختند و طب یونانی را در کشور رواج دادند.» 16
همچنین در باب سابقه دانشگاه در ایران می‌گویند:
«ما هفتاد سال است که دانشگاه داریم، از زمان امیرکبیر تا حالا ما مدرسه داشتیم، دانشگاه داریم.» 17
روابط بعضی از علما با پاره‌ای از سلاطین نیز مورد اظهار نظر امام قرار گرفته است:
«خواجه نصیر که رفت در دنبال هلاکو و امثال آنها، لکن نه برای اینکه وزارت بکند، نه برای اینکه برای خودش یک چیزی درست بکند. او رفت آنجا برای اینکه آنها را مهار بکند و آنقدری که قدرت داشته باشد خدمت بکند به عالم اسلام.» 18
ارتباط علما با سلاطین صفوی نیز از موضوعاتی است که قضاوت تاریخی امام را بخود معطوف داشت:
«مرحوم مجلسی که در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند کرد نه خودش را صفویه، آنها راکشاند توی مدرسه و توی علم و توی دانش تا آنجایی که توانست.» 19
بکاربردن کلمات، اسامی و اصطلاحات تاریخی نیز نشان از رویکرد گسترده امام به تاریخ دارد. در نوشته‌ها و سخنان امام خمینی(ره) تعداد فراوانی از اینها یافت می‌شود که برای نمونه می‌توان پاره‌ای از آنها را ذکر کرد: بنی‌امیه، بنی‌ عباس، ابوسفیان، معاویه، اشعث، حجاج، ابن‌زیاد، چنگیز، هلاکو، نادرشاه، آقامحمد‌خان، نهضت تنباکو، مشروطیت، شیخ‌فضل‌الله، قرارداد وثوق‌الدوله، بهبهانی، کاشانی، مدرس، قوام‌السلطنه، دکتر مصدق، متفقین، هیتلر، آتاتورک، چرچیل، استالین، لنین، رضاخان و ...

6ـ لزوم ثبت درست تاریخ انقلاب اسلامی
ذهن و اندیشه تاریخ‌نگر امام خمینی (ره) و نگاه نقدگونه ایشان به تاریخ‌نگاری، امام را نسبت به چگونگی ثبت و ارائه تحلیل صحیح و درست از حادثه بزرگ قرن حاضر ـ یعنی انقلاب اسلامی ایران که او رهبری و هدایت آن را در دست داشت ـ نگران می‌ساخت. درست به همان اندازه که امام از سرنوشت خود انقلاب و مسیر آینده آن نگران بود، به همان میزان نیز نسبت به کیفیت ثبت تاریخ انقلاب و ارائه آن به نسلهای آتی دل مشغول بود. بر امام روشن بودکه نقش مورخان در ترسیم حوادث چگونه است و در موارد بسیاری تصویر ارائه شده از یک شخصیت یا حادثه چندان با حقیقت آن سازگاری ندارد. نکته‌ای که خود بارها در ارائه تاریخ گذشته آن را یادآوری کرده بود:
«این که می‌گویند انوشیروان عادل، این از اساطیر است، یک مرد ظالم سفاکی بوده است. منتها شاید پیش سلاطین دیگر وقتی گذاشتند، بهش گفتند عادل: اولاً کجایش انوشیروان عادل بوده است.» 20
امام به نقش جریانات مختلف در تحریف تاریخ وقوف کامل، داشت. بر همین اساس طی نامه‌ای که در مورخه 25/10/67 به حجت‌الاسلام سید‌حمید روحانی ارسال داشت از نامبرده تقاضا کرد تا جهت ثبت دقیق تاریخ حماسه‌آفرین و پرحادثه انقلاب اسلامی بی‌نظیر مردم قهرمان ایران اقدام نماید. در بخشی از این نامه آمده است:
«شما به عنوان یک مورخ باید توجه داشته باشید که عهده‌دار چه کار عظیمی شده‌اید. اکثر مورخین تاریخ آن گونه که مایلند و یا بدان گونه که دستور گرفته‌اند، می‌نویسند نه آن‌گونه که اتفاق افتاده است. از اول می‌دانند که در کتابشان بنا است به چه نتیجه‌ای برسند و در آخر به همان نتیجه می‌رسند.»21
در همین رابطه همچنین امام طی نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان مسؤولیت ریاست جمهوری و ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را به عهده داشتند از ایشان می‌خواهند تا گروهی را جهت نظارت دقیق بر آنچه در کتب تاریخی مدارس نوشته می‌شود، تعیین نمایند.» 22
امام خمینی (ره) علیرغم این دقت و تلاش جهت ثبت و آموزش دقیق تاریخ گذشته و انقلاب اسلامی از طرفی دیگر از جوانان نیز می‌خواهند تا بکوشند تا تاریخ انقلاب اسلامی را بیاموزند. 23

