آب را گِل نکُنید
شاید از دور علمدارِ حسین
مشکِ طفلان بر دوش
زخم و خون بر اندام
می رِسَد تا که از این آب روان
پُر کُنَد مشکِ تهی
بِبَرَد جرعه یِ آبی برساند به حرم
تا علی اصغرِ بی شیرِ رباب
نَفَسَش تازه شَوَد
و بخوابد آرام
آب را گِل نکُنید
که عزیزانِ حسین
همگی خیره به راهند که ساقی آید
و به انگشتِ کَرَم
گره کورِ عطش بگشاید
آب را گِل نکُنید
که در این نزدیکی
عابدی تشنه لب و بیمارست
در تب و گریه اسیر
عمه اش این دو ، سه شب
تاسحر بیدارست
آب را گِل نکُنید
که بُوَد مهریه ی مادرشان
نه همین آب
که هر جایِ دگر رودی و نهری جاریست
مهر زهرای بتولست.
از اینست که من می گویم:
آب را گل نکنید
آب را گل نکنید . . .



تاريخ : شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ | ٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

خون حسین واصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند .بگذار اصحاب دنیا ندانند . کِرم لجن زار چگونه بداند که بیرون از دنیایی که او تن می پرورد ، چیست؟ زمین و آسمان او همان است ، و اگر او را از آن لجن زار بیرون کشند ، می میرد.امت محمد را آن روز جز حسین ملجاً و پناهی نبود. چه خود بدانند و چه ندانند ، چه شکر نعمت بگزارند و چه نگزارند . واقعه عاشورا دروازه ای از نور است که آنان را از ظلم آباد یزیدیان به نورآباد عشق رهنمون می شود... اگر نبود خون حسین ، خورشید سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب نشانی از نور باقی نمی ماند... حسین چشمه خورشید است.

 

"فتح خون"

کشتی شکست خورده طوفان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان    خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

 



تاريخ : شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

عشق مطلق خداست
وزمینیان نسبت یه اقتضا زمینی بودنشان عشقشان نیز خاکیست
اگر میخواهی در های آسمان دلت دائما گشوده باشد صاف وبی غل و غش بی هیچ تردید وشک به او نگاه کن هر چه سروده است حق است اگرچه برایت تلخ باشد
هرحکمی کند زیباست وتو شاید حس زیبا شناختیت ترک برداشته
 است خیال کردی عاشق جز حرف معشوق سخنی میراند
هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ورنه تشریف تو بربالای کس کوتاه نیست
عاشق آنست که هر آنچه معشوق ازلی وابدی آن حضرت عشق سخن بگوید همان کند ومصداق بارزش حسین علیه السلام است جه در مدینه خاموش و چه در کربلا ومقتل گاه عشق چه در کوفه
اشنا کش وچه در شام غریب کش



تاريخ : پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 

قبر اسطوره تاریخ ایران کجاست

 اکثر ایرانی‌ها نمی‌دانند مزار امیرکبیر این بزرگمرد ایرانی کجاست
 

 امیر‌کبیر صدر‌اعظم ایران در زمان ناصر‌الدین‌شاه که در حمام فین کاشان به قتل رسید در شهر کربلا در کشور عراق به خاک سپرده شد.

این که چرا او را به کربلا بردند و اینکه چطوری در آن زمان جسد این مرد بزرگ رو با امکانات محدود آن زمان به عراق منتقل کرده‌اند؟ هنوز هم جای سوال است.

اما چیزی که بیش از همه مایه شرمندگی است، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانی‌ها نمی‌دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست تا زمانی که روابط ایران و عراق تیره بود و کسی حق سفر به کربلا را نداشت شاید این ندانستن توجیه داشت ولی امروزه با سفرهای متعدد مردم به عراق و کربلا جای بسی تاسف است که حتی یکی از کسانی که از عراق بر می‌گردد نمی‌داند که امیر‌کبیر هم در آنجا دفن بوده است.وشاید از آن بدتر که مقتل این شهید بزرگ به تفرج گاهی تبدیل شده که مردم بدون هیچ احساسی نسبت به تاریخ این مملکت وایران این شیر زخم خورده به تفریح مینشینند

مقصر کیست؟نکند هنوز آقا خان نوری ها واین انگلیسی جماعت هنوز نقشی ایفا

میکنند تا دیگر امیر کبیر ها ریشه شان خشک شود 

من آنقدر به این شهید بزرگمرد مرد ارادت دارم که هرگز سوختن وجودم را در

هنگام یاد این بزرگمرد از دست نمیدهم

اما هنوز امیر کبیرها نمرده اند وانگلیسی جماعت نیز در کارشان مشغولند

وتو کدام طرف ایستاده ای؟؟

 

 

روزی که امیر کبیر گریست 

سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز

 

یافتن جن به خون انسان مى‌شود.

هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند.

 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠ | ۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

 ندای آسمانی

برادر، من احساس می‌کنم هر که از این دروازه بگذرد، از سیطره‌ی زمان و مکان خارج می‌شود و در محیط عنایت محض قدم می‌گذارد. من رفتم برادر؛ باز هم می‌گویم، مبادا سفارش مرا از یاد ببری.

خدایا چگونه تو را شکر گویم بر اینکه مرا در اینچنین زمانه‌ای به جهان آورده‌ای؟ زمانه‌ی قیام، عصر بیداری. در اطراف خود اکنون که انتظار شب را می‌کشم، هر جا می‌نگرم چشمم به چهره‌های مصمم جوانانی می‌افتد که از نور ولایت حیات گرفته‌اند و به هیچ چیز جز احیای مکتب نمی‌اندیشند. خدایا چگونه تو را شکر گویم؟......

. این بار راهیان کربلا، این راحلان قافله‌ی عشق، بدان لبیک گفته‌اند. ‌ ‌‌‌رزمنده‌ای در سنگر نشسته و نامه می‌نویسد:

 ‌‌برادر، اگر من از فیض شهادت در راه خدا برخوردار شدم و به صف اصحاب اباعبدالله الحسین پیوستم، مبادا بگذاری که جای من در جبهه خالی بماند. باید بر آن عهد وفاداری که با اماممان بسته‌ایم استوار بمانیم و عباس‌گونه وجود خود را وقف استمرار و استقرار ولایت کنیم. برادر، هرگز اجازه نده که اسلحه‌ی من بر زمین بیفتد. همه‌ی آینده‌ی دنیا امروز به ما و آنچه که می‌کنیم وابسته است.

زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند.

و مگر نه آنکه گردن‌ها را باریک آفریده‌اند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.

و مگر نه آن‌که از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.

و مگر نه آن‌که خانه تن، راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه روح، آباد شود.

و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند.

و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرم‌هایی فربه و تن‌پرور برمی‌آید.

ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای، دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش

دلنوشته های سیدشهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی



تاريخ : دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠ | ٦:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

  اعیادشعبانیه مبارک

 

ولادت نگین خاتم  آقا امام حسین علیه السلام

 

وآقا ابوالفضل العباس (س)وامام سجاد(ع) مبارک

 

اگه این روزهابیاد امام حسین علیه السلام  وکربلاش آسمان دلتون

ابری شد وبارید ما رو هم دعا کنین 

 

روی نیازم کجاست، سوی حسین است و بس

                     قبلۀ قلبم کجاست، کوی حسین است و بس

 

سلسلۀ عشق را ســــــلسله جنبان خداست

         سلسلۀ عشق چیست، موی حسین است و بس

 

دیـــــدن وجـــــه خدا هــســـــت مــــــــــرا آرزو

                    وجه خدا ای عزیز، روی حسین است و بس

 

بوی بهشت خدا از حرمش می وزد

                 بوی بهشت خدا بوی حسین است و بس

 

رحمت و لطف و کرم، عشق و صفا در جهان

                           بخشش وجود و صفا، خوی حسین است و بس

 

روز جزا در عمل هر که رود ای عزیز

                   از برکات دم و هوی حسین است و بس

 

کوثر و حوض و بهشت، جنّت و نهر حیات

                       اندکی از قطرۀ  جوی حسین است و بس

 

  روز پاسدار وجانباز رو بهمه پاسدارها وخانواده هاشون تبریک میگیم

 یادمان نمی رود که امام فرمود :

اگر سپاه نبود کشورهم نبود



تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ | ۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

کربلای جبهه ها یادش بخیر

 

 

سنگر خوب وقشنگی داشتیم 

روی دوش خود تفنگی داشتیم

 

 

 

جنگ مارا لایق خود کرده بود

جبهه مارا عاشق خود کرده بود

بود سنگر بهترین ماوی من

آی جبهه کو برادرهای من

 

....

اگر دیرآمدم مجروح بودم

اسیر قبض وبسط روح (مشایی)بودم

در باغ شهادت(ولایت )رانبندید

......

سرزمین نینوا یادش بخیر

کربلای جبهه ها یادش بخیر



تاريخ : شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()

عکسی از مختارنامه درکربلا که درنوع خودش جالبه

البته نمیتوان نقش پخش سریال مختارنامه را در قیامهای اخیر وبیداری اسلامی کشورهای عربی مثل بحرین بی تاثیر دانست هر چنداندک  درضمن اگه تاثیری نداشت خیلی از این آقایون خلیج نشین عربی سریال رو تحریم نمی کردن

 

 

 



تاريخ : یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ | ٢:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : رامین خورنـــــــژاد(حسینی) | نظرات ()
  • ام جی | سیستان دانلود