پایان سخن
امام بر خلاف بسیاری دیگر از علمای معاصر خویش که نه تنها از تاریخ معاصر غفلت می‌ورزیده‌اند، بلکه نسبت به تحولات تاریخ اسلام نیز تأمل جدی روا نداشته‌‌اند، به طور گسترده‌ای به تاریخ رویکرد داشت. بر این اساس،‌دانش تاریخ در اندیشه امام خمینی (ره) معلوماتی منقطع از زمان حال نبود و بین دیروز و امروز در نظر آن اندیشمند فرزانه جدایی یافت نمی‌شد. او می‌کوشید تا با مطالعه گذشته نه تنها از تعاملات حوادث با خبر گردد، بلکه با ژرفا بخشیدن به اندیشه خویش، پاسخ‌های مناسب برای چالش‌های موجود را نیز بیابد. تاریخ در نظر امام انبانی از قصه‌ها و افسانه‌ها نبود بلکه مصباح هدایت و کانون روشنایی، درخشش و الهام به حساب می آمد و همچون استادی سقراط‌گونه می‌ماند که می‌طلبید تا افلاطون‌هایی در مقابلش زانوی ادب بر زمین زده و از محضر پرفیضش بهره بگیرند.
سخن خود را در باب تاریخ‌اندیشی امام با ذکر بیانی زیبا از ایشان به پایان می‌بریم که باید گفت«
«تاریخ معلم انسان‌ها است».

به نقل از «کتاب نقد»، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ش 13.

پی‌نوشت‌ها:
1. امام خمینی (ره) در بیستم جماد‌ی‌الثانی سال 1320 هجری قمری متولد شده‌اند. شهادت پدر ایشان یعنی مرحوم سید‌مصطفی چهار ماه و 22 روز بعد از تولد امام یعنی روز دوازدهم ذیقعده همان سال بین راه خمین و اراک توسط خوانین و با ضرب گلوله اتفاق افتاد.
2. در جستجوی راه از کلام امام، دفتر شانزدهم، ص 37.
3. همان، ص 60.
4. همان، ص 58.
5. همان، ص 77.
6. همان، ص 69.
7. همان، صص 70ـ 69.
8. همان، ص 75.
9. همان، صص 77ـ 76.
10. همان، ص 211.
11. همان، ص 210.
12. همان، ص 84.
13. همان،‌ص 84.
14. همان،‌ص 85.
15. همان، صص 129و 123 و 122.
16. کشف‌الاسرار، ص 276 به نقل از : در جستجوی راه از کلام امام، دفتر بیست و یکم، ص 96.
17. در جستجوی راه از کلام امام، پیشین، ص 102.
18. همان، ص 133.
19. پیشین.
20. مان، صص 247، 38.
21. صحیفه نور، جنگجویان 21، ص 73.
22. این نامه امام پس از نامه آقای سید‌حمید روحانی به آن حضرت مبنی بر نسبت داده شدن دستور پناه بردن به سفارت انگلیس در جریان انقلاب مشروطه به آیت‌الله بهبهانی در کتب آموزشی مدارس ـ ارسال گردید. در نامه امام آمده است. «باعث تعجب و تأسف است که نظام آموزشی کشور اسلامی ایران نسبتی به مرحوم بهبهانی رحمت‌الله علیه دهد که حتی کسروی با آن سوابق ضد اسلامی درباره ایشان نمی‌دهد. کسروی ضد دین پس از تحلیل از آقایان بهبهانی و طباطبایی، دستور بهبهانی و طباطبایی به مردم را در پناه بردن به سفارت یک دولت بیگانه رد می‌کند.» ر. ک: صحیه نور، جنگجویان 21، ص 102.
23. ر. ک: صحیفه نور، همان، ص 177.
سیدحسین فلاح‌زاده
 



تاريخ : چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠ | ٦:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
تاریخ درج: 
9 /مرداد /1390
 

ازحضرت آیت‌الله آقا موسی شبیری زنجانی نقل شده است که:درسفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام درصحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید درحدود سی الی چهل سال بیشترنداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می گوید با شما سخنی دارم.

حاج حسنعلی نخودکی می گوید: من درحال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی(ره) بمانید من خودم پیش شما می آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می آید و می گوید چه کار دارید؟ امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (ع) کرد و گفت: تورا به این امام رضا(ع)، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بدهید؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره)فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلاکردید آیا قول می دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و درهرجائی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی توانم چنین قولی به شمابدهم. حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد وفرمود:حالا که نمی توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یادمی دهم و آن این که:
بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هوالعلی العظیم» می خوانی

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا(س) را می گویی

وبعد سه بار سوره توحید «قل هوالله احد» را می خوانی

و بعد سه بار صلوات می گویی:اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: و من یتق الله یجعل له مخرجا. و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله، بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدراً؛ (طلاق/۲ و ۳) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راهنجاتی برای او فراهم می کند و او را از جائی که گمان ندارد روزی می دهد،و هرکس برخداوند توکل کند کفایت امرش را می کند، خداوند فرمان خود را بهانجام می رساند، و خدا برای هرچیزی اندازه ای قرار داده است.) را میخوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

منبع: مجله بشارت،



تاريخ : یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ | ۳:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

بسم رب الشهداء والصدیقین

 

وبلاگ  رهروان ولایت (مهاجر)که یه وبلاگ مذهبی وخوبیه سوالی کرده بود که اگر قرارباشه مابین دین وفرزندمان یکی رو انتخاب کنیم  کدامیک رو انتخاب میکنیم؟

البته من یه چیزایی رو نوشتم چون حقیقتا سوال سختیه یعنی هنگام معرکه  وامتحان باید پاسخ داده بشه نه در آسودگی و...

اما مادران وپدران شهدا بعضا کارهایی رو کردن که آدم هنگ میکنه وسر تسلیم درمقابلشون فرود میاره مثل مادر شهیدی که فرزندش رو با دستان خودش غسل میده و واقعا می ارزه که آدم وقت بذاره وبخونه

چه چیزی سبب شد که شما سیدمحمد را غسل و کفن کنید؟ -

 من همان زمان عرض کردم و گفتم، درست است که فرزند من نیاز به غسل و کفن ندارد، ولی من او را غسل می‌دهم و کفن می‌پوشانم، تا به دشمنان بگویم ما از مرگ و شهادت هیچ ترس و واهمه‌ای نداریم و به مردم بگویم که افتخارم این است که پسرم فدای اسلام، انقلاب و حضرت امام شده است.

 

 شهید سید محمد محمد نژاد

خب، بعد از غسل و کفن... ؟ - خیلی نوازشش کردم و با او درددل کردم و بعد از آن نیز خودم وارد قبر شدم و تلقینش را خواندم. لبانم را جلوی گوشش گرفتم و به او گفتم: پسرم! سلام مرا به مادرت حضرت زهرا (س) برسان و به او بگو: من یک مادر پیری دارم و از او بخواه که در روز قیامت از من شفاعت کند.

متن کامل مصاحبه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

اس ام اس وشعر ارتحال امام

 

گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز

بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز

رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا

لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز

رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

.

تا از تن تبدار زمین روح خدا رفت / بالندگی از همت عنقایی ما رفت

آن ابر که گل هم قدم بارش او بود / سیراب نکرده عطش دشت، چرا رفت؟

.

با آمدنت بهار دل پیدا شد / بلبل به نوا آمد و گلها وا شد

ای کاش که رفتنت نمی دیدم من / با رفتن تو قیامتی بر پا شد . . .

 

می سوخت چو شمع تا سحر در شب مرگ

بشکفت گل از گل رخش در تب مرگ

آرامتر از همیشه با یاد خدا

گل خنده زد و نهاد لب بر لب مرگ . . .

.

هر دل شد حجله ای برای غم تو / هر دیده چو دجله است در ماتم تو

از یاد نرفته ای که دلها با توست / دل نیست مگر دلی که شد همدم تو . . .

.

دل به عشق اش داده ام دلداده ام

بَهراین دل، دل فکاری گریه کن

می رسد خرداد و داد از یاد ِاو

کی توانم بردباری، گریه کن . . . 

.

افسوس که نو بهار آخر گردید

آن باغ پر از شکوفه پر پر گردید

اندوه ، اندوه از فراق آن گل

کز بوی خوشش جهان معطر گردید . . .

.

دنیا به عزای تو یتیمانه گریست

هر مرد و زن و عاقل و دیوانه گریست

من کودک معصوم یتیمی دیدم

آنروز چه مظلوم و غریبانه گریست . . .

.

تصویر تو را چو خاک در قاب گرفت

آئینه شکست و گریه بر آب گرفت

ای هم نفسم نماز آیات بخوان!

خورشید به گل نشست و مهتاب گرفت

.

تنها نه دل و سینه و سر میسوزد

خورشید و ستاره و قمر می سوزد

هر شب که به گلزار تو آیم بینم

از داغ تو لاله تا سحر می سوزد

.

هر کجا پا بنهی حسن وی آنجا پیداست

هرکجا سر بنهی سجده‏گه آن زیباست

همه سرگشته آن زلف چلیپای ویند

در غم هجر رُخش، این همه شور و غوغاست

sms.com

بقیه در ادامه مطلب 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠ | ٦:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

وصیتنامة‌ سیاسی‌ ـ الهی‌  امام ره

 

 

بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم‌

   

  قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثّقلَیْنِ کتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی‌ یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ.

 الحمدُلله و سُبحانَکَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک‌ و جلالِک‌ و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیّةُ بِجمیعِ أسمائکَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایَعْلَمُهُ غَیرُک‌؛ و اللَّعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبیثةِ.

                  و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ که‌ شمه‌ای‌ کوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذکر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، که‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ که‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود، از ملک‌ تا ملکوت‌ اعلی‌ و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اکبر» و «ثقل‌ کبیر»   که‌ از هر چیز اکبر است‌ جز ثقل‌ اکبر که‌ اکبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر که‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلکه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار کوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

                 شاید جملة‌  لَنْ یَفْتَرِقا حتّی‌ یَرِدا عَلَیَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اینکه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یکی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یک‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌، تا آنگاه‌ که‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ کثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دریا است‌، یا چیز دیگر که‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و باید گفت‌ آن‌ ستمی‌ که‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعة‌ رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلکه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌ که‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

                و ذکر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر   بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و  ] در [  کتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا کتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مکرره‌ از پیغمبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشر بویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همة‌ مسلمانان‌ که‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشد برای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

                 اکنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر کتاب‌ خدا، این‌ ودیعة‌ الهی‌ و ماترک‌ پیامبر اسلام‌ ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ که‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ کرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ کریم‌ را وسیله‌ای‌ کردند برای‌ حکومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را که‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ کرده‌ بودند و ندای‌  اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ که‌ برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ کردند؛ و بر حکومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ که‌ یکی‌ از آرمانهای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ کشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و کتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ کردند، تا کار به‌ جایی‌ رسید که‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

                 و هرچه‌ این‌ بنیان‌ کج‌ به‌ جلو آمد کجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا که‌ قرآن‌ کریم‌ را که‌ برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلکه‌ عائلة‌ بشری‌، از مقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ کشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌)   تنزل‌ کرد که‌ بشریت‌ را به‌ آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حکومت‌ را به‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر که‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند که‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و کار به‌ جایی‌ رسید که‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حکومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر از طاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامة‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ این‌ کتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنکه‌ باید وسیلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ و کتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بکلی‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، که‌ دیدیم‌ اگر کسی‌ دم‌ از حکومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد و از سیاست‌، که‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌ بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتکب‌ شده‌؛ و کلمة‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوند بی‌دین‌ شده‌ بود و اکنون‌ نیز هست‌.

                 و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌ بزرگ‌ به‌ وسیلة‌ حکومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، که‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌کنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و با این‌ حیلة‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌کنند. ما همه‌ دیدیم‌ قرآنی‌ را که‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ کرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ کرد و بعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌ که‌ ملک‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ کریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌کند و وهابیت‌، این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌کند؛ و مردم‌ و ملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز و قرآن‌ کریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌کند.

 

                 ما مفتخریم‌ و ملت‌ عزیز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ که‌ پیرو مذهبی‌ است‌ که‌ می‌خواهد حقایق‌ قرآنی‌، که‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ بلکه‌ بشریت‌ دم‌ می‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ نسخة‌ نجات‌ دهندة‌ بشر از جمیع‌ قیودی‌ که‌ بر پای‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پیچیده‌ است‌ و او را به‌ سوی‌ فنا و نیستی‌ و بردگی‌ و بندگی‌ طاغوتیان‌ می‌کشاند نجات‌ دهد.

                 و ما مفتخریم‌ که‌ پیرو مذهبی‌ هستیم‌ که‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالی‌ بوده‌، و امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌، این‌ بندة‌ رها شده‌ از تمام‌ قیود، مأمور رها کردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگیها است‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ کتاب‌ نهج‌البلاغه‌   که‌ بعد از قرآن‌ بزرگترین‌ دستور زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ و بالاترین‌ کتاب‌ رهایی‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوی‌ و حکومتی‌ آن‌ بالاترین‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ ائمة‌ معصومین‌، از علی‌ بن‌ ابیطالب‌ گرفته‌ تا منجی‌ بشر حضرت‌ مهدی‌ صاحب‌ زمان‌ ـ علیهم‌ آلاف‌ التحیات‌ والسلام‌ ـ که‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمة‌ ما هستند.

                 ما مفتخریم‌ که‌ ادعیة‌ حیاتبخش‌ که‌ او را «قرآن‌ صاعد»   می‌خوانند از ائمة‌ معصومین‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانیة‌»   امامان‌ و «دعای‌ عرفات‌»
 حسین‌ بن‌ علی‌ ـ علیهما السلام‌ ـ و «صحیفة‌ سجادیه‌» این‌ زبور آل‌ محمد و «صحیفة‌ فاطمیه‌»   که‌ کتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌ زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ «باقرالعلوم‌»   بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌ و کسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومین‌ ـعلیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درک‌ نکرده‌ و نتوانند درک‌ کرد، از ما است‌.

                 و ما مفتخریم‌ که‌ مذهب‌ ما «جعفری‌» است‌ که‌ فقه‌ ما که‌ دریای‌ بی‌پایان‌ است‌، یکی‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخریم‌ به‌ همة‌ ائمة‌ معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پیروی‌ آنانیم‌.

                 ما مفتخریم‌ که‌ ائمة‌ معصومین‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهم‌ ـ در راه‌ تعالی‌ دین‌ اسلام‌ و در راه‌ پیاده‌ کردن‌ قرآن‌ کریم‌ که‌ تشکیل‌ حکومت‌ عدل‌ یکی‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعید به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازی‌ حکومتهای‌ جائرانه‌ و طاغوتیان‌ زمان‌ خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم‌ که‌ می‌خواهیم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پیاده‌ کنیم‌ و اقشار مختلفة‌ ملت‌ ما در این‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزیزان‌ خود را نثار راه‌ خدا می‌کنند.

                 ما مفتخریم‌ که‌ بانوان‌ و زنان‌ پیر و جوان‌ و خرد و کلان‌ در صحنه‌های‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و نظامی‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ یا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالی‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ کریم‌ فعالیت‌ دارند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامی‌ که‌ برای‌ دفاع‌ از اسلام‌ و کشور اسلامی‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شرکت‌، و از محرومیتهایی‌ که‌ توطئة‌ دشمنان‌ و ناآشنایی‌ دوستان‌ از احکام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلکه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحمیل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قید خرافاتی‌ که‌ دشمنان‌ برای‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضی‌ آخوندهای‌ بی‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمین‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندی‌ که‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ می‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مکرر دیدیم‌ که‌ زنان‌ بزرگواری‌ زینب‌گونه‌ ـ علیها سلام‌الله ـ فریاد می‌زنند که‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خدای‌ تعالی‌ و اسلام‌ عزیز از همه‌ چیز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ این‌ امر؛ و می‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعیم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچیز دنیا.

برای مطالعه کامل وصیتنامه به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠ | ۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

هرگزم نقش تو از لوح دل وجان نرود

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

سالگرد ارتحال عارف وارسته بنیانگذار انقلاب اسلامی تسلیت باد 



تاريخ : چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

شاید برای بعضیها سئوال باشد

چه فرقی بین دیکتاتوری و  ولایت مطلقه فقیه است؟ 

 

تفاوت ولایت مطلقۀ فقیه و حکومت دیکتاتوری درچیست؟ 

مقدمتا نیاز به تعریف ولایت مطلقه فقیه داریم:

  منظور از مطلقه در ولایت فقیه، مطلقه به معنای استبدادی و رها از

هرگونه مبنای مقبول و معقول نیست. که اگر چنین معنایی برای ولایت

فقیه تصور شود با شرط عدالت در ولایت فقیه سازگار نیست.مقصود از

«ولایت مطلقه»، ولایت مطلقه در اجرای احکام اسلام است؛ یعنی اوّلا؛

فقیه و حاکم اسلامی، ولایت مطلقه‏اش، محدود به حیطهٴ اجراست نه

اینکه بتواند احکام اسلام را تغییر دهد و ثانیاً در مقام اجراء نیز، مطلق به

این معنا نیست که هر گونه میل داشت، احکام را اجرا کند، بلکه اجرای

احکام اسلامی نیز باید توسط راهکارهایی که خود شرع مقدس و عقل

ناب و خالص بیان نموده‏اند، صورت گیرد.



بعلاوه، ولایت یا مسؤولیّت مطلقه، اختصاص به برترین فقیه جامع‏الشرایط

زمان دارد که اوّلا اجتهاد مطلق دارد و همه ابعاد اسلام را به خوبی

می‏شناسد و ثانیاً از عدالت و امانتی در خور ادارهٴ جامعه اسلامی

بهره‏مند است که او را از کجروی‏ها و هوامداری‏ها دور می‏سازد و ثالثاً،

دارای شناخت دقیق زمان و درک شرایط جاری جامعه و هوش و استعداد

سیاسی و قدرت مدیریت و شجاعت و تدبیر است و چنین فقیهی را

خبرگان مجتهد و عادل و منتخب مردم، پس از فحص و جستجوی فراوان،

شناسایی کرده، به مردم معرفی می‏نمایند و سپس، بر بقاء و دوام و

اجتماع همهٴ شرایط و اوصاف رهبری در شخص رهبر نظارت دارند و از اینرو،

وجهی برای نگرانی نسبت به عدم کارایی یا هوامداری و دیکتاتوری فقیه

حاکم وجود ندارد.

بطور خلاصه تفاوت ولایت فقیه با دیکتاتوری را می توان  اینگونه بیان نمود


1.در حکومت های توتالیتر و دیکتاتوری، صحبت از شرایط حاکم و قدرت

حاکمه، حدود اختیارات و وظایف و محدودیت ها، آنگونه که در جامعۀ

اسلامی و برای ولی فقیه مطرح است، نیست.



2.بعلاوه در حکومت های مطلقه و دیکتاتوری های فردی و گروهی، رأی و

نظر مستبدانۀ شخص حاکم، معمولاً از تمایلات نفسانیِ شخصی و یا

گروهی به خصوص، نشأت می گیرد و این خواسته ها و تمایلات بی قید و

بند بوده و هیچ محدودیتی ندارد.


3.تعیین حاکم در حکومت های دیکتاتوری معمولاً بصورت میراثی و

خانوادگی و یا در جریان انتخاب حزب و گروهی و بدون توجه به شایسته

سالاری صورت می گیرد و ملاحظاتی نظیر، جامعیت علمی، روح عدالت

محوری، آگاهی از مسائل روز و زمانه، تدبیر، سیاست و شجاعت و ...

مورد توجه قرار نمی گیرد اما  ملاحظات مذکور، در جریان انتخاب ولی فقیه

جزو ضروریات است.

 

برای مطالعه بیشتر به کتاب ولایت فقیه امام خمینی ره وپرسش ها وپاسخهای علامه مصباح یزدی رجوع شود



تاريخ : پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٦:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

دل پرخون امام از دست آل سعود

حکومت سعودی مطمئن باشد که آمریکا

لکه ننگی بر دامنش نهاده است که تا قیام

قیامت هم با آب زمزم و کوثر پاک نمی­شود.

 

 

- ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام

از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم کرد.

ما با آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به

مسجد الحرام وارد خواهیم شد.

 

اگر ما از مساله قدس بگذریم، اگر ما از

صدام بگذریم نمی­توانیم از مسئله حجاز

(آل سعود)بگذریم

 

من واقعاً در مسائل خیلی تحمل داشتم، در مسائل جنگ و غیره

تحمل داشتم اما این مساله مرا بی­تحمل کرده است.

کشتار حجاج توسط آل سعود-صحیفه  نورحضرت امام خمینی ره



تاريخ : دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود